خانه » تفریحات » Toronto Open Doors

Toronto Open Doors

هوا نه خیلی گرمه و نه سرد، بنابراین فرصت خوبیه که از رخداد Toronto open doors استفاده کنیم. هرسال این موقع ها که میشه، ساختمونهای دولتی و بعضی شرکت ها، درهاشون رو باز می کنن تا همه بتونن به داخل این اماکن سرک بکشن. کار جالبیه، هزینه ای برای بازدیدکنندگان نداره و میشه آدم وقت آزادش توی ویکند رو اینطوری پر کنه. از طرفی، خود من همیشه کنجکاو بوده ام که مثلا اون ساختمونه که توی خیابون یونیورسیتی پرچم کانادا رو بالاتر از بقیه برافراشته و بالاش یک چیزی مثل برج ایفل سبز شده، چی هست:
IMG_4174
خب، شنبه و یکشنبه این امکان فراهم شده که حس کنجکاوی ما رو راضی کنه. نزدیک به ۱۵۵ مکان مختلف در تورنتو – که عمده شون مراکز دولتی هستند – از ساعت ۱۰ صبح تا ۵ عصر اجازه میدن برید توشون بچرخید، توی بیشترشون عکس بگیرید و اگر اهلش باشید، در موردش اطلاعات کسب کنید. وقتتون پر شده، کنجکاویتون جواب داده شده و شاید چیزی هم یاد بگیرید. مقایسه کنید با وضع ایران، که همه چیز رو از آدم قایم می کنن! اونم خیلی وقتها چیزهاییه که خودشون هیچ غلطی در مورد ساختنش نکرده ان، مثلا زیر پل ورسک تابلو زدن که عکاسی و فیلمبرداری اکیدا ممنوع! آخه گوساله، تو این پل رو ساختی؟ ارث باباته؟ حالا یکی عکس بگیره به کجا بر می خوره؟! من خودم خیلی دلم می خواست داخل ساختمون وزارت کشور رو ببینم، یا مثلا از پنجره های برج سپهر بانک صادرات، منظره تهران رو تماشا کنم. ولی همه چیز قفل و بند شده، که نمی دونم چی اثبات بشه!
بگذریم. شال و کلاه کردم و راه افتادم، تلاشم برای پیدا کردن همراه به جایی نرسید و به همراه دوربینم رفتیم. اولین ضد حال رو توی ایستگاه لارنس خوردیم، جایی که اعلام کردن امروز TTC از لارنس تا بلور کار تعمیراتی داره و باید بجای قطار، از اتوبوس استفاده کنیم. کل مسیر رو هم مجبور شدم بایستم، یکساعت هم طول کشید و خلاصه همون اول کار خسته شدم. به هر حال، رسیدیم خیابون ولزلی و گردش رو شروع کردم.
اولش به بیراهه رفتم، یکهو سر از دانشگاه تورنتو درآوردم و جالب اینکه یکی دو تا مراسم عروسی توی باغ دانشگاه تورنتو دیدم! خیلی بامزه بود، آدم ناخودآگاه به یاد دانشگاه آزاد تهران مرکز میفتاد، اگر یک مرحله خراب تر از اونی که بود رو تصور می کردیم میرسیدیم به اردوگاه های استالاگ آلمان نازی! آدم محیط های اینطوری رو که می بینه، حتی فردی مثل من که از درس خوندن متنفره، انگیزه پیدا می کنه بره درس بخونه!
IMG_4148
IMG_4150
این هم برای اینه که دانشجویان عزیز به برج CN دید مستقیم و بدون مزاحمت داشته باشن، یک وقت دلشون نگیره!
IMG_4149
بالاخره با کمک نقشه گوگل، تونستم راهم رو پیدا کنم. اولین جایی رو که دیدم Legislative Assembly of Ontario یا مجلس قانون گذاری اونتاریو در شماره ۱۱۱ خیابون ولزلی بود. در و دیوار پر بود از عکس این عالیجناب و اون سر و این majesty و اون honourable و خلاصه مملکتی که ۱۵۰ سال قدمت داره ورداشته ریز و درشت افرادی که در تاریخش تاثیرگذار بودن رو معرفی کرده. لزوما هم همه این افراد با حکومت فعلی همسو نبودن ولی به هرحال نام و نشانشون هست، نه اینکه کلا همه گذشته و تاریخشون رو منکر بشن و قایم کنن.
IMG_4151
IMG_4155
IMG_4159
IMG_4161
در کنار اتاق هایی که برای امور اداری و دولتی در نظر گرفته شدن، یک سری اشیا قدیمی و شاید باستانی هم به نمایش در اومدن، مثلا این دوربین که برای گرفتن عکس های پانوراما در قدیم استفاده میشده:
IMG_4153
یا مثلا، اولین اشیا شیشه ای که در کانادا ساخته شدن:
IMG_4167
IMG_4169
پیپ هایی که توسط بومیان استفاده میشده و توی محدوده خیابون دندس پیدا شدن!
IMG_4171
این هم گرز قانون گذاریه! چیزی تو مایه های دستمال قدرت داداش کایکو!
IMG_4172
روبرومون هم خیابون یونیورسیتی قرار داره:
IMG_4173
مقصد بعدی ساختمون کانادا لایف بود، این همون ساختمونه است که توی شماره ۳۳۰ خیابون یونیورسیتی قرار داره و بالاش یک برج ایفل گذاشتن. فهمیدم این ساختمون مال قدیمی ترین شرکت بیمه کاناداست و بهمون اجازه هم دادن که بریم طبقه هفدهمش، از اون بالا مناظر داون تاون رو ببینیم:
IMG_4216

سمت چپ، ساختمون فعلی شهرداری تورنتو. روبرو، ساختمون قدیمی شهرداری. جلو، Osgoode Hall و در میانه هم، میدان ناتان فیلیپس:

IMG_4212

از اونجا رفتم به سمت Osgoode Hall. اینجا یک سمبل قوه قضاییه است، سال ۱۸۳۲ تاسیس شده و دادگاه عالی اونتاریو بوده. سالن دادگاه های قرن نوزدهم هنوز به همون شکل سابق نگهداری میشن و یک کتابخونه قدیمی هم داره. نکته جالب این بود که لباس قضات رو گذاشته بودن اونجا و مردم می رفتن اون لباس رو می پوشیدن و باهش عکس می گرفتن، از جمله یک پسره دلقک سیاه پوست با موهای وزوزی پف کرده، رفته بود روی صندلی قاضی نشسته بود و دوست دخترش هم ازش عکس می گرفت (کوفتش بشه، دوست دخترش دختر خیلی خوشگلی بود در حالیکه این یک شامپانزه بیشتر نبود!)

IMG_4176

IMG_4177

IMG_4178

IMG_4180

IMG_4182

IMG_4186

از این پنجره های قدیمی خیلی خوشم میاد!

از ساختمون Osgoode توی میدون ناتان فیلیپس بیرون اومدم، ساختمون شهرداری تورنتو هم که جلوشه. این هم از جاهایی بود که میشد بری ببینیش ولی فکر کردم که خب چیز خاصی نباید باشه. یک سری دفتر کار احتمالا مدرن و باز احتمالا یک ویوی خوب به تورنتو، اونم حالا که چی بشه!

IMG_4197

IMG_4204

بیخیال ساختمون شهرداری جدید شدم و بجاش رفتم ساختمون قدیم شهرداری، تقاطع کوئین و بی. متاسفانه عکاسی داخل این ساختمون ممنوع بود و نتونستم عکسی بگیرم، داخلش بد نبود و البته توجه دارید که کلا چیزهایی که این خارجی ها دارن خیلی برای ما قابل اعتنا نیست!

IMG_4201

IMG_4203

یک چند دقیقه ای توی میدون ناتان فیلیپس نشستم، حسابی خسته شده بودم و شمارنده موبایلم بهم می گفت امروز تا الان ۱۲۰۰۰ قدم راه رفتی. برای برگشتن، مسیر رو عوض کزدم و بجای اینکه مترو رو از سمت یانگ سوار بشم، از یونیورسیتی و اسپداینا رفتم به سمت دانزویو و از این طرف خودم رو رسوندم به خونه.

۲۸ نظر

  1. آقا با تموم اعصاب خرابت بامزه مینویسی…از قلمت خوشم میاد دقیقا چهره ات رو آدم جلو چشمش میبینه..ممنون از عکسا

  2. سلام دوست عزیز. نمیشد از اون شامپانزهه هم عکس بندازی؟ الان جدیدا مد شده اخه. هر چی زشت ترو و انتر باشی خواهان بیشتر داری منم خودم بارها و بارها از نزدیک دیدم اینجور موارد رو. به هر حال گزارش تصویری خوب و جالبی بود. به امید روزی که در اصلی تورنتو به روی ما باز بشه. باتشکر.

  3. خوب بود، دمت گرم.

  4. خیلی باحال بود، راستی وزارت کشور رو من دیدم جای قشنگیه ولی خب اون محدودیت هایی که تو گفتی رو داره دیگه.

  5. خیلی خوب بود، چه ساختمانهای قشنگی داره تورنتو، واقعا ارزش وقت گذاشتن و دیدن داره

  6. سلام امیرحسین جان، واقعا اگر دوستا یه تشکر خشک و خالی ازت نکنن کم لطفی کردن، چون عکس انداختن تو دلیلی جز بروز کردن وبسایتت نداشته و اینکارو واسه خواننده هاکردی، دانشگاه تورنتو هم جالبه (همون که یه چادر مانند سفید سقفشه). در کل گزارش خیلی خوبی بود، اکثرا تصاویر توی اینترنت تبلیغاتی هستن. خب آدم وقتی این تصاویر رو میبینه خیلی راحت تر خودش رو تو محیط تصور میکنه. قلم گیرای تو هم که حرفی نمیذاره، فقط باز چرا اعصابت داغونه ؟

    قربانت (بوس بوس – خندوانه کانال نسیم)
    راستی این کانال هر شب ساعت ۱۰ و تکرارش ۲ ، ۷ ، ۱۱ صبح و ۱۷ بعداز ظهر برنامه ی خندوانه رو داره. کانال نسیم. به نظرم برای وقتای تنهایی خوبه. لااقل یکم میخندی.

    • امير حسين روشناس

      اعصاب داغون من با این چیزها درست نمیشه! این کارها رو هم میکنم که یک سری چیزهایی یادم بره. در مورد این پست هم، بله حق با توئه، تقریبا نوشتن و آماده کردن عکس هاش ۳ ساعت وقت گرفت!

  7. سلام
    واقعا خسته نباشی. خیلی خوب بود. همیشه خوش باشی ^_^

  8. اینش برای من بامزه بود که بالاخره در مورد خوشگلی یه نفر نوشتی. دمت گرم و قصه هایت مستدام.

  9. راضیم ازت

  10. سلام آقای مهندس
    کار جالبی کردید!
    در خصوص کنجکاوی شما برای موارد مشابه وطنی باید خدمتتون عرض کنم که اگر درهای ساختمانهای دولتی و وازرتخانه ها در ایران برای مردم عادی باز بود؛ سنگ روی سنگ بند نمیشد در اون مملکت! برای توضیح بیشتر نمونه ای که من خودم به اقتضای کار سابقم شاهدش بودم رو تعریف می کنم. در حوالی پارک آب و آتش و نیمه ی آنطرف اتوبان همت این پارک؛ ساختمان وزارت راه و شهرسازی را با معماری عجیبش شاهد هستید که ساختمان بسیار با شکوهی به شکل یک مکعب مستطیل است با یک مکعب مستطیل توخالی در وسطش! تا اینجا رو همه ی مردم عادی که از اون حوالی رد میشوند می بینند اما بعد از این چه؟ وقتی واردش می شوید؛ یک مجسمه ی اسب که روی دو پای عقبش ایستاده و دستهایش را بالا گرفته؛ یالش افشان و پریشان رویش افتاده و دارد شیهه می کشد را در وسط تالار ورودی ساختمان می بینید که ارتفاع این مجسمه اندکی کمتر از قد خود ساختمان است و بزرگی اش هم متناسب با قدش!!! یعنی بیت المال مملکت در زمان دولت مهرورزی به این صورت برای رفاه حال مردم هزینه میشده!

    • امير حسين روشناس

      سلام
      اینجا هم پول های مردم حیف و میل میشه. حالا که پول ها از بین میرن بذارن مردم ببینن چطور از بین رفته!

  11. باحال بود. ممنون

  12. امیرحسین جان
    از بابت مطالبی که برای ما می نویسی ممنونم، اطلاعات خوب و جالبی می دهی که در واقعی تر نمودن تصویر ذهنی ما از کانادا خیلی مفید هستند. بیشتر بنویس شاید روزی همه اینها را در قالب یک کتاب منتشر کنی.
    با عرض پوزش میخواستم خواهش کنم در استفاده از استعاره هایی مثل شامپانزه تجدید نظر کنی. ممکن است روزی کسی شما را به داشتن تفکر نژادی متهم کند چون این مسئله در دنیای غرب خیلی جدی است.
    باز هم معذرت میخوام.

  13. سلام
    خیلی خوب و کامل بود سپاس
    راستی این معادله ریاضی باعث شدن به ریاضی علاقه مند بشم خخخخ

  14. اینا دوهزار و پانصد سال تاریخ تمدن داشته باشن چقدر حرف دارند برای گفتن !

    مرسی از اشتراک گذاریتون – عکس اون پنجره ها منو به یاد پنج دری های مجمردار خودمون انداخت …

  15. سلام آقاامیر
    یکی از اقوام ما برای دیدن فرزندش که چند سالی میشه ساکن تورنتو تابستان پیش به تورنتو مسافرت کرده بود چندی پس از بازگشت بشکل اتفاقی در جشن عروسی یکی از دوستان ایشون نیز دعوت بودند من با ایشان سر صحبت را باز نموده و در مورد کانادا و تورنتو سوالاتی نمودم یادمه می گفت زیاد به دلم ننشست ولی بر عکس از دوبی خیلی تعریف می کرد می گفت من اگه جای پسرم بودم قطعا اگه خیال مهاجرت داشتم دوبی رو انتخاب می کردم که هم به ایران نزدیکه و هم نو نوارتر و جذاب تر از کاناداست. با وجودیکه به کسی اقامت دائم نمیدن. جالبه می گفت فرودگاه پیرسون تورنتو خیلی معمولیه در حالیکه فرودگاه دوبی فوق العاده زیبا و مدرنه فروشگاه ه های دوبی هم خیلی شیک تر از کانادان .وخیلی چیزهای دیگه . نظر شما چیه اقا امیر؟

    • امير حسين روشناس

      سلام
      بنده با ایشون کاملا مخالفم! دوبی کجا و تورنتو کجا! دوبی از نظر من جایی که همه بهش کاملا موقت نگاه میکنن، همه چیز کاملا مصنوعیه، آب و هوایی بسیار بسیار بدی داره و در نهایت هم شما هیچ وقت نمیتونید شهروند اون کشور بشید. در مورد سایر مسائل بهتره صحبتی نکنم که تعبیر به نژاد پرستی نشه (هرچند خود ساکنینش این رفتار رو با خارجی ها میکنن).
      در ضمن باید دید هدف هر کس از مهاجرت چیه و دنبال چی میگرده. اگر نزدیک ایران بودن تا این میزان مهم باشه، بله دوبی بهتر از تورنتو هستش! اما من با توجه به مسافرت هایی که به جاهای مختلف دنیا کرده ام تورنتو رو بسیار شهر خوب و مناسبی برای زندگی دیده ام، خیلی بهتر از فرانکفورت و پاریس و آمستردام و خیلی جاهای دیگه.
      جهت اطلاع شما امسال تورنتو بهترین شهر دنیا برای زندگی انتخاب شد، از طرف نشریه اکونومیست. شاخص های اکونومیست برای من بیشتر از نزدیکی به ایران و شیک بودن فروشگاه ها مهمه.

  16. سلام جناب مهندس مدتیه مطالبی که زحمت می کشید و میذارید رو می خونم الحق نکات خوبی رو یادآور میشید و از این بابت جای تشکر داره . در خصوص تصمیم تون مبنی بر برگشتن به ایران که خیلی از دوستان مخالف تصمیم تون بودند .خواستم بگم خیلی ها برای مهاجرت احساسی و هیجانی نظر میدن بدون اینکه از شرایط اطلاع داشته باشن . دوری از خانواده و مسائل عاطفی یک مسئله و مشکلات مهاجران از قبیل ، مسکن ، بیمه ، مخارج ، تبعیض وو…مسائل عدیده دیگه که خیلی ها از اون خبر ندارن.من مهندسی رو میشناسم که در شرکت نفت بصورت رسمی کار می کرده و سال ۸۸ تحت تاثیر همین هیجانات کاذب با وجود داشتن حقوق ۷میلیونی و خونه و ماشین سازمانی علیرغم مخالفت شدید خانواده از کارش استعفا داد و تمام زندگیش رو فروخت اومد به کانادا و بعد از چندی به اونچه که می خواست نرسید ظاهرا اونجا فروشندگی و حتی گارسونی می کرد! بعد از دو سال برگشت و الان هم با یه شرکت پیمانکاری یر چاه های نفت با حقوق کمتر ار ۱/۵ میلیون داره کار میکنه !و یا همین یک هفته قبل احتمالا شنیدی که هموطنمون مرحومه مریم رشیدی که فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف و قبلا در پتروشیمی ماهشهر مشغول بوده بهمراه شوهر ش که او هم فارغ التحصیل مهندسی نفت بوده وفرزندشان برای زندگی و آینده بهتر اومدن کانادا و متاسفانه بدلیل پیدا نکردن کار متناسب با رشته اش مجبور شده کارگر پمپ بنزین بشه!! که متاسفانه اون اتفاق ناگوار براش پیش اومد و بچه اش بی مادر شدو وخیلی از این دست مسائل هست که خیلی ها بی خبرن .خیلی ها با وجود داشتن مدارک بالای دانشگاهی بدلیل نیافتن کار متناسب مجبورن برای بدست آوردن یه لقمه نون به هر کاری دست بزنن در حالیکه خیلی از اونا تو ایران کار و موقعیت خوبی داشتن و بنطر من دنبال سراب رفتن امیدوارم هرجا هستی موفق باشی و همیشه بهترین ها رو داشته باشی.

  17. سلام بزرگوار یکی از اساتید ما در دانشگاه میگفت کانادا پایگاه موقتیه برای اونایی که می خوان برن آمریکا. بنطر جنابعالی این حرف درسته ؟ اگه جنابعالی شرایط فعلی رو در آمریکا داشتی انتخاب نهاییت کانادا بود یا آمریکا؟ ممنون میشم پاسخم رو بدی

    • امير حسين روشناس

      بستگی داره. کانادا دو تا چیز بسیار بسیار مهم داره که آمریکا نداره. اول امنیت و دوم بیمه درمانی رایگان. آمریکا هنوز همون مفهوم غرب وحشی رو داره، خرید و فروش سلاح عادی و مرسومه و آمار جرم و جنایت بالا. در مقابل کانادا، بسیار جای امن و مناسبی مخصوصا برای زندگی خانوادگیه.
      در مورد بیمه درمانی هم، آمریکا خیلی هزینه هاش بالاتره. توی کانادا هم اگر شما تحت پوشش بیمه درمانی نباشی (مثلا کمتر از ۳ ماه از تاریخ ورودت گذشته باشه) هزینه های بسیار سنگینی داره. یکی از دوستان خود من کمتر از ۳ ماه از اومدنش به کانادا میگذشت، که آپاندیسش نیاز به جراحی پیدا کرد. ۷۵۰۰ دلار الان به بیمارستان بدهکاره! در حالیکه وقتی سه ماه از ورودت به کانادا میگذره، همین عمل هزینه اش صفره! اما در آمریکا کلا این مساله به عهده خودته. مگر اینکه شرکتی کار کنی، که جزء مزایای شغلیش پوشش بیمه درمانی هم باشه.
      صرفنظر از این دو مقوله – که بنظر من خیلی هم مهم هستند – آمریکا سرمایه داریه و کانادا سرمایه داری – سوسیالیستی. نرخ مالیات در آمریکا کمتره، سرعت پیشرفتت در آمریکا خیلی بیشتره (و به همون نسبت وقتی به مشکل بخوری، سرعت سقوطت سرسام آوره!) و دیگه این بستگی به خودت داره که چه پارامترهایی برای زندگیت مهم هستند. من به شخصه، خودم کانادا و فقط هم تورنتو رو برای زندگی و کار مناسب می بینم.

  18. خیلی عکسهازیبابود.ولی چرابه اون پسره بخت برگشته چیزمیگی؟؟؟خوب توهم برویه دوست دخترخوشگل برای خودت جورکن.هرچی باشه اون پسره(ازنظرشمازشت)سلیقه ی اون دختره(ازنظره شماخوشگله)والا!!!!

  19. سلام پست زنده و خوبی بود ممنون برای زحمتی که کشیدین سپاس

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*