خانه » ایران و کانادا » مقایسه ایران و کانادا

مقایسه ایران و کانادا

خب، همونطوری که قبلا وعده داده بودم، در پایان سفر می خوام یک جمع بندی از ایران و مقایسه شرایطش با کانادا داشته باشم. هرچند دلم می خواست این اتفاق لااقل یکسال و نیم دیگه می افتاد، ولی تا همینجا هم کلی تجربه کسب کردم. نکات رو می نویسم و به دلیل زیاد بودن تعداد نکات، احتمالا این پست طولانی خواهد بود. همینجا بگم که من مسافرتم برای تفریح نبود (متاسفانه) و بنابراین خیلی واقعیات زندگی رو مجبور شدم از نزدیک لمس کنم. برای همین، فکر می کنم استنباطم از شرایط تا حد خیلی زیادی منطبق بر واقعیت های جامعه باشه.

ظاهر مردم: مشخصا این از اولین مواردی بود که به چشمم اومد. توی تورنتو، مردم اگر لبخند نمی زنن، لااقل عبوس و گرفته نیستن. اگر هوا سرد نباشه، معمولا همه خیلی بشاش و سرحال هستن، حالا به دلایل مختلف. می تونه ناشی از رفاهی باشه که توی کانادا دارن، یا رفاهی که “فکر می کنن” توی کانادا دارن، شاید به دلیل جور بودن خرج و دخله (که این رو قبول ندارم و در ادامه هم بهش خواهم پرداخت)، شاید هم بدلیل الکی خوش بودن و این چیزهاست. اما ایران، همه مردم با خودشون هم سالهاست سلام و علیک نکردن. همه عبوس، همه گرفته و همه داغون.
همونطوری که گفتم، باور ندارم این مسئله فقط بدلیل مشکلات مالی و معیشتی باشه، آدم پولدارهای تهران رو هم که می بینی عنق و بداخم هستن و janitor های تورنتو رو هم که ببینی، باز میبینی دلش شاده و سرخوشه. روحیه ای که در جامعه جاری هست، در کانادا بسیار بسیار بالاتر و مثبت تره، از این نظر برای ساکنین ایران بسیار متاسفم.

باطن مردم: این متاسفانه بسیار بسیار ناخوشاینده. خیلی ها میگن به همین زودی فراموش کردی؟ اما قضیه فراموش کردن من نیست. مساله اینه که برای ساکنین ایران، چون این تغییر آهسته آهسته رخ داده، انقدر چشمگیر نیست، اما برای کسی که محیط رو ترک می کنه و بعد از یک مدتی بر می گرده، ملموستره. بقول شیخ اجل، مردم ایران قبلا با صفت روباه خودشون رو نشون میدادن، جدیدا با صفت گرگ میان! (قابل توجه نیما و امین عزیز). از شوخی گذشته، واقعا احساس کردم اون زرنگی ها و قالتاق بازیها، تبدیل شده به یک خوی حیوانی، مثل کفتار و لاشخور که بر سر مردار تغذیه می کنن، تعداد آدمهایی که از بدبختی دیگران برای خودشون فرصت و موقعیت پیشرفت می سازن، خیلی خیلی بیشتر شده و از طرف دیگه، این خلق و خو حیوانی تر و سبعانه تر هم شده. چند تا مثال براتون میارم:
توی نوشته قبلیم هم در موردش حرف زده بودم، تاکسی هایی که جلوی بیمارستان صف می کشن تا دو برابر قیمت کرایه رو از بیمارانی که درمونده و بی حوصله از بیمارستان میان بیرون بگیرن. طرف درد خودش بس نیست، گرفتار این دزدان سرگردنه هم میشه.
مورد دوم. یک روز از میدون ونک به سمت پاسداران می خواستم برم. ساعت ۴ عصر، هنور هم ترافیک rush hour شروع نشده. سوار یکی تاکسی هایی که توی خط توقف کرده بودن شدم، راننده تا نشست، برگشت گفت: از امیر ابراهیمی میرم ها! کرایه هم ۵ تومنه چون مسیر شلوغه. من چون عجله داشتم و توی ذهنم ۵ تومن معادل یک توکن TTC هم نمیشد، گفتم سگ خورد (هرچند قبلا به هیچ عنوان زیر بار چنین سوء استفاده ای اون هم از طرف یک راننده تاکسی … نشور نمی رفتم). راه که افتادیم، دیدم بله، خبری از ترافیک نیست. همون مسیری که همیشه میرفتم، حالا گیریم با ۵ دقیقه تاخیر طی شد. این هم یک نمونه از لقمه حروم در زندگی با برکت دوستان عزیز.
دو مورد بالا رو مقایسه کنید با شرکت پاور استریم، و نو فریلز در تورنتو. اولی، شرکت تامین کننده برق خونه منه. اون اوائل، به عادت فضولی همیشگیم، باهشون مکاتبه کردم که می خوام بدونم نحوه محاسبه هزینه برق خونه من چطوره. یک ایمیل برام فرستادن که ما یک سقف ۶۵۰ کیلووات داریم، که با یک نرخ محاسبه میشه و از اون ببعد، یک نرخ بالاتر اعمال میشه. منتها، برای آسایش مصرف کننده ها، این عدد پیک در زمستون، بجای ۶۵۰ کیلو وات، ۱۰۰۰ کیلو وات در نظر گرفته میشه. یعنی مساعدت برای کمک به زندگی شما، در شرایط سخت.
نو فریلز هم، که از اذناب شرکت های PC financial و Loblaws هست، به احتمال بسیار قوی متعلق به قشر مسیحی، یهودی و یا شاید حتی خداناباور (atheists) باشه. به هر حال بعید میدونم در میان سرمایه گذاران و سهامداران اصلیش، از قشر مسلمون کسی حضور داشته باشه. یادمه امسال ماه رمضون، کیسه ۱۰ پوندی برنج تیلدا که قیمتش در شرایط عادی ۱۵ دلار بود، با ۳۵ درصد تخفیف به قیمت ۱۰ دلار عرضه می کرد. یقینا هنوز خیلی از خارج نشینان و البته هموطنان داخل کشور، بخاطر میارن که هرسال بدلیل فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، ماه مهمانی خدا، بنده های خالص و مخلص خدا چه به روزگار بقیه بندگان خدا می آوردن. این هم یک مثال دم دستی دیگه، متاسفانه در بین آدمهایی که باهشون در ایران برخورد داشتم، تعداد لاشخورها و بقول یک بنده خدایی، زامبی ها بشدت افزایش پیدا کرده بود.

رد شدن از خیابون: این خدایی در ایران خیلی راحت تره! لازم نیست زحمت بکشی و تا سر چهار راه بری تا از چراغ عابر پیاده عبور کنی، تازه اونم به شرطی که چراغ سبز باشه! کله ات رو مثل آن حیوان نجیب که از شیرش لبنیات و محصولات مقوی فراوانی تولید میشه، می اندازی پایین و رد میشی. در این میون، اصلا اهمیتی نداره که کلی آدم وایسادن تا چراغ عابر پیاده سبز بشه، ایضا مهم نیست که چراغ سواره رو سبزه. تازه، باید با گردن کلفت، قیافه حق به جانب و حتی طلبکارانه، با چشمان وق زده به راننده ماشینی که به اعتراض برات بوق میزنه نگاه کنی و بگی: زهرمار! چه مرگته؟! کلا طلبکاری در هرشرایطی در ایران جواب میده، ضرب المثلی هست که میگه میگوزه و رو به باد هم وایمیسته، حکایت این عزیزانه.

زیبارویان و بقول خودمون، در و داف: این رو واقعا یادم رفته بود، که آرایش فقط در ماتیک و لاک ناخن خلاصه نمیشه. توی کانادا، فقط همین دو مورد رو دیده بودم. سفرم به ایران من رو با مظاهر زیباسازی دوباره آشنا کرد، ابروهای بالا کشیده، ریمل و خط چشم، بینی عمل کرده سربالای قلمی، بوتاکس گونه، لبهای قلوه ای، پودر و رژ گونه و هزار و یک چیز دیگه که من اسمشون رو نمی دونم هم به کنار (این اسامی رو هم با کمک خواهرم ذکر کردم که همینجا جا داره از زحمات و مساعدت ایشون و خانواده محترم رجبی تشکر کنم). بعد پشت چشمی که برای مخاطب نازک می کنن و ابرویی که برای شما بالا می اندازن و نگاه حقارت آمیزی که به شما دارن (حالا نمی دونم بابت چی)، در رفتارهای خانم کتلین وین نخست وزیر انتاریو هم مشاهده نمیشه. صورت طرف رو بشوری، وزنش دو کیلو افت می کنه و در نهایت هم ایشون، مثلا یک نسخه پیچ داروخونه است و یا فروشنده مغازه. الکی بچه مثبت بازی در نیارید و جانماز هم آب نکشید، مطمئنم همه تون مثل من نظیر این چهره ها رو توی فیلم های پورنو زیاد دیدید. به قول علی، همه هم انگار قالب زدنشون، نمی دونم چرا همه شبیه هم هستن!

صدای اذان: یادم میاد دوم دبیرستان درسی داشتیم که یک بابایی به اسم علیقلی، توی یکی از شهرهای باکو (اگر اشتباه نکنم) زندگی می کرد و حاضر شد در مقابل شنیدن صدای اذان، سکه های اشرفی یادگار مادرش که برای کفن و دفنش کنار گذاشته بود رو هزینه کنه. یکی از مواردی که در کانادا دلم براش تنگ میشد، صدای مرحوم موذن زاده اردبیلی بود که توی شهر بپیچه. یکشنبه ها صبح که صدای ناقوس کلیسا میومد، دلم می خواست من هم امکان شنیدن اذان موذن زاده رو داشته باشم. اولین روزی که از مسجد محلمون صدای اذان رو شنیدم، خیلی خوشحال شدم. این یکی از مواردی بود که دلم براش خیلی خیلی تنگ شده بود.

دستشوئی: بله به نظر خنده دار یا مسخره میاد، اما تا گیر نکرده باشی متوجه نمیشی که چی میگم! ایران از این نظر بهشته، همه دستشوئی ها شلنگ آب دارن و از این نظر بسیار بسیار بهتر از کاناداست.

حریم خصوصی: طبیعتا در کانادا بسیار بسیار مهم و محترمه، در این حد که اگر کسی بخواد برای شما ایمیل تبلیغاتی هم بفرسته باید قبلش رضایت شما رو گرفته باشه. در ایران؟‌ ها؟! بام؟! شیبدار؟! از کله سحر تا بوق سگ، تبلیغ لیزر کردن موی بدن و تقویت قوای جنسی و نمی دونم فال حافظ دونه ای ۵۰ تومن و … راه براه براتون اس ام اس میشه. جدیدا وایبر هم به این رسانه ها اضافه شده، در واقع حریم خصوصی معنی نمیده. اضافه کنید دلسوزانی که برای شما تعیین تکلیف هم می کنن، یعنی تصمیم شما برای مهاجرت رو زیر سوال می برن و سعی می کنن با مطرح کردن یک سری مسایل عاطفی و امثالهم، نفس لوامه شما رو بیدار کنن که ای بابا این چه کاری بود من کردم؟! بیخیال مهاجرت بشم و برگردم! خوشمزه تر از همه چیز هم اون جمله حکیمانه آخرشه که می فرماید: من نمیگم چکار کن چکار نکن، خودت باید تصمیم بگیری. من توی کار تو دخالت نمی کنم و … قدیمتر ها یادمه به همین چیزها می گفتیم دخالت و فضولی در کار دیگران، ظاهرا اسم اینم عوض شده.

۵۲ نظر

  1. آقای مهندس؛ ببخشید! جسارتا چطوری ۵ درصد تخفیف به یک جنس ۱۵ دلاری قیمتش رو میکنه ۱۰ دلار؟ انتشار ندهید!

  2. راستش چند خط نوشتم ولی بعد همه رو ‍پاک کردم
    فقط توی یک کلمه می گم : متشکرم

  3. اسفا اسفا اسفا که همشو راست گفتی و الان من نمیتونم بالهات کل کل کنم .
    درضمن یه چیزایی رو ننوشنی که توی این پست جاشون خالیه:
    اینکه در تمام زمینه ها ایرانی ها از همه بهتر و برترند و ٩٩.٩٩ ٪ چیزای خوب دنیا رو هم اول ایرانیها درست کردند.
    هنر نزد ایرانیان است و بس و گور پدر میکلانژ …
    ایرانیها تنها نژاد دنیا هستند که به دانش نیاز ندارند : همه دکتر ، سیاستمدار ، حقوقدان و … هستند و بهمین خاطر آمار رجوع به این کسایی که دیوونند و رفتند درس این کارا رو خوندمد حماقت محسوب میشه و فکر کنم واسه همینه که سلامت تو اجتماع موج میزنه ، بیناریهای مفصلی و … اصلا وجود نداره و سر هیجکس کلاه نمیره و …
    یه منطق دیگ هم وجود داره که کلا مکانیک، دکتر و همه کسایی که شغلشون توی این رده است هر چیزی بگن دارن کلاهبرداری میکنن . یه مثال که مال همین پریروزه :تو جواب آزمایش کف پای یاس نوشته که نیاز داره تا به فلان مراکز درمانی مراجعه کنیم و از سه کامنت موجود تو خانواده من ، دو تاش این بود که : همش دروغه میخوان مثلا کفیای خودشون رو بفروشن. اون یکی کامنت هم مال خودم بوده .
    دیگه خلاصش کنم : حق تقدم همیشه با منه . همه انن ما خوبیم و در کشور مسلمانزده ما برای هیچکاری مجبور نیستی رشوه بدی و…
    راستی آخرش اینو هم بگم ، البته یادم نیاد کجا شنیدم : اونیکه درس میخونه خرخونه و منی که تقلب میکنم و کون گشادم بچه زرنگم

  4. قصه گوی خوب من امیدوارم هرجایی که هستی انرژی مثبت خودت رو حسابی به کار بندازی. ایران و کانادا فرق نمی کنه. اجازه نده انرژی منفی محیط روی تو تاثیر بگذاره.

  5. سلام. انتظار داشتم یه کم عمقی تر بنویسی. این چیزهایی که نقل کردی فجایع سطح جامعه بود. یه کم نگاه سیستمی ازت توقع داشتم.

    • امير حسين روشناس

      من به همون سطح هم کامل نرسیدم. سیستم که بهتره در موردش چیزی نگم. هم سیستم و هم مردم تکمیل کننده فجایع هستند…

      • اینجوری نگیم دوست عزیز
        من از مطالب و اطلاعات شما بابت زندگی در کانادا لذت میبرم
        ولی ذات این مقایسات و حکم صادر کردن ها و راجع به خودمون بد حرف زدن ها، ره به خطا بردنه
        بالاخره چه کانادا چه هر کشور اروپایی متمدن و راقیه دیگه ای دارن میوه و‌ثمره زحمات چندصد ساله پدرانشون رو میخورن و میچینن… این چیزی هستش که خیلی از ما جوانا بهش توجه نداریم و خیلی عجولانه و باشتاب میخایم از راه نرسیده بشینیم سر سفره و ما هم سهیم شیم… نگاهی گذرا به تاریخ همین ممالک پیشرفته نشون میده که چگونه دچار فجایعی به مراتب بدتر از ما بودن و اندک اندک و گام به گام و بر اثر تحولات جمعیتی، روند حرکت زندگی اجتماعی به سمتی رفت که حالا دیگه “جا افتاده” … در حالیکه مایی که سابقه بهترین و قدیم ترین دانشگاه در کشورمون به هشتاد سال هم نمیرسه داعیه دار آرمانهایی شدیم که حتی روشنفکران و فیلسوفان پشت سر انقلاب کبیر فرانسه هم مدعیش نبودن اونطوری که ما هستیم… بحث از فرانسه شد، بد نیست بدانیم که کشوری چون فرانسه که همچون ما دارای سنت پادشاهای ریشه داری بوده حتی بر اثر یک انقلاب بزرگ و بسیار حوادث خونین و جنگهای پشت و پس از ۲۳۵ سال همچنان رسوبات این سنت اشرافی را در قالب رفتارهای متفرعانه و خودپسندی افراطی و ایرادگذاری بر روی همه چیز، در رفتار کنونی آنان کم و بیش قابل مشاهده است، اینو در ارتباط با اون حرف شما راجع به رو داف هایی گفتم که اشاره داشتین با نظر حقارت آمیز به افراد نگاه میکنن، خود همین هم که بخشی از رسوبات سیستم شاه شاهی و خانخانی است که نشون میده چگونه و علیرغم اضمحلال سیستم شاهی سابق(؛در ظاهر) این روحیات در روان جمعی ما ایرانیان نهادینه شده، پس مشکل ما شخص و فلان آخوند و سیستم و اینا نیست که با ساقط کردن اونها احوالاتمون بهبود پیدا کنه، چرا که این سنت ریشه دار طی چندین صده با روان ایرانی امتزاج پیدا کرده و پس از آن به صورت یه سندرم خطرناک دراومده، فخرفروشی، تکبر بیجا، خودنمایی و امثالهم بخشی از ناهنجاری های برجای مانده از این سنت است که به صرف نکوهش و تخطیه آن از میان نمیرود و مستلزم تحولاتی دیگر در گذر زمان است که آنگاه برآیند روحیات جمعی جدید فرم سیاسی حکومتی جدیدی را نیز الزام میسازد
        با سپاس

  6. در مورد دستشویی باهات موافق نیستم.
    توایران اصلا دستشویی گیرت نمیاد که حالا بخواد شلنگ داشته باشه یا نه
    اوناییم که شیلنگ دارن رغبت نمیکنی بهش دست بزنی
    تو کانادا حداقل رغبت میکنی باسن مبارک رو رو توالت فرنگی بذاری

    • امير حسين روشناس

      بابا حداقل خونه خودتون آفتابه و شلنگ هست! اینجا کلا هیچ جا نیست!

      • پس مردم چکار می کنن صبح تا شب که خونه نیستن؟(البته روم به دیوار! آخه یکی از معضلات من برا مسافرت خارجی همین دسشوییه)

    • یه چیزی بگم اینجا دستشویی نیست!
      دستشویی هست پره!
      خالیه آب نیست!
      حالا بزاریم همه چیز هست ولی قبل نشستن (رک میگم) عن ها رو بشور…بعد بشین!
      راستی خب شما تو دستشویی خودتون شلنگ بزار ا:

  7. سلام امیرحسین،مقایسه جالبی بود خصوصا قسمت ظاهر و باطن مردم،اگر امکانش هست در مورد مقایسه سیستم آموزشی از ابتدایی تا دانشگاه،و مقایسه سبک زندگی مردم مطلب بزارید. ممنون

  8. سلام جناب روشناس.شما منو.نمیشناسید اما من شما رو.تا حدی میشناسم…. جلومن.میدونم برا چی اومدین ایران و…
    خیلی منتظر بودم ببینم بین رفتن و.موندن چه تصمیمی میگیرین.از بودن اونجا استفاده کنید.ایران خیلی زشت تر از اونیه که نوشتین.شما فقط پوسته های رویی رو دیدین ..منم دنبال کارامم که بیام کانادا..چون اونجا بهشت شغل منه…فقط امیدوارم موفق بشم…

    • امير حسين روشناس

      من نظر شما رو ادیت کردم چون دوست نداشتم که اون مساله علنی بشه. میشه بفرمائید با بنده چطور آشنا شدید؟ با وبلاگ چطور؟
      خیلی متاسفم که اوضاع ایران بدتر از اینه که من دیدم…

  9. سلام
    اینهم ربنای استاد شجریان و اذان مرحوم موذن زاده! برای داون لودش هم البته شما استاد هستید ولی میتونید دو بار حرف s رو قبل از youtube بزنید تا ویدیو داون لود بشه!
    https://www.youtube.com/watch?v=zF5X-PUQpaQ

    و یکی از اشعار مولانا با صدای استاد شجریان در مورد روزه: https://www.youtube.com/watch?v=f_lkv_J___E

    منتشر نکنید!

    • امير حسين روشناس

      اینجا حرف در گوشی نداریم دیگه!

      • خوب می بینم که اون یکی حرف در گوشی منو منتشر نکردید و درستش کردید؛ ولی این یکی رو منتشر می کنید!‌ اگر واقعا حرف درگوشی ندارید؛ چرا اون یکی رو منتشر نکردید؟
        شاید من نمی خواستم نظرم جنبه عمومی داشته باشه و اگر میدونستم منتشرش می کنید اصلا حتی برای شما هم نمی نوشتمش!

        • امير حسين روشناس

          همه نظرات شما زیرش نوشته شده منتشر نکنید! اینکه نشد، برای مطالب خصوصی آدرس ایمیلم که هست.

  10. میدونستم اینکارو میکنید..دو کلمه “جلو من” رو هم پاک کنید..اگه توضیحی ندادم بخاطر علنی نشدن همون مسعله اس..ترجیح میدادم در جایی خصوصی تر از وبلاگتون حرف بزنم…فک میکنم متوجه شده باشین شغلمو…مهم نیس چطور آشنا شدم.شاید بخاطر اینکه منم میخام ب کانادا مهاجرت کنم…و ب تجربه کسی که اونجاس نیاز داشتم..حالام اگه ناراحت میشید فقط خواننده مطالبتون میشم و دیگه نظری نمیذارم

    • امير حسين روشناس

      نه این چه حرفیه. خیلی هم کار خوبی میکنید که نظرتون رو بیان می کنید. براتون یک ایمیل فرستادم هر چیز مد نظرتونه میتونید از اون طریق بفرمایید.

  11. میدونستم اینکارو میکنید.منم قصد علنی کردن نداشتم اما جایی خصوصی مثل وایبر و … از شما نداشتم.برا همین تو وبلاگتون نظر دادم.فک میکنم متوجه شدین شغلم چیه…و گفتم که منم دنبال کارای مهاجرت ب کانادا میخام برم.نظراتون کمکم.کرد…امیدوارم ناراحت نشده باشین و اگر تمایل ندارین دیگه نظر نمیدم و فقط خواننده وبلاگتون میشم

  12. از من ایراد نگیرید ها…ی بار نظرمو ارسال کردم اینترنت پرسرعت ایران عزیز خطا زد دیس کانکت شد ارسال نکرد.دوباره نوشتم.ارسال کردم هر دو رسید…

  13. همین شما خارج رفته ها ید که ۵ تومن پول تاکسی که اونم اگه جلو نشینی باید له بشی تا مقصد ، واستون چیزی نیست و می شنید تو ماشین با اون جماعت دزدی همراه می شید که این پول واشسون چیزی نیست چون اصلاخودشونم نمی دونن از کجا میاد و میره و این راننده های شخصی عوضی و بیکار که از سر تنبلی و راحت بودن کار مسافر کشی (برای شغل دوم یا پاره وقت) رو پزو می کنید دیگههههههههههههه. که الحمد وا… همیشه هم هستند…….
    دقیقا صد قدم میرفتی داخل اون کوچه که اول برزیل هست خطی هاش میان البته با صف ۱۰ تا ۲۰ نفره که اونم الحمدوا.. همیشه هست…. با نرخ ون ۱۵۰۰ سواری ۲۲۰۰ (واسه چی اصلا میگم شاید هیچوقت دیگه تو زندگیت تو این مسیر نباشی یا اگرم بیای بایید همون ۵ تومن بدی به تاکسی خطی ها…..تورم عرض می کنم 🙂 🙂 )

    این ها کوچیک ترین بدبختی های هست که ما هروز با هاش روبه رو هستیم تو ایران ولی با این همه من خودم به شخص عاشق ایرانم و اگر وضع مالیم ایشالا یکم بهتر بشه هیچوقت دوست ندارم سختی های مهاجرت و به جون بخرم برای ….. (نظر شخصیم و گفتم چون دوست دارم بگم داره تو نظر خودم نشر داده میشه !) البته با توجه به ابنکه تو بلاگ شما هم هست دیگه 😉 🙂 🙂

    • امير حسين روشناس

      نه عزیزم اتفاقا همون خیابون برزیل که گفتی رفتم. همون محل تاکسی های خطی پاسداران و این آدم بی همه چیز از همون راننده های خطی بود. وقتی میگم زامبی شدن واقعا اینطوری شده. من هم به دلیل اینکه عجله داشتم و فرصتش نبود مجبور شدم سوار بشم. تازه من اعتراض کردم بقیه مردم که همه ساکت نشسته بودن شاید پیش خودشون هم گفتن ول کن بابا بیا سوار شو بریم دنبال کارمون.
      من ترجیح دادم سختی مهاجرت رو قبول کنم ولی بین این موجودات دو پا زندگی نکنم…

  14. مطالبی که نوشتین خیلی جالب بودن . من خیلی خیلی با اون مورد معظل دستشویی و رد شدن از خیابون موافق هستم شدیدا. من که خیلی با این مورد اینجت مشکل دارم.
    مرسی . عالی نوشتین

  15. یک سوال داشتم. دوستی دارم که می تونه ماهی ۵۰۰۰ دلار کانادا بدن این که دنبال کار بگرده رو تامین بکنه. ایشان در ایران پزشک است و مطمئنا زندگی بسیار بسیار مرفهی داره. اما تصمیم گرفته بیاد کانادا زندگی (فقط طندگی) کنه. چه توصیه ای برای ایشون دارید؟

    • امير حسين روشناس

      چه عرض کنم! من خودم هنوز نیاز به توصیه دارم. در مورد سوالتون هم چیزی که بذهن من میرسه اینه که باید دید در زندگی دنبال چی هستند ایشون. زندگی توی کانادا استاندارد خیلی بالایی داره و طبیعتا اگر مشکل مالی نداشته باشن خیلی هم بهشون خوش میگذره.

  16. آرزو بود ببینم مردم کشورهای دیگه دنیا هم این قدر نامرد هستند که وقتی زورشون رسید سر یه بدبختی کلاه بگذارند (اصلا برام سوال بود که همه آدما این جورند یا مردم کشور ما این جورند ) که جوابمو گرفتم مرسی

  17. دستشویی بزرگترین معضل منه که در خود ایران هم هر جایی نمیتونم برم دستشویی ، بقول یکی لز دوستان دستشویی های اینجا در محیط بیرون گاهی انقدر وضعیت نامناسبی دارن که رغبت نمیکنی …بگذریم آدمهای زیادی رو می شناسم که وقتی ازشون میپرسی چرا از ایران میخوای بری میگن اینجا همه ریاکارن و دو رو، اما خودشون هم اخلاقشون افتصاحه و به دروع گویی عادت دارن، اونوقت با خودشون فکر نمیکنن که جامعه ایران به خودی خودش شخصیت حقوقی نیست اونو امثال شماها میسازین ، پس اول خودتونو درست کنین بعد ادعای دورویی ایرانیها رو به زبون بیارین ، من اهل دروغ نیستم تلاش میکنم روابط اجتماعی خوبی داشته باشم و به حقوق شهروندان احترام بگذارم چون یک ایرانی تحصیل کرده هستم چون معتقدم این رفتار ما ایرانی هاست که روی جامعه تاثیر میگذاره، منم خارج رفتن رو دوست دارم اما تنها به این دلیل که علاقه به دیدن دارم اما هیچوقت از ایران و ایرانی بیزار نبودم.

  18. چه بی اندازه عالی وفوق العاده وزیباست قلمتون.واقعاحریم خصوصی خیلی خیلی خیلی مهم است.واقعاهم نشنیدن صدای اذان مؤذن زاده یه دردبزرگ به جای خودش است.

  19. سلامت باشید.ولی خیلی خوبه که کسی نوشتن بلدباشه.راستی چراازخودتون عکس نمیزارید؟

  20. سلامت باشید.ولی خیلی خوبه که کسی نوشتن بلدباشه.راستی چراازخودتون عکس نمیذارید؟

  21. بذاریدلطفا.من خیلی دوست دارم ببینم چهرتون رو!!!!!!!!عاقاااااا

  22. والامن چی بگم؟یه آقایی که وسط سرش کچله بابینی عقابی باهیکل متوسط وقدمتوسط بارنگ پوست نسبتاسبزه باشکم گنده.که شلوارلی وتی شرت قرمزبه تن داره.لبهای متوسط ونسبتاکشیده.ابروی پر(که برای همه آقایون هست)چشمهای مشکی.

  23. خوعکستون روبذاریددیگه!!!!لوس

  24. عاخه برادر من اون دکتر هایی که شما گفتید مدرک رو خریدن وگرنه الان خارج بودن!
    راستی ما همه چیز داریم…
    فقر دزدی اختلاض ضور گویی کلاه برداری…
    هرکی پارتی داره کار داره بقیه رو بیخی…!
    اضلا ایران بهترین کشور دنیا و ایرانی بهترین فرهنگ دنیا چون خودمون ایرانی هستیم!
    اضلا خدا زمین رو نیافریده فقط ایران رو آفریده بقیشو شیطان آفریده!

  25. راستی یه سوال برام پیش اومد؟؟؟؟؟؟؟
    اونجا مستقیم میرن خخخ؟؟؟؟؟؟
    خداییش جواب بده

  26. سلام.. وقتتون بخیر.. راستش یه مدته تصمیم به مهاجرت گرفتم از طریق گرفتن پذیرش در مقطع دکتری.. مطالب زیادی رو از منابع مختلف دارم میخونم.. مطالبی که در اینجا نوشتید درنگاه اول یه مقدار تند اومد به نظرم ولی مثالهایی که زدید،واقعیتهای محض جامعه ماست.. کاش میشد در مورد کار و شرایط مالی هم توضیح میدادید… ممنونم

  27. بسیار لذت بردم. قلم شما بسیار شیوا و رسا هست

  28. بسیار عالی بود

  29. خیلی مختصر نوشتید. گمون میکنم خیلی موارد رو فاکتور گرفتین و از حوصله تون خارج شد.
    به هر حال.
    الان هم چند سال از اون زمان گذشته و شهادت میدم که بدتر شده و هر سال دریغ از پارسال.
    هر چقدر هم بخوای خودت بهتر باشی و انسان تر و با اخلاقتر، خودت بیشتر اذیت میشی.
    منم دیگه به جایی رسیدم که دارم فرار رو بر قرار ترجیح میدم. اینجام بمونه برای هر کس که میتونه بمونه و بسازه. شاید یه روز خوب اومد ولی دوست ندارم بمونم و پیر بشم و بسوزم و بسازم.

    با آرزوی موفقیت و شادکامی و سلامتی شما و خانواده محترمتان

  30. سلام
    من مطالب شما رو خوندم. یکی از دوستان اشارهء جالبی به پیشینهء شاهنشاهی ایران کرد و منم اضافه میکنم که ملتی که تحت تأثیر پادشاهان خودفروختهء غربزده شد که نوآوریهاشون از غرب فقط عیش و نوش و رقص زنها و ترویج کاباره و فحشا بوده، به این زودی‌ها قرار نیست درست بشه تا خودمون نخواهیم… و بعد از چند سال بعد از انقلاب، متأسفانه حدود یک سوم مردم ایران که متعهدین و دلسوزان این کشور هستند، با نفوذ قشر لیبرال و غرب زده که با همون دیدگاه گذشتهء شاهنشاهی که فقط از غرب لذات افراطی رو یاد گرفته بودند و ترویج می‌کردند، کنار زده شدند و به انزوا کشیده شدند… یه عده به ظاهر با فرهنگ و روشنفکر هم به جای ترمیم این فرهنگ غلط، چونان افراد خودفروخته فقط زخم زبان زدند و همیشه مرغ همسایه را غاز دیدند… و در آخر عزم رفتن به همون کشورهای مورد علاقه خودشون رفتند…
    ولی آینده از آن مردم ایران هست…
    و البته با وجود اختلاس گران که بعد از برهم زدن نظم اقتصادی و سیاسی کشور، و دزدی‌های هزار میلیاردی که به سمت کانادا رهسپار شدند و ثروت ملت ایران را آنجا بردند، آیندهء درخشانی را برای کانادا نمیبینم… چون این خود از بهشتی که در آنجا تصور کردید، کاسته است و با این تعریف‌ها تطهیر نمی‌شود…

    • امير حسين روشناس

      کدوم مردم ایران؟ همین هایی که غربزده و خودباخته و … خطابشون کردید؟

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*