وبسایت https://www.lowestrates.ca یک بررسی در مورد هزینه های زندگی در شهر تورنتو انجام داده که بر طبق اون برای زنده موندن (نه زندگی) در شهر تورنتو، یک نفر آدم مجرد قبل از پرداخت مالیات باید حداقل مبلغ ۴۰۵۸۳ دلار سالانه درآمد داشته باشه (این عدد بعد از پرداخت مالیات، باید ۳۲۸۸۵ دلار باشه). این عدد فاصله خیلی معناداری با حداقل حقوق تعیین شده در استان اونتاریو داره، حداقل حقوق در اونتاریو در سال ۲۰۱۸ ساعتی ۱۴ دلار تعیین شده (همین عدد از طرف بسیاری کارفرماها قابل قبول نیست و صاحبان بیزنس های کوچیک از قبیل فست فودها و فروشگاه ها، باعث بالا رفتن هزینه هاشون به شکل قابل توجهی شده). این حداقل حقوق، اگر بصورت فول تایم در هفته مشغول باشید و ۳۵ ساعت کار کنید، درآمدی معادل ۲۵۴۸۰ دلار براتون ایجاد می کنه. البته در این بررسی و عدد های محاسبه شده فرض شده هیچ بدهی (از قبیل وام دانشجویی) ندارید و هیچ پولی هم برای پس انداز در نظر گرفته نشده. اعداد محاسبه شده به شرح زیر هستند:
- مسکن: بزرگترین چاله پول، ماهانه ۱۶۷۲٫۱۳ دلار از درآمد رو می بلعه. تازه محاسبه به صورت متوسط و برای فردی انجام شده که در یک کاندو و با یک همخونه زندگی می کنه (پس اجاره خونه رو مشترکا پرداخت می کنن)
- خورد و خوراک: برای یک مرد مجرد با سن ۱۹ تا ۳۰ سال، این عدد ۳۱۹٫۸۷ دلار و برای یک خانم در همین رنج سنی، عدد ماهانه ۲۴۷٫۳۳ دلاره.
- بیمه: خیلی از صاحبخونه ها مستاجرین رو ملزم به خرید بیمه می کنن. این عدد بر طبق محاسبات انجام شده ماهانه ۵۰ دلاره (البته من جایی رو میشناسم که ماهی ۲۰ دلار با کاوریج حداقلی میده!)
- تفریحات: شامل وعده های غذایی بیرون از منزل، سینما و اشتراک یک سرویس streaming مثل نتفلیکس بالغ بر ۳۵۴ دلار ماهانه میشه.
- رفت و آمد: اگر از TTC برای رفت و آمد استفاده کنید و در ماه یک تاکسی یا اوبر بگیرید، ماهانه ۱۷۶٫۲۵ دلار براتون آب میخوره.
- تلفن و اینترنت: برای یک اشتراک موبایل و یک اینترنت معقول، ماهانه ۱۲۷٫۵۰ دلار باید پرداخت کنید.
- باشگاه: خب خیلی ها در تورنتو اهل ورزش و باشگاه رفتن هستند، این عدد متوسط ماهانه ۷۵ دلاره.
خبر دیگه ای امروز شنیدم و اون اینکه بانک CIBC در سال جدید، به افرادی که تازه وارد هستند وام new comer ها رو دیگه پرداخت نمی کنه. قبلا اینطوری بود که بعد از ورود به کانادا، تا سه سال شما نیوکامر به حساب میومدید و بانک (معمولا همه بانک ها) با دریافت یک سوم قیمت یک خونه، به شما مابقی مبلغ رو وام میداد (بدون اینکه درآمد ثابت شده ای در کانادا داشته باشید). در واقع روی درآمدی که معمولا همه مهاجران در کشورهای مبدا داشته اند حساب می کردند و بهشون وام میدادن تا بتونن در کانادا خونه بخرن و اون درآمدها رو به کانادا منتقل کنن. اما این امکان در سال جدید حذف شده و برای بهره مندی از وام بانکی، باید حتما درآمد اثبات شده در کانادا داشته باشید.
با سلام بیمه درمان را ننوشته اید .به نطر من انسان تا یک منزل مسکونی از خودش نداشته با شد نمی تواند پس انداز ی هم داشته باشد .پس بنظر میرسد زندگی در کانادا درجا زدن است .اقای روشناس سعی کن یک مکان ۴۰متری هم که شده بخرید .
سلام
بیمه درمان مجانیه. البته هزینه دارو و دندانپزشکی رو پوشش نمیده.
یعنی اگر درسمون رو اونجا تموم کنیم پول راحت تر بدستمون میاد تا اینکه خودمون بریم اونجا کار کنیم؟
بله
امیر آقای عزیز خیلی متشکرم ازت بخاطر اطلاعات خوبت که در اختیار ما میگذاری
همیشه موفق باشی
سلام ، پس کارگران فست فود ها و… که حداقل حقوق رو دریافت میکنن ، باید زندگی خیلی سختی داشته باشن در کانادا .
بله متاسفانه.
الان سر انگشتی سالی ۴۰ هزار دلار هزینه میشه. بعد یه مهندس مثلاً برق فوق لیسانس یا دکتری حدوداً سالی چقدر خالص میدن بهش؟ دقیقاً هم نشد حدوداً مثلاً ۶۰ هزار؟ ۷۰ هزار؟ ۸۰ هزار؟ اصلاً رنجش جقدره؟
مثلاً یکیک از دوستام میگفت فامیلمون تازع مهندسی کامپیوترشو از اونجا گرفته سالی ۹۰ هزار دلار میگیره درسته؟
بستگی داره به خیلی عوامل. مهندس کامپیوتر فارغ التحصیل، سالی ۹۰ تا یک مقداری بعیده. یکی از دوستان خود من از دانشگاه کنکوردیا فارغ التحصیل شد، با سالی ۶۰ هزار دلار کار پیدا کرد.
این مبلغ اگه زرف تاره کار باشه بعد حقوقش زیاد شه خوبه. چون قسط ماشین که کمه خونه هم بخری اون پول اجاره رو که حساب کروم قسط خونه میدی.
این هم صحبت درستیه ولی افزایش حقوق اینطوری نیست که مثل ایران سالی ۱۰ یا ۲۰ درصد بالاتر بره. نهایتا سالی یکی دو درصد.
مثل اینکه لازمه اول مهاجرت پولدارررر بودنه
لازمه هرکاری، از جمله مهاجرت، پولدار بودنه!
ببخشید ی سوال همه اونحا کار متناسب با تخصیلات شونگیرشون میاد مثلا ی مهندس کامپیوتر اونجا حتما در حوزه خودش کار پیدا میکنه وصعیت کاریابی اونجا بهتر از ایرانه ؟؟؟؟
نه لزوما! بسیاری از آدمهایی که کار خوبی در ایران دارند، اینجا که میان به مشاغل پایین تر و حتی کاملا بی ربط مشغول میشن. مهندس مکانیک دیده ام که پیتزا دلیوری کار می کرده.
اون دوستتون که مثال زدید سالی ۶۰ تا کار پیدا کرده حدودا چقدرش رو باید مالیات بده؟
بعد از مالیات حدودا ماهی ۳۵۰۰ دلار براش می مونه.
خب این که خیلی افتضاحه! با توجه به مطلب بالا که میشه هزینه بخور و نمیر! تازه پیشنهاد شغلی مثلا خوبی هم هست! پس چجوری باید صاحب خونه یا ماشین شد وقتی هیچی برات نمی مونه تا قسط بدی؟ پس انداز که دیگه تعطیله
تنها حالتش اینه که یک همسر یا پارتنر داشته باشی و دو نفری کار کنی تا یک اجاره و حق سرویس تی وی و نت و .. رو بدی و اون رو بشه پس انداز کرد. نه؟
بله تقریبا درست گفتید.
عجباا بحث داره جدی میشه
پس چه جوریاس اخه ک همششش میگن وضع کار توو کانادا عالیه و پس اندارز میشه کرد و ….میگن خیلی راحت میشه صاحب ماشین مدللل بالا شد و …:-$
خب این یکی از همون مواردیه که باید به صحت حرفهای گوینده شک کرد! البته ناگفته نمونه که قبلا شرایط بهتر بوده، اما الان وضع همینه.
اصولا خرید ماشین در کانادا کار سختی نیست، شما با هفته ای زیر ۱۰۰ دلار میتونید یک ماشین خیلی خوب بخرید. ولی این قیمت خود ماشینه، هزینه های دیگه مثل بیمه و بنزین (که الان لیتری ۱٫۲۸ دلاره) جداگانه است.
سلام
به اعتفادمن در شرایط کنونی تنها جای دنیا که متخصصان مهاجر ایرانی حقوقهای بالای ۱۰۰ هزار دلار آمریکا در سال می تونن بگیرن کشور قطر هستش . بقیه کشورها من جمله کانادا این بیشتر به رویا می مونه که نصف این پول رو هم بتونی بگیری . قبلنا کویت هم خوب بود ولی الان فقط قطر
سلام
چقدر امکان سکونت و گرفتن اقامت برای ایرانیان مقدوره؟
ولله مهندس شرایط فرق می کنه الان که بین قطر و سعودی و امارات تنش پیش اومده برای ایرانی ها یه قدری بهتر شده . شما اگه پاس کاناداتو گرفتی امکان بهتری داری نسبت به هموطنهایی که پاس ایرانی دارن بنظرم حتما اقدام کن . با این شرایطی که بشکل صادقانه از زندگی در کانادا زحمت می کشی می فرستی و از واقعیتهای زندگی در اونجا میگی . موندن در اونجا به اعتقاد من به صلاح نیست نه پس اندازی و نه حقوق مکفی . حالا یکی می خواد بره درس بخونه و در ابتدای جوونی شه شرایطش فرق می کنه . بنظر می رسه برای شرایطی غیر از این کانادا فقط و فقط برا امثال خاوری و آقازاده ها که پول مفت ملتو بردن خوبه.
قبلا هم از یکی از دوستانم شنیده بودم در دانشگاه، استادشون گفته بود خیلی ها وقتی سیتیزن کانادا میشن میرن کشورهای حاشیه خلیج فارس، بدلیل حقوق های خیلی بالایی که اونجا پرداخت می کنن.
عجب جالب شد البته من دوبی و شنیدمک خوب هستش و …
چی بگم اکثر دانشجوهای دکتری هم خب بعد تحصیلات در کانادا برمیگردن ایران بعضیاشون میمون
عجب جالب شد البته من دبی و شنیدمک خوب هستش و …
چی بگم اکثر دانشجوهای دکتری هم خب بعد تحصیلات در کانادا برمیگردن ایران بعضیاشون میمون
ببخشید من تازه دارم برای دانشگاههای کانادا اپلای میکنم تا با خانمم بیام کانادا تا مقطع ارشد را بخونم و هدف ما هم اقامت کاناداست اما با این حرف ها کمی دلسرد شدم آیا ارزش داره که بیاییم آنجا برای زندگی یا به کشور دیگری مپل استرالیا فکر کنیم؟
دوست عزیز سمت راست صفحه زیر منوی اصلی رو ملاحظه کنید.
سلام آقای روشناس
من تقریبا تمام وبلاگ شما رو خوندم،قلم بسیار شیوایی دارید.
ولی نمیتونم باهاشون ارتباط برقرار کنم،یه چندتا عکس از خودت بزار ببینیم چه شکلی هستی تا شاید بیشتر شد ارتباطمون.
خیلی باحالی
باحالی از خودتونه.
سلام آقای روشناس
خیلی متشکر بابت اطلاع رسانی
موفق باشید
خواهش می کنم.
سلام اقای روشناس مرسی که وقت میذاری و اطلاعات و تجربیات رو به اشتراک میذاری
اقا امیر شما اطلاع داری وضعیت کاریابی کسایی که فارق تحصیل از خود کانادا هستن (مثلا کارشناس ارشد MBA)
چطوره؟؟درامداشون خوبه؟؟
فارغ التحصیل از خود کانادا خیلی وضعش با مهاجر متفاوته. شبکه ارتباطی و موقعیت های کاری خیلی بهتری نصیبش میشه. البته شانس هم نقش خیلی مهمی داره ولی در کل کسی که در کانادا درس میخونه خیلی وضع بهتری داره.
ممنون اقا امیر.
سلام ، به نظر شما و طبق مشاهده هایی که از محیط کاری کانادا داشتید ، به نظرتون در مورد مهندسی نرم افزار اون شخصی که در کانادا ارشد یا دکترای کامپیوتر میگیره ، نسبت به متخصصانی که خارج از کانادا درس خوندن ، میتونه موفق تر باشه از لحاظ کار و درآمد و موقعیت؟
سلام
بله مسلما. البته دکترا در هر رشته ای بیشتر بدرد افراد آکادمیک می خوره، یعنی شما اگر دکترا داشته باشید برای کاری که لیسانس لازم داره پذیرفته نمیشید. غالب کارهای کامپیوتری لیسانس کافیه، فوق لیسانس هم مشکلی نداره.
سلام آقای روانشناس
مرسی از توضیحاتتون
یه سوال داشتم
اونجا برای کارهای فنی چطوره؟
من خودم کارم نقاشی ساختمان و نصب کاغذ دیواریه
خانومم لیسانس شیمیه و زبانش فوله
زیر ۳۰ سال هستیم جفتمون
بازارکار این شغل من خوبه؟
میدونین ماهیانه چقدر درامد میتونم داشته باشم؟
سلام
بنده روانشناس نیستم، روشناس هستم!
در مورد سوالهای شما نمی تونم نظر بدم، اطلاعی ندارم.
آقای روشناس حالا بخاطره اینکه این آقا اشتباهی اسم شمارو دیده دلیل نمیشه که سوالشو جواب ندی و بپیچونی…جنابعالی که وبلاگ نویسی میکنی یا نکن یا با اطلاعات وبلاگ نویسی کن…مگه میشه جواب سؤالِ این اقارو ندونی؟! خودتم مهاجری،خودتم اولش مثه خیلی های دیگه که اینجا سؤال دارن بودی…خودتو گم نکن پسر خوب،هرکی ندونه خیلی ها از ایرانیای اونجا میدونن که چی به چیه…دلتو به یه وبلاگ خوش نکن
من متوجه نشدم کجای صحبتم نشان از گم کردن خودم بود. بالای صفحه به صراحت نوشته ام که نمی تونم در مورد پیدا کردن کار و میزان درآمد و این موارد نظر بدم، باز هم دوستانی هستند که از این سوالات می پرسند. خود شما بمن می تونی بگی جواب سوالات ایشون برای کسی که در ایران زندگی می کنه، چیه؟ من زمینه کاریم مهندسی نرم افزار، اون هم فقط در حوزه وب هست. چیزی که در کانادا یاد گرفتم این بود که بجز زمینه ای که در موردش کار و تجربه دارم، اظهار نظر و صحبت نکنم. زمینه کاری ایشون و خانمش برای من کاملا ناشناخته است، اگر اظهار نظری بکنم قطعا فاقد ارزش و اعتباره.
مگه میشه جواب سوالاتشون رو ندونم؟ بله میشه! من در مورد خیلی ایرانیای اینجا اطلاعی ندارم، ولی در مورد خودم می دونم که خیلی چیزها هست که نمی دونم و در موردش هم اظهار نظر نمی کنم.
مطالبی که در وبلاگم نوشتم هم، همیشه سعی کردم مستند و به قول شما بر مبنای اطلاعات باشه. شما مثال نقض اگر دیدی ممنون میشم بهم اطلاع بدی. ولی خوبه که شما هم برای دیگران – من جمله من – تعیین تکلیف نکنی که وبلاگ نویسی بکنم یا نکنم!
سلام و ممنون از شما بابت اینکه تجارب گرانبهاتون رو در اختیار بقیه قرار دادین. گرچه خوندن این همه مطلب ب صورت فشرده خیلی طاقت فرسا بود :d اما قطعا ارزشش رو داشت، خصوصا این ک فکر میکنم شرایط من الان تا حد بسیار زیادی مشابه شرایط شما موقع هجرتتونه: ی گیک کاربلد (اعتماد ب نقس رو دارید!) سی و اندی ساله ک بعد سال ها کار سخت و طاقت فرسا واسه خودش اعتباری داره و حالا مونده بین دوراهی رفتن یا موندن! البته قطعا برخلاف بعضی از خواننده هاتون از شما بخوام برام طالع مهاجرت ببینید! ولی ی سؤال هست ک هنوز جوابش رو نمیدنم و اگر امکانش باشه دوست داشتم نظر شما رو بدونم. توی وبلاگتون چندجا در مورد مزیت ها و معایب مهاجرت بحث کرده بودید، طبیعتا برخی مواقع نظراتتون ناشی از شرایط روحیتون موقع نوشتن بوده که کاملا قابل درکه (هرچند ی چیزی رو هیچ جوره نمیتونم درک کنم و اونم اینکه چندجا اشاره کرده بودید ب نظریه گرفتن پاسپورت یا ب قول منصور رشتی همون برگه فاخر آزادی و برگشت ب ایران، در حالی ک این شاید دلیل مناسبی برای بازگشت نباشه، چون آدم هایی ک از دستشون ب دیار غربت سرگذاشتید هنوز همون آدم هان و مملکت هم همون مملکته و چیزی عوض نشده و صرف داشتن ی پاسپورت مزیت قابل توجهی برای شما ایجاد نمیکنه، حداقل ن اونقدر ک چندسال عمرتون رو براش بدید!).
بگذریم، حالا سؤال من اینجاست شما اگر ایران میموندید این سؤال واستون رو تا آخر عمرتون یدک می کشیدین ک اگر میرفتم چی میشد و الان کجا بودم و چکار میکردم؟ و حالا ک رفتید شاید با این سؤال دست ب گریبان باشید ک اگر نمی رفتم چی میشد و الان وضعیم چ جور بود؟ (مصداق چوب دو سر طلا!) من شخصا فکر میکنم اکثر مواقع آدم بهتره برای کاری ک کرده پشیمون باشه تا کاری ک نکرده. شما چی فکر میکنید؟ ب نظرتون کدوم سؤال عذاب آور تره؟
یا شایدم ب قول اون خواننده ای ک ظاهرا خیلی ازش دل خوشی ندارید: دنیا گاهی غرق دوراهیه، کی میدونه رسم دنیا چیه؟!؟ زندگی کن! … و ما فقط اینجاییم ک زندگی کنیم!
بازم ممنون و ببخشید طولانی شد!
درست میگید. احتمالا این سوال رو همیشه از خودم می پرسیدم که اگر میرفتم چی میشد و یا حتی بدتر، میگفتم من اگر می رفتم با بقیه فرق داشتم و حتما می ترکوندم. بنظر من هم اگر امکانش رو دارید اقدام کردن چیز بدی نیست ولی کاملا برای موارد پیش بینی نشده آماده باشید. کانادا مدینه فاضله نیست، یک جاییه که چیزهای بهتری از ایران داره و چیزهای بدتر (مثلا فکر این رو بکنید که هر کاری بکنید، بیشتر از یک سومش رو باید به دولت مالیات بدید). مجموعا نمره ایران ۱۰ اگر باشه، کانادا ۱۴-۱۵ است، ولی ۲۰ نیست و فکر هم نمی کنم جایی برای من در دنیا ۲۰ باشه.
ممنون از پاسخ شما
البته یوتوپیا! (ب قول شما خارجیا) ک توهمی بیش نیست، چ در مورد کانادا یا همسایه جنوبیش یا حتی اسکاندیناوی یا هر جای دیگه! از نقطه نظر مالی هم با توجه به اون مالیات کمرشکن ک دولت فخیمه اخذ (بخوانید زورگیری) میکنه، قطعا در بلندمدت وضعیتم در ایران از اونجا بدتر نخواهد بود، ب خصوص با این وضعیت فلاکت بار مسکن ک چشم بادومی های … به وجود آوردن. همین ها هستند ک تصمیم گیری رو سخت میکنه…
بازم سپاس از شما، اگر دل و دماغش رو داشتید ب نوشتن ادامه بدید… لطفا! خصوصا در خصوص زندگی آدم های سالمند اونجا و اینکه در مقایسه با ایران چطور روزگار پیری رو میگذرونن!
این که زندگی برای تازه مهاجرها سخت باشه چیز دور از تصوری نیست. چیزی که برای من سوال هستش اینه که وضعیت خود کانادایی چطوره با این تفاصیل؟ اونها با این درآمد کم چطور زندگی می کنند؟
اینو می دونم که خیلی از مردم با فقر دست و پنجه نرم می کنند. می دونم که زندگی تعدادی از مردم وابسته به Food Bank ها و خیریه های ساخت مسکن است. و این که خیلی از مردم تا سال های سال مقروض بانک ها و موسسات مالی هستند (به خاطر اقساط وام مسکن) و این که کم نیستند افرادی که شب های سرد را در گرم خانه های تورنتو سر می کنند.
اما باز هم برام قابل درک نیست که چطور چند میلیون نفر جمعیت تورنتو یا بقیه شهرها در حال زندگی با این وضعیت هستند.
مواردی که گفتید همه درست هستند. مثل مردمی که در تهران زندگی میکنن، اونجا هم هزینه زندگی خیلی بالاست و خیلی ها حداقل درآمد رو دارن یا بیکار هستن. آسمون همه جا یک رنگه.
ما توو ایران دلمون نمیاد ماهیانه همچین خرجی برای خودمون بکنیم اما حاضریم بریم اون سر دنیا توو غربت ماهی n میلیون هزینه کنیم !!! والا با ماهیانه انقدر خرج و برج توو ایران هم شاداب میشی هم با فرهنگ میشی هم خَیِر میشی هم میتونی عشق و حال دنیا رو کنی
F R:
سخنرانی های هیجان انگیز اوباما
مانورهای خیره کننده جنگنده سوخو،
کنسرت های باشکوه یانی،
هماهنگی باورنکردنی رژه ارتش روسیه
انگار هیجان و زندگی در
جاهای دیگر وجود دارد !
اطرافم را که نگاه میکنم انتظار مرگ
حوصله ها را سر برده است.
هرکس که میمیرد میگویند: •راحت شد•
باران دیگر حتی پیرمردهای کشاورز
را هم خوشحال نمی کند.
باران که می آید میشورد و با خود میبرد
تازگی ها دیگر با شکست کنار آمده ام. یک جایی میخواندم در دانشگاه هاروارد دانشجوها شغل پیدا نمیکنند، میسازند!
اینجا دانشجوها هرکدام که تاپ هستند فرار میکنند و بقیه مانند یهودیان
گرفتار در چنگال نازیسم!
خدا به دادشان برسد ! حتی اوباما هم میگه انگار زیبایی های زندگی انگار در جایی دیگه ای هس اونم زمانی ک در بالاترین رده شغلیه و در یکی از بهترین کشور ها
مصطفی هـ | نیویورک
@naghmegi
فکر می کنم کامنت جدیدی که گذاشتید یک مقداری شخصی بود و برای همین منتشرش نکردم. قطعا کانادا یا هرجای دیگه دنیا ارزش چیزی که گفتید رو نداره.
ممنونم
شمااااااا بزرگوارید
با درود! من هر روز وبلاگتون رو چک میکنم به امید این که مطلب جدیدی بگذارید. ازتون خواهش میکنم شما بر خلاف سایر وبلاگ نویس های مهاجر هر چند دچار تکرار و روزمرگی شدید باز هم مطلب بنویسید
میخوام بهترین های مطالب وبلاگتون رو تا اینجا انتخاب کنم!
۱٫ “اعصاب ندارم ها” با فاصله زیاد منفی ترین بوده برای من البته خاطره بعدش اون رو جبران کرد و لحظه شماری برای دیدن “خوش اومدید تابلوی فرودگاه پیرسون” هنوز تو خاطرم مونده
۲٫ “چی شد نظرم عوض شد” انگیزشی ترین خاطرتون و حرف دل من و خیلی از مهاجرین هست.
“اعصاب ندارم” عمده ترین دلیلش بیماری مادرم بود و از طرفی شرایط کاری کانادا هم توی ذوقم خورده بود!
درود به شما من ۷ سال داروخانه کارکردم آیا میتونم در کانادا وارد داروخانه بشم؟
فکر نمی کنم مشکلی باشه، پروسه مربوطه اش رو باید طی کنید (که بنده بی اطلاعم) و بعد می تونید مشغول بکار بشید.
سلام
من هم خواننده صفحه شما هستم منتها اوایل برای انگیزش میومدم می خوندم
الان اوضاع فرق کرده میام می تونم که فکر مهاجرت بپره از سرم.
از شوخی گذشته من خیلی خاکستری ام و دارم سیاه میشم و من این رو نمی خوام
پس تغییرش بدید! سخت هست اما به دستاوردهاش میارزه. حداقل آدم بدهکار خودش نمی مونه که “می تونستم و انجام ندادم”.
من جای شما بودم اقا مسعودالبته با اجازه ی قلمو کاغد ور میداشتمو دو دو تا چارتا میکردم و بررسی میکردم ک کجا کفه ترازوو سنگین تره
اره حق با شماست ولی گاهی ذهن دو دو تا چهار تا رو درست حساب نمیکنه…
من الان یک هفته است اومدم کانادا و باید بگم اینجا واقعا آش دهان سوزی نیست!
به نظر من کانادا برای چند دسته آدمها خوبه
اول قشر پولدار یعنی کسانیکه تو ایران بالای حداقل ۱۰ میلیارد سرمایه دارن
دوم کسانیکه تحصیلات یا تخصص خوب دارن ولی به خاطر اقتصاد داغون ایران درامد خوبی ندارند. من کسی رو میشناسم که با لیسانس برق شریف حقوقش زیر ۲ میلیون بود و بعد از ظهرا تو آژانس هم کار میکرد
سوم کسانیکه با فرهنگ و فضای سیاسی ایران مشکل دارن. یعنی مثلا خانمهایی که از حجاب متنفرن یا آقایونی که مشروب و دیسکو و ازین حرفها براشون جالبه و خیلی مثالهای دیگه.
من تو ایران خونه و ماشین و کار خوب داشتم. حقوقم هم در حد ۷-۸ میلیون بود و واقعا خوب زندگی میکردم. الان اگه خوش شانس باشم و کار پیدا کنم درامدم اول کار در همین حد خواهد بود ولی هزینه هام تقریبا ۲ تا ۳ برابر میشه!
من اگه به خاطر همسرم نبود بیخیال این سرزمین یخ زده میشدم!
با شما در کلیات موافقم ولی اگر صبر داشته باشید و البته در مقابل تغییرات شخصیتی خودتون مقاومت نکنید، اینجا براتون کم کم بهتر میشه.
بقول شاعر بزرگ معاصر هوشگ ابتهاج(ه.ا.سایه)
آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک
جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست.
ببخشید امکان حذف پیام وجود نداره اقای مهندس؟؟؟
از طرف شما خیر. کدوم رو می خواهید حذف کنید؟
عجب حکایتی شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به امید روزی که هر جوانی بتونه در کشور خودش آینده خودش را بسازد.
سلام خدمت جناب آقای روشناس آیا بازار کار رشته های حسابداری و مدیریت مالی خوب هستش یا خیر؟؟ با تشکر مهرداد.
بازار کار همه رشته ها خوب هستند، یعنی براشون کار پیدا میشه. ولی چقدر طول بکشه و چه راهی باید طی بشه، اون قسمت سخت ماجراست.
یه سئوال پیش اومد من الان ۱۸سالمه و چندماه دیگه کنکور و انتخاب رشتمه (تجربی ) با توجه به تجربیاتتون چ رشته اونجا جواب میده
من نمیتونم در مورد انتخاب رشته اظهار نظری بکنم.
شنیدم خیلی ها هم در تخصصخودشون کار نمی کنن و یه جورایی به شغل کاذب روی اوردن چون نیاز اونجا تخصص اونها نبوده و ناچارا در کاری غیر مشغول شدن.هر چند این با پذیرش توی کانادو منافات داره!
مثلا طرف بی هوشی خونده و الان پرستار یک شخص سالمند شده و بابت این کار حقوق میگیره .
ایا این صحت داره؟
و ایرانی ها بیشتر با چه کارهایز مشغولن؟
فدات هستیم
تا حد خیلی زیادی این حرف درسته. بجز رشته کامپیوتر و اون هم مشخصا در فیلد برنامه نویسی، خیلی افراد رو که دیدم در زمینه های دیگه ای مشغول بکار شده اند و حتی اونهایی که در زمینه مرتبط کار می کنند، پوزیشن خیلی پایین تری به نسبت اونی که در ایران داشته اند.
سلام مهندس
سوال من شاید یکم عجیب باشه اما خب می تونه سوال کاربردی باشه
واسه افرادی که مجردی به کانادا مهاجرت کردن، چقدر شانس ازدواج یا حالا دوستی با جوونای کانادایی هست؟
اونا ما رو به چشمی می بینن که ما افغانیا رو در ایران می دیدیدم؟ یا اصلا یک خانواده کانادایی از ازدواج دخترش با یک پسر ایرانی راضی خواهد بود؟
چون در پست های قبل شما خبری از ازدواجتون ندیدم احساس کردم که مهاجر جز در ازدواج با دیگر ایرانی ها، شانسی برای تشکیل خانواده نخواهد داشت…
نه عزیزجان، ذختر مو بلوند و خوشگل کانادایی هم جزو گزینه های روی میز هست همیشه 🙂 منتها روش دل بردن از این بانوان محترم با دختران ایرانی متفاوته. از اون طرف زندگی کردن باهشون هم متفاوته. ولی در کل اینکه از کجا اومده باشی شما رو محدود برای ایجاد ارتباط نمی کنه (اگر خانم شما رو پسند نکنه، داستانش جداست) ولی من ایرانی دیده ام که با دختر کلمبیایی، کانادایی، چینی، دومینیکن و … پارتنر بوده اند. خانمها رو هم دیده ام که دل جوانان رعنای کانادایی رو ربوده اند.
ولی در کل، چون حتی گرفتن پارتنر (و نه ازدواج رسمی) میتونه مسوولیت ایجاد کنه (اگر اشتباه نکنم، شما با یک نفر اگز ۳ سال زندگی کنید اتوماتیک قوانین زن و شوهر بر شما اعمال میشه و اگر رابطه به هم بخوره، اموالی که در دوران رابطه بدست آورده باشید تقسیم بر دو میشه) به همین دلیل شاید افراد احتیاط می کنن.
بازم دمشون گرمه اینجا تقسیم بر یک میشه اونم اون یکی!
سلام وقتتون بخیر
سوال من این هست که تا چه حد سابقه کاری ما در ایران پذیرفته می شه؟
آیا با هر سابقه ای که وارد کانادا بشیم باید ۳۰ سال در کانادا کار کنیم تا بازنشسته بشیم یا مدت کارکردمون تو ایران رو حساب می کنن؟
اگر منظورتون برای پیدا کردن کاره، میزان سابقه کاری – با توجه به مصاحبه یا امتحانهایی که ازتون می گیرن – در نظر گرفته میشه.
ولی اگر منظورتون بازنشستگیه، نه. برای کانادایی ها اصلا اهمیتی نداره شما یکسال کار کردید یا ۲۹ سال. در هر حال از دید این سیستم شما سابقه کاریتون صفره (چون به صندوق های بازنشستگی کانادا پولی پرداخت نکرده اید) و اگر اشتباه نکنم، مدتی زمانی که برای بهره مندی از مزایای کامل بیمه بازنشستگی باید کار کنید، ۴۰ ساله نه ۳۰ سال.
تازه اگر همون ۴۰ سال رو هم کار کنید، بر طبق نرخ فعلی چیزی حدود ۱۰۰۰ و خورده ای دلار بهتون پرداخت میشه. این پول رقمی نیست که بشه باهش زندگی کرد، بنابراین باید خودتون به فکر ساختن دوران بازنشستگی باشید.
چع طوری ب فکر دوران بازنشستگی بود وقتی با این اوصاف ک فرمودین شاید از پس زندگی روزانه هم برنیایم؟؟؟؟
Good question!
سلام من سه سوال دارم شما که از کانادا اینقدر بد میگید چرا هنوز اونجا هستید؟
من از شما فقط یک سوال می بینم، جوابش هم اینه که من بد نمیگم. واقعیت ها رو میگم و خیلی از واقعیت ها خوشایند من یا خیلی های دیگه نیست. اما با در نظر گرفتن جمیع جهات، مزایاش به معایبش می چربه.
خبرهای کانادا رو که میخوندم ، این لینک جالب توجه بود ،
https://www.dailywire.com/news/24980/justin-trudeau-returning-isis-fighters-theyll-be-emily-zanotti
یعنی واقعا ترادو میخواد به د*اع*شی هایی که اظهار پشیمانی کردن پ*ناهند*گی کانادا رو بده ؟ اگه راست باشه که باید به عقلش شک کرد .
حرف زیاد میزنن، باید دید چقدرش عملی میشه!
همه جا همین طوره
با این عدد اگر دو نفری کلا استارت زده بشه مهاجرت فکر کنم سریعتر و راحتتر بشه تحمل کرد جداقل بعد اقتصادیو
پایین ترین Salary در تورنتو قبل محاسبه حول و حوش ۲۳٫۰۰۰ میشه؟
و این که یه مالیات فدرال هست و ایالتی میشه توضیح بدین که مالیات ایالتی چجوری تصاعدی میره بالا ؟و حداقل و حداکثرش چقدره؟
ممنونم
حداقل دستمزد ساعتی ۱۴ دلار. روزی ۸ ساعت. ۵ روز در هفته. ۵۲ هفته در سال. نتیجه رو خودتون محاسبه کنید.
برای مالیات جدول هست، سایت CRA رو ببینید خودش یک ماشین حساب برای محاسبه مالیات داره.
سلام مجدد
سوالی که از حضورتون داشتم اینه که آیا استفاده و نصب نرم افزارهای قفل شکسته در کانادا برای ما مشکل ساز خواهد بود؟
با توجه به قیمت بالای خیلی از نرم افزار های مهندسی آیا ما اجازه استفاده از نرم فزارهای کرک شده ای که در سایت های ایرانی هستند رو درخانه یا مکان های عمومی خواهیم داشت؟
کسی با محتویات شخصی کامپیوتر شما کاری نداره. ولی مسلما توی محل کار نمی تونید از نرم افزار کرک شده استفاده کنید. دانشگاه هم فکر می کنم نسخه های مخصوص خودش رو داره و در اختیار دانشجوها قرار میده.
سلام
آقای روشناس به نظر شما این ارقامی که اعلام شده مثلا برای اجاره منزل در تورنتو درسته؟ چون من سایت های خونه یابی کانادارو نگاه میکنم مثلا در منطقه ریچموند هیل با حدود ۱۷۰۰ دلار ماهانه میشه خونه اجاره کرد (یعنی به تنهایی).
شما که اونجا زندگی میکنید نظرتون چیه؟
بله، چون این ارقام متوسط قیمت هستند. ضمن اینکه ریچموندهیل و شهر تورنتو دو تا منطقه مختلف هستند.
متوجه شدم ممنونم مرسی
ببخشید هزینه ها در کبک به چه صورته؟؟ وضعیت اشتغال و ..؟؟
ممنونم
از تورنتو خیلی مقرون به صرفه تره. مثلا آپارتمان رو میشه با ماهی ۹۰۰ دلار اجاره کرد. یا بلیط حمل و نقل عمومی که در تورنتو نزدیک ۱۵۰ دلاره، در مونترال زیر ۱۰۰ دلار.
اشتغال در تورنتو بهتره در کل. مقایسه کنید مثلا تهران رو با اصفهان یا تبریز و مشهد.
سلام خانه دانشجویی مناسب براى دانشگاه تورنتو کجاست و چقدر هزینه داره ؟
سوالتون خیلی کلیه. چطور محلی مد نظرتونه، اتاق مبله، بیسمنت، کاندو، رنتال …
سلام جناب روشناس عزیز، من و همسرم با وکیل برای کبک اقدام کردیم. ، با توجه به این که هنوز سیستم باز نشده احتمالا پروسمون ۴ سالی حداقل طول میکشه، میخواستم ببینم ایا بهتر نیست واسه این مدت هر دو با پذیرش مستردانشجویی بیایم کانادا که تا مسترمون تموم بشه کارای اقامتمونم اوکی بشه و کار بهتری پیدا کنیم؟ نگرانی عمده بنده اینه که ایا گرفتن مدرک از کانادا اینقدر منو جلو میندازه تا پرداخت هزینه دانشگاه جلوش بصرفه؟ من مهندس شیمی هستم خانمم هم مهندس برقه
با سپاس
بستگی داره چقدراوضاع مالیتون خوب باشه. مهاجرت دانشجویی – که بعد تبدیل به اقامت بشه – سریعترین راه ورود به کاناداست ولی هزینه اش خیلی بالا در میاد.
سلام
این ها متوسط هستن
کاشکی مثل پست های سال های گذشته که قیمت سیر تا پیاز رو نوشته بودی رو دوباره بر اساس قیمت های سال ۲۰۱۸ بزاری واقعا نیاز دارم بدونم
مبلغ اجاره خونه در حد ۴۰ متری
میان گین خوراک و پوشاک
و چیز هایی که میدونی و ما نمیدونیم
غیر از هزینه اجاره خونه، بقیه اجناس تقریبا همون قیمت های سابق هستند و من تفاوتی در اونها نمی بینم. تورم اینجا خیلی پایینه، منهای ملک. مثلا خونه ای که اون اول من اجاره کرده بودم ماهی ۱۴۵۰ دلار، الان ماهی ۱۷۰۰ دلار شده.
سلام
مدرس دانشگاه هستم
میکروب شناسی خوندم
دوستی میگفت اول کارت رو ردیف کن بعدش برو کانادا
گفتم چطور؟
گفت اول با دانشگاه کانادایی هماهنگ کن با استادها هماهنگ کن اگه دعوت نامه دریافت کردی برو
آیا این روال وجود داره؟
اطلاعی ندارم.
سلام
وقت بخیر.
بنده ۱۰ سال سابقه کار در شرکت های خارجی را دارم که در ایران دفتر دارند ( شرکت های مطرح آلمانی و سوئیسی).
مدیر فروش هستم و لیسانس نرم افزار !!!!
آیا این پیش زمینه، موضوع بسیار مهمی است و شانس پیدا کردن شغل را افزایش جدی می دهد ویا موضوع خیلی مهمی نیست؟؟!!
موضوع “بسیار” مهمی نیست ولی میتونه کمکتون کنه.
۶۵ میلیون نفر سیتی زن شیپ کانادا شدن( پاس کانادایی گرفتن) ولی جمعیت کانادا رو ۳۵ میلیون نفر فریز شده بنظرتون چرا؟؟؟؟
چون اغلب مهاجرا بعد از تجربه ها سخت و پر هزینه ، فرار را بر قرار ترجیح می دهند بازم چرا؟؟؟
۱. شرایط کاری طاقت فرسا و رقابتی و اغلب قشر حقوق بگیر زیر خط فقر هستند.
۲. اب هوای قطبی و کاملا ادم رو دپرس میکنه!
۳ . مالیات سنگین ۴۵ درصد در امد سالیانه ( ۳۰ درصد از حقوق+ ۱۳ ارزش افزوده )
اقای روشناس اقای دکتر سامی ۳سوال کلیدی مطرح کردند اگر ممکن است لطفاپاسخ دهید .باتشکر حسین
ایشون دو تا سوال مطرح کردن و در جوابش سه تا جواب خودشون دادن. دوباره متنشون رو بخونید.
۶۵ میلیون نفر سیتی زن شیپ صحت داره ؟؟
اگه اینطور باشه که اوضاع خیلی قمر در عقربه.
من این عدد رو برای بار اولیه که می شنوم از دوستمون.
با عرض سلام خدمت مهندس عزیز روشناس …مهندس میخواستم بپرسم بازار کار تو کانادا برای شغل طراحی داخلی و نما و کسی ک ب یکی از نرم افزار های س بعدی کاملا مسلط باشه چطوره …اصلا از لحاظ این دست از شغل ها چطوره ؟ میشه ب درامد بالایی رسید ؟
عزیزجان، من خیلی هنر کنم در زمینه رشته کاری خودم اطلاعات داشته باشم. شما از یک نفر که هم رشته خودت باشه تحقیق باید بکنی.
سلام آقای روشناس ممنونم بابت وقتی که میزارید …
سوالی که ذهنم رو درگیر کرده اینه من ارشد مهندسی صنایع دارم ولی فیلد تحقیقاتی و کارم دیتا ماینینگ تحلیل دیتا هستش و خانمم ارشد روانشناسی داره با رزومه خیلی عالی و نخبه هستن میخوایم اسکالرشیپ بگیریم البته خانمم ، از دانشگاهها سالی بین ۲۰ تا ۲۴ هزارتا میدن منم مشخص نیست کی بتونم کار پیدا کنم فکر کنم شرایط زندگیمون خیلی سخت بشه ما داریم برای دانشگاه مک مستر در شهر همیلتون اقدام میکنیم. سوالم اینه با این رزومه خانمم ، ما میتونیم برای استرالیا یا آلمان و هلند هم اقدام کنیم یا هر کشوری جز آمریکا .. به نظرتون اون کشورها ما آینده و زندگی بهتری نسبت به کانادا میتونیم برای خودمون بسازیم؟
خدا می دونه. من در کانادا زندگی می کنم، نهایتا می تونم نظر خودم رو در مورد زندگی در کانادا (اون هم فقط تورنتو) بگم. در کشورهای دیگه زندگی نکرده ام و شرایط اونها رو نمی دونم. چیزی که با توجه به حرفهای شما می تونم بگم اینه که رزومه ما در ایران، مخصوصا در مورد مشاغلی که نیاز به معادل سازی مدرک دارند تقریبا کاربردی نداره. بی تاثیر نیست اما کارفرمای کانادایی هیچ ایده ای در مورد دانشگاه های ایران نداره. شرکتها و ارگان های ایران رو هم نمیشناسه. یعنی یک جورهایی همه مهاجرین – از جمله خودم – از اول شروع کردیم. سایر کشورها رو نمی دونم، ولی بنظرم میاد اونها هم شرایط مشابهی داشته باشند. این فقط نظر شخصیمه و ممکنه کاملا هم اشتباه باشه.
خود من زندگی در اروپا رو دوست ندارم. یعنی اگر کانادا مشابه اروپا بود، زندگی در ایران رو ترجیح میدادم. بازهم این نظر شخصی منه. هرکسی خودش باید تحقیقات کنه و برای خودش تصمیم گیری کنه.
ممنونم از پاسختون خب اگر خانمم برا مقطع دکترای روانشناسی فاند ( کمک هزینه ) بگیره در واقع از دانشگاههای کانادا مدرک میگیرن. ولی چیزی که ذهن من رو مشغول کرد اینه همش به خودم میگفتم کانادا یا استرالیا مثل اروپا نیستن و مالیات زیادی مثل اروپا نمیدی و میتونی یه زندگی خوب برای خودت بسازی با توجه به تجربیات شما فکر میکنم همچین زندگی رویایی هم در کار نیست
حرفتون درسته. زندگی رویایی در کار نیست. البته این برمیگرده به تعریف شما از زندگی رویایی. ممکنه برای کسی که در ایران زندگی میکنه، صاحبخونه شدن (ولو در حد یک آپارتمان) و یک ماشین خوب سوار شدن (هیوندای الانترا که در ایران به بالای ۲۰۰ میلیون رسیده رو میشه در کانادا با ۵۳ دلار در هفته صاحب شد) رویایی باشه. ولی وقتی محل زندگیتون عوض میشه، شرایط هم عوض میشه. مثلا تورنتو که زندگی کنید، داشتن هاوس در فلان منطقه و فراری و تسلا سوار شدن میشه زندگی رویایی.
سلام مجدد و بینهایت سپاسگزارم از وقتی که میگذارید و جواب میدید . فقط توی صحبتهاتون گفته بودید من کانادا رو به اروپا ارجعیت میدم و اگر کانادا هم مثل اروپا بود ایران رو ترجیح میدادم. میدونم این دلایل کاملن سلیقه ای هستش ولی با توجه به زندگی کردن شما در کانادا و تجربیاتتون ممنون میشم اگر این دلایل قابل به اشتراک گذاشتن هستش ما رو سهیم کنید تا با دید بازتری به مساله نگاه کنیم.
راستی دارم از اولین پستتون میخونم تا حالا ۱۵ تایی خوندم عالی مینویسین آدم خودشو در اون موقعیت حس میکنه. ممنونم ازتون
چیزی که من از شهرهای اروپایی دیدم و در مقایسه با تورنتو، مردمان اروپا رو خیلی بداخلاق و نامهربان با غریبه ها هستند. در حالیکه تورنتو آغوشش برای همه مردم و همه ملیت ها بازه. این رو به وضوح احساس می کنید. در تورنتو روحیه، روحیه کمک رسانی به بقیه است ولی در اروپا اصلا اینطور نیست. شاید باور کردنش سخت باشه ولی یکبار در متروی پاریس از یکی از کارکنان می خواستم مسیر رو بپرسم، ۱۰ بار شمردم که صداش کردم (وقتی دیدم خودش رو به نشنیدن میزنه لجم گرفت و مخصوصا ادامه دادم) و دست آخر هم با یک نگاه خیلی خشمگین به من نگاه کرد که چرا داری از من سوال می کنی! ناشنوا هم نبود، دیدم با یک نفر دیگه به زبان فرانسه حرف میزد.
میزان درآمد به هزینه ها باز در شهرهای اروپایی که من دیدم خیلی کمتر بود، آدمی مثل من در تورنتو با رفاه خیلی بیشتری می تونه زندگی کنه. شهرهای اروپا از تورنتو بسیار کثیف تر هستند، قدیمی تر بودنشون گاهی زیباست – چون فرهنگ و تاریخشون رو نشون میده – اما مثلا خود شما دوست دارید در میدون توپخونه کار/زندگی کنید یا سعادت آباد؟! امکانات رفاهی هم بسیار کمتره، در بسیاری شهرهای بزرگ و معروف اروپا کولر و ایرکاندیشن وجود نداره! نه اینکه روشنش نکنن، اصلا بطور کامل وجود نداره. در تورنتو هر مرکز خرید و مغازه و کاندو و … که برید می تونید از هوای خنک در تابستون لذت ببرید.
سلام جناب روشناس. امیدوارم حالتون خوب باشه .
سوالی داشتم خدمتتون،ممنون میشم در صورت اطلاع،جواب بدید.
بازار کار برای شغل هایی مثل پرستاری چطور هست؟ همچنین میخواستم بدونم بین شهر های مختلف کانادا تفاوتی در هزینه ها هست یا خیر. با تشکر (البته همه اینها برای کسی که مجرد مهاجرت کنه)
خودم اطلاعی بصورت مستقیم ندارم، اما از خیلی ها شنیده ام که هم بازار کار خیلی خوبی برای رشته های پرستاری هست و هم درآمدشون خیلی مناسبه، برخلاف ایران که یک پزشک ۱۰۰ تا ۵۰۰ برابر یک پرستار درآمد داره، در کانادا خوشبختانه فاصله درآمد پزشک با پرستار در اکثر موارد ۳ یا ۴ برابره و خب طبیعیه که بسیاری از پزشکان پر ادعای ایرانی (جنرالابز نمی کنم، منتها فکر می کنم خیلی از این فشر دچار این مشکل هستند) از ابن بابت شاکی باشند – بالاخره یک جایی پیدا شده که حال این جماعت رو بگیره.
بین شهرهای مختلف هم قطعا تفاوت هست، هزینه خونه – که بالاترین قسمت مخارجه – در شهرهای مختلف تفاوت فاحشی داره، مثلا در داون تاون ونکوور آپارتمان یکخوابه زیر ۱ میلیون دلار نیست در حالیکه در کلگری آپارتمان مشابه ۱۵۰ هزار دلاره.
سلام وقت بخیر ی سوال ایا کشور کانادا هم چیزی ب اسم یارانه هم هس؟؟
بله، به افراد بی بضاعت کمک دولتی میشه.
سلام وقت بخیر من به تازگی قصد مهاجرت کردم به تورنتو و فعلا دارم اطلاعات جمع میکنم
بعد از خوندن مطالبتون وکامنت ها به شدت تو اطلاعاتی که از اشنا ها و وکیلا بدست اوردم دچار دوگانگی شدم.
قصد من بیشتر اقامت کاناداست و از اونجای که ۱۹ ۲۰ سالمه و هنوز در حال درس خوندن هستم و با وضع فعلی اینده ای رو برا خودم نمیبینم تصمیم به مهاجرت گرفتم
با چند تا از دوستام که در حال حاضر تورنتو هستند صحبت کردم در مورد هزینه ها به خصوص خونه و خورد و خوراک
به من گفتن خونه اینجا از ۷۰۰ تا شروع میشه و بستگی به خودت داره که چجور خونه ای بخوای خودش مثکه تو محله یانگ زندگی میکرد و میگفت برای خونش ماهی ۱۰۰۰ تا میده(با این چیزایی که شما گفتید داره چرت میگه!) هزینه خورد و خوراک هم همین مقداری بود که شما فرمودید و گفت اینجا جوری هست که کار گیرت میاد و تو میتونی با درامدی که داری اینجا دستت تو جیب خودت باشه و بدون اینکه از طرف خانواده ساپورت مالی بشی زندگی کنی حتی گفتن میتونی هزینه کالج که سالی ۱۲۰۰۰ تاست هم خودت کار کنی و بدی که باز هم با عرایض شما زمین تا اسمون فرق داره چون چطوری میشه منی که هیچ مدرک تحصیلی ندارم(منظورم لیسانس و… هست) بخوام به یه کشور دیگه بیام ۲ سال کالج بگزونم (و در حین درس خوندن کار کنم) و بتونم خونه داشته باشم و خرجمو خودم بدم.
شرایطی که من از اون طریق میخوام وارد بشم اینجوریه که شما ۲ سال در کالج میگذرونی بعد اخذ مدرک یه مدت ۱ سال کار میکنی(۱۸۵۰ ساعت کار درجه A یا B) بعد این ۳ سال شما اقامت کانادا رو میگیرین و ۳ سال دیگه رو میگذرونید تا سیتیزن بشید (شما فرمودید که طلاعی ندارم در مورد اینجور ویزا ها ولی اینو کلی گفتم).
سوالی که دارم اینکه یه همچین اطلاعاتی که به من دادن درسته یا نه ؟
اون کار هایی هم که گفتن میتونی انجام بدی برا پول دراوردن دلیوری پیتزا بود کار در فست فود و کار در ساختمان :/ !
اگه میشه راهنماییم کنید
با تشکر از محبت شما
اون عزیزی که چنین چیزی به شما گفتن لزوما حرف اشتباهی نزدن. شما می تونید یک اتاق از یک خونه یا آپارتمان رو اجاره کنید، اینطوری شاید اون عدد ۱۰۰۰ دلار ایشون درست باشه (یکی از همکاران من دقیقا همین کار رو کرد، با دوست پسرش یک اتاق از یک کاندوی دو خوابه رو اجاره کردن). اما اگر خونه مستقل بخواهید داشته باشید، داخل شهر تورنتو، این اعداد اصلا منطقی نیستند.
در مورد کار. اینجا کارهایی مثل همون تحویل غذا ساعتی ۱۵ دلار درآمد دارند، که البته باید مالیاتش رو پرداخت کنید. اگر بتونید چنین کاری رو فول تایم پیدا کنید (هم وقت انجام دادنش رو داشته باشید، هم انقدر خوش شانس باشید که این کار رو بصورت فول تایم ۴۰ ساعت در هفته داشته باشید) خودتون حساب کنید ببینید درآمدش چقدر میشه و چطور میشه باهش هزینه ها رو پوشش داد.
با سلام و عرض تشکر بابت اطلاعاتی که در اختیار عموم قرار میدین و بابتش وقت صرف میکنید.
من ۲۹ ساله هستم و متاهل. سابقه کاری من نزدیک به ۷ سال به عنوان برنامه نویس در شرکت سایپا بوده.
اما به دلایلی که همه اطلاع داریم و عدم پیشرفت های کاری مدنظرم، تصمیم به خروج از شرکت و برنامه ریزی جهت شروع پروسه مهاجرت به کانادا رو گرفتم. البته از قبل علاقه به مهاجرت به آمریکا و شرکت در لاتری ها در چند سال گذشته رو داشتم که متاسفانه محقق نشد.
حوزه کاری ما تخصصا وب نبوده و بیشتر Windows app به زبان های C# و VB.net کار می کردیم. همچنین SQL سرور و وب سرویس ها.
حالا برنامه ریزی من به گونه ای بود که در این مدت سطح دانش کاری خودم رو بالاتر برده و حوزه وب رو هم حرفه ای بشم (با توجه به جستجو در نیازهای LinkedIN)
در حال حاضر تصمیم به گرفتن IELTS دارم و اما چند سوال که مهم اومد ازتون بپرسم :
۱- آیا برای همسرم هم نیاز به داشتن مدرک IELTS هست؟
۲- مدرک من کارشناسی IT از دانشگاه علمی کاربردی بوده و با ترجمه اون برای ارائه مدارک مورد قبول کشور کانادا هست؟
۳- با توجه به اینکه ظاهرا پیدا کردن کار بصورت حضوری در اونجا ساده از طریق اینترنتی مثل سایتهای فوق می باشد، از طریق Skilled worker و پروسه Express Entry Pool اقدام بشه بهتره یا غیر؟
اگر امکان دره هم بفرمایید با توجه به حوزه کاری ما اگر با گرفتن ویزا بیایم چقدر طول می کشه تا یه شغل دست و پا بشه
البته خوشحال میشم تا بتونم یکسری سوالات رو ازتون داشته باشم و از طریق ایمیل هم در ارتباط باشیم.
سپاس
سلام
۱٫ فکر نمی کنم. در مقطعی که شما بعنوان متقاضی اصلی اقدام می کنید، همسرتون نیازی به آیلتس نداره و اگر هم داشته باشه، نمره بالایی مد نظر نیست.
۲٫ اگر بخواهید ادامه تحصیل بدید، به نمراتتون نگاه می کنن، کمتر پیس اومده که دانشگاهی از ایران رو قبول نکنن. برای کار هم، اکثر کارفرماها تفاوتی بین دانشگاه آزاد واحد فلان شهر دور افتاده و دانشگاه صنعتی شریف قائل نمیشن (همشون دانشگاه ناشناسی در خارج از کانادا و آمریکا هستند).
۳٫ من فکر می کنم اگر شرایط اکسپرس انتری رو دارید از اون طریق اقدام کنید. کاریابی اگر محال نباشه، بسیار سخت و پر دردسره.
۴٫ اگر برنامه نویس خوب و مسلطی باشید و زبانتون هم خوب باشه و اطلاعاتتون هم بروز، خیلی نباید نگران شرایط کاری باشید، این البته یک قاعده کلیه و آدم با آدم تفاوت می کنه.
مرسی از بابت جوابتون. به نظر شما روی چه حوزه ای بصورت تخصصی زمان بگذارم
سمت سرور ساید و وب اپلیکیشنتون رو قوی کنید. اینجا دیگه بندرت برنامه دسکتاپ می نویسن. حوزه موبایل هم خیلی پر طرفداره.
با سلام و خسته نباشید جناب روشناس من فوق لیسانس اموزش زبان رو دارم و ١٠ سال هم سابقه تدریس خودم ٣٠ سالمه و دو تابچه ۴ سال و دو سال دارم و در تهران زندگی میکنم مدتی هست که به فکر مهاجرت به کانادا افتادم و تنها دلیلم اینده ی فرزندانم و پرورش در محیط بهتر هست، بنظرتون اگر خودم بتنهایی با بچه هام بیام و همسرم از ایران تا حدی ساپورتمون کنه میتونم اونجا با دوتا بچه بتهایی کار کنم و زندگی رو بگذرونم یا غیر ممکن بنظر میاد
سلام
نمیدونم!
سلام آقای روشناس خیلی ممنون بابت وقتی که میذارید من واقعا با خوندن مطالب شما راجع به کانادا اطلاعاتم خیلی بیشتر شد
واقعیتش من همین دیروز کنکور ریاضی دادم و امیدوارم که بتونم mba رو در یک دانشگاه دولتی بخونم
سوالم اینه که ایا فایده ای داره که من با شرایط بالا برای فوق لیسانس در کانادا اقدام کنم و بقیه درسم رو اونجا تکمیل کنم ؟یعنی از نظر شغلی میشه یه شرایط خوب برای خودم فراهم کنم
واقعا با وضعی که اینجا پیش اومده نگران ایندم هستم و خوشحال میشم یکم به من که اول راه هستم کمک کنید
اگر از نظر تامین هزینه تحصیلی مشکلی نداشته باشید، خیلی هم خوبه.
سلام اقای روشناس وقتتون بخیر من میخوام اینجا تو تهران به وکیل پول بدم که بیارتم کانادا و اونجا درخواست پناهدگی بدم و بعد ادامه تحصیل . اینجا ۵۰ تومن میگیرن میرسونن کانادا و طرف هم ادم مطمعنی هست کیس پناهندگی هم دارم فقط میخواستم بدونم به نظر شما شرایط زندگی برای یه پناهنده که میخواد از صفر شروع کنه تو اروپا و المان بهتره یا تو کانادا . کجا درامد و کیفیت زندگی بهتره و راحت تره برای زندگی ؟ الان سر دو راهی ام که کجارو انتخاب کنم کانادا یا المان و اروپا؟ ممنون میشم اگه شما و بقیه دوستانی که تجربه زندگی در کانادا و اروپا رو دارن بنده رو راهنمایی کنید که بتونم راحت تر تصمیممو بگیرم. سپاسگذارم
من در مورد پناهندگی اطلاعی ندارم.
سلام خدمت دوست عزیز درآمد افراد متخصص چوب و دکوراسیون داخلی مثل کارهای کابینت و چوبی ماهانه چقدره ممنون اگر جواب بدین
اطلاعی ندارم.
سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما و تشکر از وقتی که میگزارید بنده ۱۹ سالمه و تا حدود یکی دو ماه دیگه فارغ التحصیل میشم عموم ساکن تورنتو هست و من میخواستم برای مقطع لیسانس اونجا تحصیل کنم سوالم خدمتتون اینه که آیا شما اطلاعاتی در مورد دانشگاه های تورنتو دارین منظورم هزینه های دانشگاه و غیره هست و اینکه با چقد پول میتونم برای چند ماه اول قبل از اینکه حداقل یه کار نیمه وقت در کنار دانشگاه داشته باشم زندگی رو بگذرونم .
و همچنین شرایط دانشجویان بعد از فارغ التحصیلی چطوره و اینکه اگر دوسال در اونجا تحصیل کنم میتونم بعدش درخواست اقامت کنم و به طور کلی چند سال طول میکشه تا بتونم اقامت بگیرم .
برحسب رشته هزینه ها متفاوته، باید به سایت خود دانشگاه مراجعه کنید. مثلا برای دانشگاه یورک دیده ام که هزینه ها رو بطور کامل نوشته اند و حتی مشخص کرده اند که هزینه برای کسی که دانشجوی بین المللی هست با کسی که مقیم کاناداشت چقدر تفاوت می کنه. در مورد هزینه های اولیه تون هم نمی دونم آیا قراره با عموتون زندگی کنید یا خودتون خونه کرایه کنید (این بزرگترین هزینه زندگی در شهر تورنتو است). چقدر اهل تفریح و رستوران هستید، ماشین می خواهید بخرید یا نه و …
تا جایی که من می دونم، بعد از فراغت از تحصیل (نمی دونم لیسانس رو هم شامل میشه یا نه – کسی که من دیده بودم فوق لیسانس گرفته بود) میتونید درخواست ویزای کار بدید که تا دو سال معتبره. در اون دو سال اگر کار مرتبط پیدا کنید، میتونید برای PR اقدام کنید.
ممنون از جوابتون دیروز امدم متنی رو مبنی بر جواب پستتون نوشتم که نمیدونم چه مشکلی چیش امد براش ارسال نشد یا هرچی دوباره خدمتتون عرض میکنم .
اگر امکانش هست اسم یا سایت دانشگاه های تورنتو که دارای رشته های فنی هم هست اگر معرفی کنید ممنون میشم.
مورد بعدی اینکه بله به احتمال زیاد با عموم زندگی کنم که به قول شما بزرگترین خرج کرایه خانه برداشته میشه اما به این معنی نیست که خرجی نباشه و خوب اوناهم خودشون خرجای خودشون رو دارن و توقع نمیکنم اما حداقل برای شروع تا بتونم خودمو پیدا کنم میتونم اونجا باشم در مورد تفریحات خوب هر انسانی میل به تفریح و رستوران و… داره اما هیچ گنجی بدون رنج بدست نمیاد و تا جایی که بتونم از همچین هزینه هایی جلوگیری میکنم .
بله فکر میکنم که لیسانس هم جز مقاطعی هست که بعد از تحصیل امکان کار و بعد PR وجود داره
اما بزرگترین مشکل بنده سربازیه با توجه به تحقیقاتی که انجام دادم امکان گذاشتن وثیقه جهت خروج از کشور از سمت ایران وجود داره اما بحث بنده در مورد سفارت کانادا در ترکیس که آیا از این جهت سخت نمیگیرن و من چطوری باید به افسر مصاحبه کننده ثابت کنم که به ایران برمیگردم .
اگر اطلاعاتی دارید خوشحال میشم به اشتراک بذارین .
تشکر
من در مورد دانشگاه ها خیلی دقیق نمی دونم. باید سرچ کنید. سربازی رو هم خبر ندارم به چه ترتیبی میشه.
سلام ممنون که اطلاعاتتون رو در اختیار عموم قرار میدین . ما یک دختر ۱۰ ساله داریمو حدود ۴۴ سال سنمون هست. چند سالی در ترکیه زندگی کردیم ولی متاسفانه کار خاصی نداشتیم و بخش اعظم سرمایمون از بین رفت . الان میخوایم برای کانادا اقدام کنیم ولی پیامها رو که خوندیم خیلی نگرانیم از پس امرار معاش در اونجا بر نیایم . من خودم حسابداری کار میکردم و شوهرم ریاضی خونده ولی کار برنامه نویسی انجام میداد.با توجه به تجربیاتتون در اونجا به نظرتون عاقلانس که به اونجا بیایم؟ اخه دیگه بعد از بیرون اومدن از ایران برگشت هم خیلی سخته… لطفا اگر راهنمایی به ذهنتون میرسه بهمون بگید
سلام
اوایل که بیایید باید پس اندازی داشته باشید تا زمانی که کار پیدا می کنید. نمی دونم همسرتون چقدر روی مباحث برنامه نویسی مسلط هستند، اما برای متخصصین واقعی برنامه نویسی شغل خوب پیدا میشه. خودتون هم آپشن های مختلفی دارید ولی اونم بر می گرده به اینکه چقدر حال و حوصله تلاش در یک محیط جدید رو داشته باشید.
سلام آقای روشناس عزیز.
من و شوهرم با یه بچه. سه نفر هستیم.
خیلی دوست داریم که به کانادا مهاجرت کنیم.شوهرم مهندس برق هست. من خودم مدیریت بازرگانی خوندم.
اگه ما مهاجرت کنیم و شوهرم از یکی از دانشگاه های اونجا مدرک کارشناسی ارشد برق رو بگیره میتونه یه کار خوب پیدا کنه؟
توی این چند سال چقدر خرج مون میشه. خرج دانشگاه و زندگی. در شرایط حداقل.
سوال دومم اینکه آدم در اونجا احساس خوشبختی میکنه؟ احساس آرامش داره؟
من واقعا از شرایط زندگی در ایران که همه چیز سیاسی شده. همش همه چیز گرون میشه. همش تحریم. همش اعصاب ملت خورده. اصلا نمیتونی واسه آینده برنامه ریزی کنی. خسته شدم.
اصلا ایرانی ها در اونجا احساس خوشبختی دارن؟ موفق هستن؟ قابل احترام هستن؟
جواب سوال اول: نمی دونم. پیدا کردن شغل یک پروسه پیچیده است که برای هرکسی متفاوته.
هزینه دانشگاه هم باید ببینید کدوم دانشگاه می خواهید برید، در سایت خود دانشگاه می تونید پیداش کنید. دانشجوی بین المللی دو برابر کسی که مهاجرت می کنه شهریه باید بده. هزینه زندگی هم باز برمیگرده به اینکه توی کدوم شهر اقامت بخواهید بکنید و چه لایف استایلی داشته باشید.
احساس خوشبختی و آرامش هم یک چیز نسبیه. ممکنه شما اگر دو روز یکبار مادرتون رو نبینید احساس خوشبختی نداشته باشید. یا دوستانتون رو از دست بدید براتون ناخوشایند باشه. ولی ایرانی ها مشابه بقیه مهاجرین، پذیرفته میشن و خیلی هاشون هم احساس خوبی از زندگی در کانادا دارند.
سلام.
حساسیتی دارن روی اینکه کار به یه مختصص دانشجو بدن؟ front end
چون دانشجو محدوده و ۲۰ ساعت در هفته میتونه کار کنه و دو روز تعطیلی رو. البته سوالم کلی هست ولی خب گفتم شاید تو شرکتتون به چنین شرایطی برخورده باشین بتونید راهنمایی کنید.
فکر می کنم باید دنبال کارهای پارت تایم بگردید. معمولا توی جاب پست مشخص می کنن که کار فول تایم هست یا پارت تایم. برای کار فول تایم احتمالا استخدام نمیکنن.
سلام.
یه موضوع دیگه که تازگی یکی از دوستان گفت اینه که چون دانشجو هستی یه کم حقوق کمتر بهت میدن چون به چشم دانش آموز بهت نگاه میکنن و چون بیشتر دانش آموز ها برا کمک هزینه میرن کار میکنن باعث میشه دید خوبی نداشته باشن بهش و شغل خوبی گیر نیاری.
نظر شما چیه؟ اگر کارمون خوب باشه و متخصص باشیم بازم چنین شرایطی هست به نظرتون؟
(ما هم شما رو گرفتیم به عنوان مشاور شخصی سوال پیچ میکنیم 😀 مرسی از اینکه وقت میذارید)
احتمالش هست. به هر حال وقتی با شرایط محدود کننده ای مواجه هستید، ناچارید که باهش کنار بیایید. طبیعتا این تا زمانیه که دانشجو هستید، وقتی فول تایم بتونید کار کنید دیگه این مشکل وجود نداره.
سلام آقای روشناس ممنون بابت اطلاعاتتون
بنده فوق لیسانس مدیریت بازرگانی با سابقه کاری ۱۶ سال در زمینه مدیریت خریدهای خارجه از قبیل سرورهای اچ پی . ای بی ام . ای ام سی و تمامی اکسسوری های مربوط رو دارم .میخواستم بدونم به نظر شما بنده اونجا میتونم در همین زمینه کار پیدا کنم با حقوق خوب یا باید برای لول های پایینتر اقدام کنم ؟
شما در یک زمینه ای که هیچ اطلاعی در موردش ندارم دارید از من سوال می کنید، من نمیدونم. باید خودتون اینجا باشید و شرایط رو ارزیابی کنید. روی هوا نمیشه اظهار نظر کرد.
سلام خدمت شما و ممنون بابت راهنمایی ها و وقتی که میگذارید.ما داریم از طریق مدرسه برای دخترم اقدام میکنیم بیایم کانادا.یه سوال داشتم به نظرتون کلا اتاوا برای شروع بهتر هست یا تورنتو؟چون دخترم قیم میخواهد حتما به ما گفتن تورنتو بهتر قیم پیدا میشه اما ما از مخارج تورنتو میترسیم کمی.فکر میکنید با ۳۰۰ هزار دلار چند وقت میتونیم اونجا زندگی بگذرونیم.
من اتاوا زندگی نکرده ام ولی همونطوری که گفتید، حداقل قیمت خونه اونجا پایینتر از تورنتو هست. مورد شما رو هم اصلا تابحال نشنیده ام و این جریان قیم رو نمیدونم چی هست.
خدایی یک نفر از خودتون سوال کنه با ۳۰۰ میلیون تومن توی تهران من چند وقته زندگی می تونم بکنم، چه جوابی بهش میدید؟! نه اطلاعی در مورد تعداد افراد خانواده دارم، نه لایف استایلتون رو می دونم، نه خیلی چیزهای دیگه، چطور می تونم اظهار نظر کنم.
سلام خدمت شما دوست عزیز
میخواستم در مورد بازار کار راننده لیفتراک در تورنتو بدونم اگه اطلاعاتی در این زمینه دارید لطفا راهنمایی بفرمایید
باتشکر
متاسفانه اطلاعی ندارم
سلام ممنون بابت نوشته هاتون،
من برای مقطع دکتری اقدام کردم و از دانشگاه رایرسون فاند ۳۹ هزارتا در سال گرفتم، که حدودا ۱۸ هزارتا در سال برای خودم میمونه. من متاهل هستم و کلا دو نفریم. میخواستم ببینم میشه با این هزینه توی تورنتو زندگی کرد و از پس هزینه ها بر اومد؟
یه سوال دیگه این که در مورد دانشگاهش اطلاعی دارید که خوبه بده یا هرچیزی.
ممنون
با قناعت زندگی کنید و بتونید ۲۰ ساعت اجازه کاری که دارید رو سرکار برید بله میشه گذروند. همسرتون هم میتونن برای اوپن ورک پرمیت اقدام کنن و ایشون دیگه محدودیتی برای تعداد ساعتهایی که کار می کنن نخواهند داشت.
دانشگاهش بد نیست، منتها رنکینگش از جایی مثل یو آو تی یا واترلو پایینتره.
واقعا ممنون از وقتی که میذارید، الان اینی که گفتید با سرکار رفتن همسرم در نظر گرفتید که با قناعت میشه زندگی کرد؟ چون این هزینه ای که الان نوشتید توی متنتون خیلی متفاوته با مبلغی که من میگیرم. خونه ها رو دیدم توی سایت های آنلاین اجاره، واقعا میشه یعنی خونه ارزون گیر آورد؟
ایشون بتونن کار فول تایم پیدا کنن که از قناعت بیشتر میشه 🙂 من منظورم کار دانشجویی خودتون بود.
خونه رو بستگی داره چقدر توقعتون رو پایین بیارین. اینجا بیسمنت (زیرزمین) رو خوش شانس باشید میشه با قیمت پایین (حول و حوش ۱۰۰۰ دلار) کرایه کرد.
سلام وقت شما بخیر
من همسرم پرستاره و یه بچه سه ساله داریم و قصد مهاجرت به کانادا.
میخواستم ببینم شما میتونید نظر بدید که برای شروع کدوم شهر مناسبتره و اینکه بازار کار پرستاری اونجا چجوریه و سوال آخر اینکه اونجا برای بچه امکاناتی از طرف دولت ارائه میشه؟
ممنون میشم اگه بتونین راهنماییم کنین.
با سپاس
سوال اول نه، هرکسی یک لایف استایل داره و نمیدونم شما چه چیزهایی براتون مهمه، ضمنا من فقط در تورنتو زندگی کرده ام و صرفا میتونم نظر خودم رو در مورد این شهر بدم.
بازار کار پرستاری بر طبق شنیده هام خیلی خوبه ولی پروسه وارد شدن به بازار کار دشواره ،امتحانات سختی داره که باید از پسشون بر بیایید.
بله امکانات برای بچه ها هست ولی من اطلاعی ندارم. استان به استان و بر حسب درآمد والدین متفاوته.
ممنون از جوابتون
با سلام وخسته نباشید
من ایران شغلم عینک فروشی و می خواستم بدونم اگر از اینجا سوابق کاریه ۵ سالم رو بیارم تاثیری در روند کار پیدا کردن داره واگر نه چه جوری مقدار مهارت هر کس تو شغلی که خودش عنوان میکنه توش مجربه سنجیده میشه
و آخریش عینک فروشی شنیدم اونجا درآمد خوبی داره ؟ درسته . ببخشید طولانی شد با تشکر
راستش نمیدونم برای شغل شما چطور تجربه کاری ارزیابی میشه. به هر حال همراه داشتن سوابق ضرری نداره. در مورد درآمدش هم، ظاهرا درست شنیده اید چون قیمت عینک اینجا خیلی بالاست.
ممنون بابت نوشته های قشنگتون . عاشق اون جمله اطلاعی ندارمتون هستم.از این شکلکها ی قلب و…اینا هم پیدا نمیکنم براتون بفرستم .
من از نوشته های شما که کاملن هم منطقی هستم (بدون تعارف)روزهای سختی رو برای خودم بعد از مهاجرت توی کانادا میبینم با توجه به اینکه اینجا کارمند هستم خونه وماشین ودرامد تقریبا خوبی هم دارم . واقعا اینکه بخوام بیام اونجا تازه دنبال کار بگردم برام سخته. (ولی میام)برای مشاغل ازاد اونجا میشه کاری انجام داد هر چند احتمالن سرمایه خیلی زیادی میخاد . مثلا گلخانه یا یه چیزی شبیه گلابگیری خودمون
کسی هم هست که روز سخت نداشته باشه؟ توی ایران یک جور سخته و اینجا یک جور دیگه سخت. منتها باید دید کدوم سختی برای آدم تحملش راحت تره و به ازای اون سختی که میکشه، چه چیزی بدست میاره.
در مورد مشاغل آزاد، اگر ایده ای داشته باشید که به موفقیتش ایمان دارید، و در اون زمینه صاحب تجربه و تخصصید، میتونید براش یک طرح توجیهی آماده کنید (طبیعتا نه اینکه هفته اولی که به کانادا رسیدید، برید دنبالش، یک مدتی زندگی کنید و شرایط رو سبک سنگین کنید، بعد اقدام کنید). اگر این طرح توجیهی قبول بشه میتونید هزینه های اولیه رو وام بگیرید.
سلام خدمت شما و ممنون بابت اطلاع رسانی هاتون
من لیسانس نرم افزار دارم اما بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه وارد فیلد پشتیبانی شدم و الان حدود ۲۰ ساله که سابقه کار پشتیبانی و استقرار نرم افزار (با مهارت کوئری نویسی ) دارم . سوالی که از خدمتتون داشتم اینه که آیا اصلا چنین فیلد کاری در کانادا وجود داره و من می تونم تو این فیلد کار پیدا کنم ؟ اگر جواب مثبت هست حدود حقوقش چقدر هست ؟
بله، بهش معمولا DevOps یا support گفته میشه. در مورد حقوق هم از شرکت به شرکت فرق می کنه، سایت Glassdoor رو ببینید برای عنوان شغلی که گفتم.
DevOps بسیار با support فرق داره. حقوق پشتیبان شبکه یا نرم افزار در ابتدا حدود ۴۰ هزار تاست. DevOps از ۱۰۰ هزار تا شروع میشه و شما باید تقریبا از تمامی ابعاد دنیای نرم افزار و کنترل پروژه اطلاع عمیق داشته باشی. DevOps تنها شغل مهندسی کامپیوتری که باید سنیور باشید از همون ابتدا. نیاز اصلیش هم توانایی اسکریپت نویسی و Automation است
با شما در مورد تفاوت تعریف شغلی موافقم. چیزی که من توی شرکت ها دیدم، گاهی ساپورت و devops رو در موارد مشابه بکار می برن.
در مورد حقوق در تورنتو من جایی ندیدم که حداقل از ۱۰۰ هزار دلار شروع بشه (برنامه نویس ارشد یا حتی مدیران آی تی سالی ۱۰۰ هزارتا می گیرن). متوسطش بر مبنای این سایت، سالی ۷۵ هزارتاست و در بالاترین سطح به ۱۰۰ هزارتا نمیرسه، البته همیشه استثنائاتی هست.
سلام دوست عزیز
من ترم دو پرستاری هستم میخام بعد لیسانس بیام کانادا
وضعیت استخدام و درامد حدودی لیسانس پرستاری اونجا چقدره؟میشه یه زمدگی متوسط رو به بالا داشت؟
حداقل سابقه کار چقدر باید باشه؟
و اینکه حدودا چقد پول(به دلار کانادا) برای مهاجرت لازم دارم؟(واسه شش ماه الی یکسالی که وقت لازمه تا شغل مناسب رو پیدا کنم)
متشکرم
برای اینکه بتونید بعنوان پرستار مشغول به کار بشید، باید اول مدرکتون رو تبدیل کنید که پروسه پر زحمتیه. اما بازار کار خوبی داره و زندگیتون همونطوری که گفتید متوسط رو به بالاست.
شما مدت زمان بیشتری از ۶ ماه تا یکسال نیاز دارید، برای تبدیل مدرکتون. جزئیاتش رو نمی دونم ولی پروسه اش نسبتا طولانیه، فکر کنم چیزی حدود دو سال طول میکشه (بشرطی که آیلتس داشته باشید).
درسته
در مورد مدرک اطلاعات دارم
یه آزمونی هست به نام rn که همون ازمون مجوز کار در کانادا هست و کلاس های اموزشی در تهران برگزار میشه و برای ازمون دادن تو کانادا اقدام میشه
و اینکه برای مهاجرت(طبق گفته خودتون برای حدود دو سال بیکاری )حدودا چقد سرمایه به دلار کانادا نیاز هست؟تا کار مناسبی پیدا کنم
متشکرم
اگر در تورنتو زندگی کنید، برای یک نفر حدودا ماهی ۲۵۰۰- ۳۰۰۰ دلار
سلام وقت تون بخیر من از ورزشکاران مدال اور پاراالمپیکی ایران هستم
میخوام به کانادا بیام و اونجا ورزشم رو ادامه بدم و شنیدم با توجه به معلولیتی ک دارم ک البته زیاد هم نیست اونجا حمایت میکنند و حقوق ماهیانه و خو نه ای برای سکونت میدن میخواستم ببینم شما در این مورد اطلاعاتی دارین و این ک لیسانس حقوق هم دارم
نه متاسفانه من چیزی در این مورد نشنیده ام.
اگر از پس هزینه های تحصیل می تونید بربیایید چرا که نه.
سلام با تشکر از شما و مطالب مفیدتون
من خیلی از مطالبتون رو خوندم واستفاده کردم
یه سوال داشتم در مورد P.Eng مدرکی که میگن برای کارمهندسی حتما مورد نیاز هست و بدون اون نمیشه در زمینه مهندسی مشغول به کار شد و گرفتنش هم ساده نیست…
شما در این مورد تجربه ای دارین ؟
نه متاسفانه، منم فقط شنیدم.