هفته قبل نوید اومد کانادا. دوست زمان دانشگاه که فکر می کنم سال اول هیچ آشنایی با هم نداشتیم، از ترم سوم سلام علیک شروع شد و رفاقت به معنی رفاقتش از بعد دانشگاه شروع شد. سه نفر بودیم، هم قد و قواره، هم تیپ و هم شکل. کاوه و نوید و من. هر از چندگاهی تهران با هم شام ... ادامه مطلب »
زندگی در کانادا
“شما” مهم هستید
یکی از تفاوت های کانادا با ایران در اینه که به عنوان ارباب رجوع و مشتری، شما مهم هستید، نه منافع فروشنده و کارمند. حتما برای شما هم در ایران پیش اومده بود که مثلا برای افتتاح حساب جاری به بانک سامان رفته باشید و کارمند یا حتی معاون شعبه بابت حق العمل یا کارانه کوفتی خودش، شما رو مجبور ... ادامه مطلب »
شب سال نو ما
با توجه به اتفاقاتی که در اواخر سال ۱۳۹۳ برام افتاد، خیلی دل و دماغ برگزاری آداب و سنن سال نو رو نداشتم. باز هم این میونه، دم بهروز گرم که خیلی وقت ها حواسش به من و علی هست. البته صبح که رسیدم سر کار، رندل بعد از گود مورنینگ بهم با شور و شوق گفت: Happy Nowrouz! گفتم ... ادامه مطلب »
یک صبح به روایت تصویر
صبح از در خونه می زنی بیرون. سوار آسانسور میشی: با سرعت سرسام آوری از طبقه ۲۷ میرسی به لابی ساختمون: خیابون سمت راستت رو میری به سمت میدویو: دان کستر رو میری به سمت یانگ: اول صبحه و خیابون یانگ حسابی شلوغه (قابل توجه خوانندگان عزیز در ایران، تعریف شلوغی تهران و تورنتو یک مقدار با هم متفاوته!) به ... ادامه مطلب »
اسفند ماه
اسفند ماه رو همیشه دوست داشتم. خیلی سریع سپری میشد و به عید می رسیدیم. از اول اسفند، نگاه می کردیم ببینیم چند روز از آخر سال رو میشه تعطیل کرد یا مرخصی گرفت، که به شلوغی جاده فیروزکوه برخورد نکنیم. تبریکات سال نو از طرف شرکت های همکار می رسید و ما هم به نوبه خودمون برای بقیه تبریک ... ادامه مطلب »
اظهار نامه مالیاتی
بر هر ساکن کانادا اعم از مقیم دائم یا شهروند، واجب عینی است که هرسال پیش از آنکه به حسابش برسن، خودش به حسابش برسه. هرچی درآورده رو رو کنه و بفرسته برای آقای دولت، بدهکار شد پرداخت کنه و طلبکار هم شد، پولش رو بگیره بره حالش رو ببره. برخلاف نظامی که در ایران بود، که پول وقتی میرفت ... ادامه مطلب »
این روزهای تورنتو
برطبق گزارش environment canada، فوریه امسال سردترین فوریه در طول تاریخ تورنتو بوده! به قول خودشون هیچکس زنده نیست که بتونه فوریه ای سردتر از این رو به خاطر بیاره. متوسط دمای هوا منفی ۱۲٫۶ بوده و سردترین روز هم دمای هوا منفی ۲۵٫۵ که البته به خاطر وزش باد سگ مصب wind chill احساس سرما منفی ۴۰ بوده. دلم میخواست ... ادامه مطلب »
ما و آنها
امروز داشتم از کنار میز یکی از همکارها رد میشدم. این بنده خدا، coordinator یا مثلا رییس دفتر (!) مدیرعامله، شرکتی که کلا ۱۰ تا کارمند داره طبیعتا توش همه مدیر و رییس هستن دیگه! به هر حال، دیدم یک کتاب روی میزشه، یک لحظه فکر کردم کلاس زبان انگلیسی میره! حس کردم منشی یکی از شرکت هاییه که توی ... ادامه مطلب »
یک روز برفی در تورنتو
خب از پست قبلی مشخص بود که امروز حال و روز ما چطور خواهد بود. ولی خودم هم باورم نمیشد که صبح وقتی بیدار بشم، کنار دیواره تراس یک متر! برف جمع شده باشه. دقیقا یک متر! البته بدلیل این بود که طوفان زمستونی اومده بود (winter storm) و باد، برف رو با خودش می برد. شب قبل هم یک ... ادامه مطلب »
همین الان، تورن هیل!
امشب حرفی برای گفتن ندارم. فقط ازتون دعوت می کنم به وضع هوای فعلی تورنتو (به طور دقیقتر، تورن هیل) توجه بفرمایید! این هم یک ویدیو برای اینکه دقیقا درک کنید اوضاع از چه قراره: MVI_3659 سرمای گداکش شنیدید؟! یعنی دقیقا همین! ادامه مطلب »
باز هم تورنتو
(کپی رایت این عکس متعلق به سایت Transit Toronto است) فکر کنم قبلا هم گفته بودم که دوست داشتم محل کارم داون تاون باشه. میون اون همه ساختمون بلند سر به فلک کشیده، جایی که شاید خواستن از روی نیویورک کپی برداریش کنن. خب این اتفاق افتاد و هر روز باید بیام دندس و بی. حالا خودم توی اون ساختمون ... ادامه مطلب »
Blue Monday
امروز قشنگ معنی بلو ماندی رو حس کردم! صبح که ساعت زنگ زد، دیدم اصلا حال ندارم برم سرکار. صبحونه رو خوردم و با هر زحمتی بود راه افتادم. برخلاف انتظار، اتوبوس ۵۳ که از شرق استیلز میاد، جای خالی داشت و نشستم. نمی دونی چه حالی میده تو بگیری بشینی و یک عده دیگه که از جاهای خاصی اومدن سرپا ... ادامه مطلب »
درس معلم ار بود زمزمه محبتی … یکشنبه به وبلاگ آورد آدم غرغرو را!
در جمعی که دیشب بودیم، سرور گرامی و معلم انشای قدیمی خودم – که شاید سبک این نوشته ها، محصول راهنمایی های ایشون و سایر معلمین گرامیم باشه – نکته ای رو به من گوشزد کردن که بد نمی بینم در موردش بنویسم. البته من خوبی های این قلم رو عرض کردم (اگر اصلا خوبی داشته باشه) و طبیعتا کمبود و نقصش، فقط ... ادامه مطلب »
چند قلم هزینه زندگی
یکی از مواردی که خودم خیلی دوست داشتم قبل از رسیدنم به کانادا و تورنتو بدونم، قیمت مایحتاج روزمره بود. جسته و گریخته از آدم های مختلف گهگاه چیزهایی می شنیدم و یا می پرسیدم. ولی به نظرم رسید بد نباشه در مورد قیمت چند قلم کالا و سرویس صحبت کنم. یک فایده دیگه اش هم اینه که مثلا می ... ادامه مطلب »
تورنتو
تقریبا ۹ ماه از اومدنم به کانادا و به تورنتو میگذره. می خوام امشب ببرمتون تورنتو (کربلا رو با حاج محمود کریمی می تونید تشریف ببرید). می خوام در مورد حس و حال تورنتو بنویسم و برداشتی که از این شهر کردم. زمانی که برای اولین بار به اروپا مسافرت کردم، متوجه شدم که من از کشورهای اروپایی برای زندگی ... ادامه مطلب »