خانه » کوتاه از تورنتو » کوتاه از تورنتو ۱

کوتاه از تورنتو ۱

آقا اینطوری نمیشه. من دلم می خواد بنویسم و هیچی هم پیدا نمیشه که بشه در موردش مفصل نوشت. بنابراین هر وقت چیز جالبی رو پیدا کنم در موردش می نویسم و اگر هم موضوعی باشه که مفصل در موردش بشه صحبت کرد پست جداگانه ای رو بهش اختصاص خواهم داد.


چند هفته پیش یک پسربچه که از کتابخونه عمومی تورنتو یک کتاب مصور (تو مابه های تن تن) امانت گرفته بود، شب خوابش می بره و یکی از صفحات کتاب پاره میشه. زمانی که این کتاب رو به کتابخونه پس میده، یک یادداشت به همراه کتاب ضمیمه می کنه و اعلام می کنه که از پیشامد رخ داده متاسفه و عذرخواهی می کنه.
به فاصله چند روز، مسئولین کتابخونه این یادداشت رو پیدا می کنن و همه از این حرکت شگفت زده میشن، که یک پسربچه مسئولیت کاری که کرده رو بر عهده گرفته. قصه به همه جا پراکنده میشه و کل کانادا و آمریکا و حتی بعضی کشورهای اروپایی از این موضوع با خبر میشن. بالاخره والدین پسربچه متوجه میشن بچه ای که توی اخبار در موردش دارن صحبت می کنن، پسر اونهاست! با اطلاع به خبرگزاری ها، همه با این پسربچه مصاحبه می کنن و اینطوری میشه که جکسون داولر، یک شبه معروف میشه! وقتی ازش می پرن انگیزه ات برای این کار چی بود، میگه منصفانه نبود که بچه های دیگه این کتاب رو امانت بگیرن و ببینن یک صفحه اش نیست!

مقایسه کنید با فرهنگ خودمون. تا وقتی پای منافع و پول و پله به مشاممون نخورده، چاکرم و نوکرم و مخلصم و خراب رفاقتم و این مزخرفات. خدا نکنه پای چند میلیون تومن پول بیاد وسط، به هر قیمتی شده و با هر ترفند و حقه بازی که می تونیم، سهم شریکمون رو بالا می کشیم و یک آب خنک هم روش. رفاقت دیگه کیلویی چنده؟! الان مهم اینه که من سانتافه سوار بشم و نمی دونم فلانجا ملک بخرم. کاش وجدان این بچه و فرهنگی که این بچه رو پرورش داده، در وجود یک عده از هم زبانهای ما بود.

6a00e5509ea6a1883401b7c7c1ad02970b-800wi(کپی رایت تصویر متعلق به فیس بوک، کتابخانه عمومی تورنتو و نشریه مترو است)

۱۵ نظر

  1. اتفاقا ما میایم به بچه یاد می دیم که خودشو بزنه به اون راه و دروغ گفتن رو از همین چیزهای کوچیک بهش یاد می دیم که مبادا مجبور بشیم بابت کار بچه خودمون از جیبمون پول بدیم.
    توی فیس بوک هم نوشتم بهتره گاهی از معنای کلمه ها خجالت بکشیم تا انسان باقی بمونیم…واقعا وقتی لفظ دوست و رفاقت رو بکار می بریم چقدر به معنیش فکر می کنیم؟؟

    • آخ.
      یاد داستان خودم افتادم در کودکی (سوم دبستان) که ازش آسیب دیدم:
      داشتیم با بچه های محل فوتبال بازی می کردیم. من کنار زمین کنار یه تاکسی پیکان نارنجی وایستاده بودم. نوبت تیم ما شد، اومدم که برم نمی دونم چی شد که گوشه بلوزم گیر کرد به آنتن تلسکوپی رادیوش و اونم سریع شکست. منم بچه مودب و مسئولیت پذیر وایستادم کنارش تا صاحبش بیاد بهش خسارتشو بدم عذر خواهی کنم. بعد از نیم ساعت که طرف اومد و منو کنار ماشین دید اصلا نذاشت حرف بزنم، همینطور چک و لگد بود میومد سمت من…

      البته یه روایت دیگه هم توی مدرسه (چهارم دبستان) بود:
      بچه های زنگ ورزش تو حیاط برای گل کوچیک با آجر دروازه درست کرده بودن. زنگ تفریح همه داشتن بی هوا می دویدن (البته اون وقتا بی هوا خفه نمی شدیم خخخ) و احتمال زمین خوردنشون بابت این آجرها زیاد بود . من اینا رو جمع کردم بردم گوشه دیوار. صف که برای رفتن به کلاس تشکیل شد مدیر از من تشکر شد و کار منو جلوی همه گفت. خیلی لذت بردم.

  2. افرین جکسون کوچولو
    مقایسه ای کوتاه بین رفتار این کوچولو و ادم برزگایی ک برا رسیدن به منافعشون همه رو له میکنن فاصله ی عمیق شرافت تا رذالت رو نشون میده
    یه نکته : درست مثل بچگی های ما خط رو رو به بالا کج رفته
    یاد دوران دبستان خودم افتادم

  3. من فکر میکنم خیلی ها خیلی ها از خودمون هم همین کار رو انجام میدن. فراموش نکنیم همیشه نکات منفی خیلی پررنگ تر دیده میشن. البته که خود من بسیار خسته از خیلی چیزای مردمم هستم ولی تو قضیه ای که شما گفتی خیلی زیادن کسایی که رعایت میکنن. همینجا بیام بگیم خودمون بچه بودیم جای اون پسربچه چیکار میکردیم؟

    • امير حسين روشناس

      صادقانه بگم, من خودم احتمالا این کاری که جکسون کرده رو نمیکردم. البته به قول شما, اینجا هم انقدری تازگی داشته که رسانه ای شده.

  4. بسته به تربیت خونوادگی داره. مثل این پسر بچه تو هرکجای دنیا هست و اتفاقا بچه ها خیلی خیلی مسول تر هستند از خیلی بزرگترها.
    کارش قابل تقدیره.

  5. سلام امیر جان
    ۱٫بچه ها کلا صادق هستن در اکثر مواقع.همونطور که میگن اگه حرف راست رو میخوای بشنوی از بچه بپرس.ولی در کل کار این آقا پسر خیلی جالب بود.
    ۲٫من مطالب مربوط به محیط کاری که لطف کرده بودی و گذاشته بودی رو خوندم.
    اگه امکان داره یه مقدار بیشتر راجب محل کار، نوع پوشش کارمندان شرکت ها،‌ نحوه برخورد کاناداییها با اتباع کشورهای خارجی در محل کار (مثل خودمون)، قوانین مرخصی و هر مطلبی که فکر میکنی مهم هست برامون بنویسی.تشکر فراوان.

  6. آخه اییییی
    عزیزم، چه گوگولی نوشته ^_^

  7. واقعا جای تاسف. من این موضوع رو خیلی خوب درک می کنم. حتی بعضی ها هم هستند که برای چند صد هزار تومن بیخیال همه چیز میشن کاش برای چند میلیون بود

  8. در مورد انتخابات اخیر کانادا هم مطلبی اگه داری بذار
    کدوم نامزد برنامه کاریش واسه مهاجر ها بهتره؟

  9. دارمت برو بریم

  10. برای من مشابه این مرودپیش اومده منم پای کاری که کردم وایسادم ولی توبیخ شدم ولی هنوزهم که هنوزه پای کارای اشتباهم وای میسم حتی اگه توبیخ بشم.چون این یه وظیفه اس که پای کارای غلط ونادرستمون هرچندکوچک بایستیم پس نبایدیه منتی باشه سردیگران.

  11. سلام بابات این هم باید مالیات بدیم؟
    😀

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*