خانه » ۱۳۹۳ » اسفند

بایگانی ماهانه: اسفند ۱۳۹۳

برخورد نزدیک از نوع اول

امروز اولین تجربه در برخورد با مشتری یا بقول این حضرات، کلاینت رو داشتم. یکی از مشتریهای شرکت ما، مجموعه ای به اسم مترولینکس هستش که حمل و نقل عمومی تورنتو رو مدیریت می کنه. شرکت قطار بین شهری تهران و حومه (متروی خودمون) بعلاوه شرکت واحد و بعلاوه سایر شرکتهای حمل و نقل عمومی رو در نظر بگیرید و ... ادامه مطلب »

مقایسه ایران و کانادا

خب، همونطوری که قبلا وعده داده بودم، در پایان سفر می خوام یک جمع بندی از ایران و مقایسه شرایطش با کانادا داشته باشم. هرچند دلم می خواست این اتفاق لااقل یکسال و نیم دیگه می افتاد، ولی تا همینجا هم کلی تجربه کسب کردم. نکات رو می نویسم و به دلیل زیاد بودن تعداد نکات، احتمالا این پست طولانی ... ادامه مطلب »

Home sweet home

مسافرت دو هفته ای من به ایران به اتمام رسید. می تونم بگم بجز چند ساعت، همه اش اعصاب خوردی و ناراحتی بود. روز آخر با یوسف حرف می زدیم، بهم گفت یادته اوائل که من رفته بودم و ازت در مورد ایران و شرکت می پرسیدم، می گفتی مثل همیشه است، و اگر می خوای بدونی چه خبر بود، ... ادامه مطلب »

شهر خاکستری

اصلا فکرش رو نمی کردم روزی بخوام چنین مطلبی رو در مورد شهری که این همه دوستش داشتم بنویسم. برای من تهران، یادآور اتوبان زیبای مدرس بود (که البته هیچ وقت متاسفانه نشد توی اون محدوده زندگی کنم)، چهار راه پارک وی، تجریش، دربند، قرار هایی که با امیر ارسلان و حسین و امید و بقیه بچه ها توی فرحزاد ... ادامه مطلب »

مسافرت به ایران – ۲

یادمه یک شب با علی و بهروز توی یک قنادی ریچموندهیل نشسته بودیم. صحبت مقایسه ایران و کانادا مطرح شد، علی گفت درسته توی ایران یک وقتهایی از دور و اطرافیانت دخالت و فضولی میدیدی، اما اگر ۹۰ درصد فضولی بود، ۱۰ درصد هم دلسوزی بود. اون ۱۰ درصد، یک وقتهایی در زندگی برات مهمه. برات ارزش پیدا می کنه. ... ادامه مطلب »

مسافرت به ایران – ۱

خب، یکی دو روز از رسیدنم به ایران میگذره و بد نیست چند کلمه ای در موردش بنویسم. البته تصمیم دارم در انتهای مسافرت به صورت مفصل به بیان تفاوتهایی که بین ایران و کانادا دیدم بپردازم، اما فعلا یکم خاطره و قصه تعریف کنم. یک شب با نوید که حرف می زدیم، بهم گفت تمام مشکلات و بدیهای ایران رو فراموش ... ادامه مطلب »

پیش بسوی تهران

با تاخیری که در پرواز ایر کانادا رخ داده بود، کمی دیرتر به فرانکفورت رسیدیم. نوای خوش مکالمات آلمانی رو همیشه دوست داشتم، فرصت هم مغتنم بود تا گرد و خاک نشسته بر معلومات آلمانی را بزدایم (چقدر متن ادبی شد!) گیت خروجی رو پیدا کردم و رفتم که یک چیزی بزنم به بدن. باز هم یک فست فود پیدا ... ادامه مطلب »

بر فراز اقیانوس اطلس

بالاخره روز موعود فرا رسید. جمعه صبح، طرفهای ساعت ۷:۵۰ بود که از خونه اومدم بیرون، به نسبت هر روز ۲۰ دقیقه دیرتر. جالبه که ساعت ۸ و ۴۰ دقیقه هم رسیدم سرکار، انگار دیرتر بیدار شم به صرفه تره. یکی دو تا جلسه کاری برگزار شد و به مدیرم گفتم امروز میخوام ساعت ۳ برم. گفت مشکلی نیست، فقط ... ادامه مطلب »

ما و آنها

امروز داشتم از کنار میز یکی از همکارها رد میشدم. این بنده خدا، coordinator یا مثلا رییس دفتر (!) مدیرعامله، شرکتی که کلا ۱۰ تا کارمند داره طبیعتا توش همه مدیر و رییس هستن دیگه! به هر حال، دیدم یک کتاب روی میزشه، یک لحظه فکر کردم کلاس زبان انگلیسی میره! حس کردم منشی یکی از شرکت هاییه که توی ... ادامه مطلب »

یک مسافرت به ایران

برای رسیدگی به یک سری امور، چاره ای بجز یک مسافرت به ایران برام نمونده. علیرغم اتفاقاتی که در این چند ماه افتاد و با تمام ناملایماتی که باهش مواجه بودم، تا الان از مسافرت به ایران پرهیز کرده بودم. الان هم اگر شرایط اجازه میداد، این کار رو نمی کردم. دلیلش این نیست که مثل خیلی ها “حالم دیگه ... ادامه مطلب »

یک روز برفی در تورنتو

​خب از پست قبلی مشخص بود که امروز حال و روز ما چطور خواهد بود. ولی خودم هم باورم نمیشد که صبح وقتی بیدار بشم، کنار دیواره تراس یک متر! برف جمع شده باشه. دقیقا یک متر! البته بدلیل این بود که طوفان زمستونی اومده بود (winter storm) و باد، برف رو با خودش می برد. شب قبل هم یک ... ادامه مطلب »

همین الان، تورن هیل!

امشب حرفی برای گفتن ندارم. فقط ازتون دعوت می کنم به وضع هوای فعلی تورنتو (به طور دقیقتر، تورن هیل) توجه بفرمایید! این هم یک ویدیو برای اینکه دقیقا درک کنید اوضاع از چه قراره: MVI_3659 سرمای گداکش شنیدید؟! یعنی دقیقا همین! ادامه مطلب »