می دونم که در مورد خرید خونه داشتم می نوشتم (موضوع جذابی برای همه خوانندگانه ظاهرا!) ولی امروز خبری خوندم که جالب بود، گفتم در موردش بنویسم.
اول بگم که دیشب داشت بارون میومد سطل سطل! یعنی احساس می کردی دقیقا زیر آبشار نیاگارا رقتی، انگار بارون باهت لج می کرد و تمام تلاشش رو می کرد که خیست کنه! از دم خونه تا ایستگاه اتوبوس که رفتم، علیرغم پوشیدن پوتین و کاپشن ضد آب، تمام هیکلم (بدون اغراق تمامش) خیس آب شده بود. نمناک نه ها، خیس آب! پام توی پوتین چلپ چلپ می کرد! نمی دونم چه بارون وحشی بود. شانس آوردم شرکت یک دست لباس از قبل برده بودم برای مواقعی که نیاز به لباس رسمی و کت و شلوار میشه، رسیدم شرکت همه لباسهام رو عوض کردم! بقیه مردم هم دست کمی از من نداشتن ولی من دیگه وحشتناک خیس بودم.
بگذریم. یک آدم بسیار فرهیخته و با شعور پیدا شده به اسم Peter Thiel، که یک برنامه به نام Thiel Fellowship راه اندازی کرده، با این نیت که افراد مستعد برای بیزنس بجای اینکه وقتشون رو به مزخرفاتی از قبیل ریاضی پیش (۲ بار گرفتم)، ریاضی ۱ (۲ بار گرفتم)، ریاضی ۲ (۴ بار گرفتم)، ریاضی مهندسی (۲ بار گرفتم)، معادلات دیفرانسیل (۲ بار گرفتم) و فیزیک و نمی دونم VLSI و سایر جنفگیات بگذرونن، یک راست برن سراغ توسعه بیزنسشون! هدفشون بر طبق چیزی که خودشون اعلام می کنن دادن این توانایی به جوانان برای یک مسر جایگزین رسیدن به اهدافشان در راستای یک ایده خوب هستش. فلسفه شون هم اینه که بجای نشستن سر کلاس درس، این افراد می تونن چیزهای خیلی زیادی رو در کار عملی و با تجربه بدست بیارن. این برنامه از سال ۲۰۱۰ توسط یکی از بنیانگذاران Paypal راه اندازی شده و تا بحال ۸۰ نفر رو تحت پوشش گرفته. خود این بنده خدا میگه: دنیا از آدمهایی که درس رو ول کردن و دنبال ایده پردازی های خودشون رفتن، سود و منفعت بسیار بالایی برده، افرادی مثل بیل گیتس، مارک زاکر برگ، لری پیج و سرگئی برین (نمی دونم چرا اسطوره من استیو جابز رو مثال نزده).
سال گذشته ۷۰۰ داوطلب برای این برنامه نامزد شده بودن و امسال ۲۸۰۰ نفر. ۴ نفر هم برنده نهایی معرفی شدن: کتی تای از تورنتو، برای تاسیس شرکتی که آزمایشات ژنتیک رو دقیق تر انجام بده. سیمون تیان از مونترال برای تاسیس شرکتی که تکنولوژی های پوشیدنی برای کمک به مردم جهت انجام کارهای روزمره شون رو ارائه میده. هری گاندی از واترلو برای کنتاکت لنز (لنزهای چشمی) که در افراد مبتلا به دیابت، میزان گلوکز رو مانیتور می کنه و لیام هورن از کمبریج که شرکتی به نام Piinpoint رو راه اندازی کرده، تا به فروشندگان خرد کمک کنه فروشگاهشون رو در بهترین محل احداث کنن، اونم با توجه به پارامترهایی از قبیل جزئیات جغرافیایی، الگوهای ترافیکی و همینطور عادات مردم در خرید.
در بیانه امسال جناب تیل اومده: کالج و دانشگاه جای خوبی برای اینه که متوجه بشید تا بحال چه کارهایی انجام شده. اما برای انجام کارهای نو و تازه و برای جوانان، کالج می تونه بازدارنده باشه. مخصوصا اینکه بابتش بدهکار هم بشن! (توضیح اینکه اینجا و آمریکا، دانشگاه ها شهریه می گیرن اونم به میزان بسیار فجیع و بی رحمانه. یکی از بزرگترین دغدغه های والدین هم هزینه تحصیلات عالیه فرزندانه، معمولا هم دانشجو ها زمانی که فارغ التحصیل میشن کلی بدهی بابت وام و این چیزها دارن، بنابراین خیلی زود جذب بازار کار – اونم معمولا خیلی مبتدی و صرفا به انگیزه کسب درآمد – میشن و استعدادشون هرز میره)
خدایی اگر چنین راه حلی زمان تحصیل من پیدا میشد، بعید نبود کله ام رو به کار بیندازم و من هم الان صاحب یک بیزنس موفق میشدم! عمق تنفرم از درس و مدرسه می تونست انگیزه خوبی برای فرار از محیط حال به هم زن علم و دانش باشه! اینم یکی از مواردی که در زندگی بهش دیر رسیدم!
سلام خیلی مطلب جالبی بود
راستی با اینکه شما اونجا جا افتادید ظاهرا هنوز ماشین نخریدین نمی خوام از شما بپرسم چرا؟ ولی گفتم اگه تونستین یه مطلب در این مورد بذارید از قیمتها، هزینه های نگهداری و کلا مزایا و معایب. ممنون
بله حتما
۱۰۰ هزار دلار چی شد؟ فقط تو تیتر داری این عبارت رو.
منظورت اینه که اون آقا پیتر و برنامه اش به برنده ها ۱۰۰ هزار دلار میدن که کاسبی خودشون رو راه بندازن ؟؟
آره دیگه قصه گو! جایزه برای دو در کردن مدرسه!
خداییش تیتر استادانه ای بود. من فکر کردم می خوای خاطره ای از دودرکردن مدرسه مفید تعریف کنی. استفاده می کنم از نوشته هات. در ضمن یه فیلم در مورد اخلاق های کاری استیو جابز دو سال پیش ساختن حتما ببینش.
اگر بهش بد و بیراه گفتن، نمی خوام ببینمش! دوست ندارم نقاط منفی اسطوره ها برام بولد بشه.
فقط پرداخته به اخلاق های کاریش و خب خیلی هم مثبت نگفته در موردش. پس نبین.
ارل باید اون باور غلطی که میگن تحصیلات منجر به موفقیت کاری و مالی میشه رو از بین برد.
چرا همیشه این ایده های بیست مال اونوریاست؟!
اون کتابی که معرفی کرده بودم (پدر پولدار پدر فقیر) رو مطالعه کنید!
من هم یه دوستی داشتم که روانی برنامه نویسی بود و چهار پنج تا زبان برنامه نویسی رو بلد بود و تو شبکه هم ccnp داشت و دوران دانشگاه از عزاب آورترین لحظات زندگیش بود , میگفت من تمام چیزهایی رو که بازارکار و کارفرما نیاز داره رو بلدم و نیازی نداره بیام درسهای سنگینی مثل طراحی الگوریتم , ریاضی مهندسی , ساختمان داده و هزار تا چر توپرتی که به هیچ درد نمیخوره رو یاد بگیرم و همین موضوع باعث شده بود که هیچ کدوم از این درسها رو نخونهو حتی نزدیک بود به خاطر مشروطیت بیش از حد از دانشگاه اخراج شه , کسی که این همه استعداد تو شبکه و کدنویسی داشت و استادهای دانشکده جلوش کم می آوردن بعضی وقتا , حیف که مملکت ما مدرک گراست و نه تخصص گرا
آقا یکی ب ایشون بگه استعداد نویسندگیشم داره از بین میره… ب اونم دیر میرسه هاااااا
قانع شدم که چرا آدم موفقی نیستم!!!!!!
من نمی فهمم آدمی با جثارت و هوش شما چرا بیزینس خودش رو راه نمیندازه!
جسارتا “جسارت” درسته
زوده هنوز. خیلی چیزها رو نمیدونم، هنوز اینجا تازه وارد هستم
چرا آقا استیو جابز مثال نزده،واقعا چرا ….
میبینی؟!!!
سلام اقای روشناس
خسته نباشین با وبلاگ اپدیت و مطالب مفیدی که به اشتراک میگذارین، بسیار مثمر ثمر بود مخصوصا برای بنده که عرض دوماه به زندگی و کار تو انگلیس بدرود گفتم و وارد تورنتو شدم. احتمالا هم دانشکده ای هم بودیم تو میدون امام حسین. بنده ورودی ٧٩ بودم. تو این کمتر از یک هفته ای که اینجا هستم فکر میکنم کل وبلاگتون رو خوندم. به بحث شیرین ریاضی دو که رسیدم نتونستم که براتون مسیج نذارم. متشکرم واسه زمانی که گذاشتین و مطالب رو دسته بندی شده ارائه کردین. موفق باشید.
سلام
خواهش می کنم، البته من هیچ وقت درسم خوب نبوده :-p
سلام پیگیر کتاب پدر ففیر وپدر پولدار در ابنترنت شدم ۳۱صفحه هیت درسته؟
نه اون خلاصه اش است. باید چاپیش رو بخرید.