خانه » ایران و کانادا » مسافرت به ایران – ۲

مسافرت به ایران – ۲

یادمه یک شب با علی و بهروز توی یک قنادی ریچموندهیل نشسته بودیم. صحبت مقایسه ایران و کانادا مطرح شد، علی گفت درسته توی ایران یک وقتهایی از دور و اطرافیانت دخالت و فضولی میدیدی، اما اگر ۹۰ درصد فضولی بود، ۱۰ درصد هم دلسوزی بود. اون ۱۰ درصد، یک وقتهایی در زندگی برات مهمه. برات ارزش پیدا می کنه. برات مایه تسکین و آرامش قلبه.

این نکته رو عمیقا احساسش کردم. خیلی وقت ها خودم توی کانادا، از اینکه کسی به کارم دخالت نمیکنه خوشحالم. راضیم از اینکه کسی در زندگی خصوصی من سرک نمیکشه و … خیلی هم خوبه، منکرش نیستم. ولی توی همین مسافرت، اون ده درصدی که علی می گفت رو تجربه کردم. این هم از مواردی بود که انقدر توی زندگی ما عادی شده بود، که به چشممون نمیومد. یک بنده خدایی بیماره، اطرافیانش در عین اینکه گاهی وقت ها از خودشون طبابت می کنن و برای دکتر تعیین تکلیف میکنن، برای بیمار واقعا دلسوزی میکنن. طرف از شهرستان، گوشت مرغ و کبوتر تازه بفرسته یا اگر آدمی پیدا نکنه، خودش بلندشه بخاطر بیمار، بعد از ظهر از سرکار راه بیفته از یک شهر به شهر دیگه بره، خودش تحویل بده و همون شبانه هم برگرده به شهر خودش. عمرااااااااااااااا چنین چیزی توی کانادا یا احتمالا بقیه جاهای دنیا اتفاق بیفته. این چیزیه که توی خارج از ایران از دستش میدیم و تا زمانی هم که بهش نیاز پیدا نکنیم، متوجه فقدانش نمیشیم.

بغیر از بعضی مراسم خاص و افراد خاص، دور هم جمع شدن هم کمتر اتفاق میفته. نه اینکه نباشه، ولی باز مهاجرت کردن باعث میشه از خیلی اکیپ های دوستانه و جمع های خودمونی از هم پاشیده بشن. آدمهایی رو می شناختم که وقتی ایران بودن، پایه خیلی کارها و جمع های دوستانه بودن، وقتی از ایران رفتن تلاش کردن که گذشته خودشون رو فراموش کنن و ازش فاصله بگیرن، از آدمهایی که می شناختن و از دوستی های قدیمی خودشون رو کنار کشیدن. برعکسش هم البته بود، یکیش خود من که دوستی رو بعد از ۱۵ سال پیدا کردم، بچه های دبیرستان مفید – چه همسن ها و چه جوون تر و مسن تر ها – رو دوباره پیدا کردم و از دوستی و همصحبتی باهشون لذت می برم. یکی از محاسن مهاجرت هم همین می تونه باشه، که حتی آدم عوضی مثل من به هر دوستی قدیمی چنگ می اندازه تا در محیط جدید (من اسمش رو نمیذارم غربت) راحت تر و مطمئن تر جا بیفته.

ولی برای ایران متاسفم. برای مملکتی که بدلیل بد شدن مردمانش، خدا هم نعمتش رو از روش قطع کرده. خواهش می کنم فوری شروع نکنید به نظام بد و بیراه گفتن، همه تقصیرات به گردن دولتمردان نیست. سوء استفاده از درماندگی و یا نا آگاهی مردم به قصد منفعت طلبی شخصی، ایجاد مزاحمت وقت و بیوقت با ارسال پیامک های تبلیغاتی و فروش جنس بنجل داخل خیابون به خلق الله، هیچ ربطی به دولت نداره. نعمت الهی بارون و برف هم از این مردم دریغ شده و خدا میدونه که چقدر برای این موضوع و برای ایران ناراحتم.

۹ نظر

  1. سلام امیرحسین،در مورد همه چیزایی که گفتی باهات موافقم بجز اینکه گفتی به دلیل بد شدن مردمان مملکتمون،خدا هم نعمتش رو از ما دریغ کرده!!!!!

    • امير حسين روشناس

      یعنی مردم ما بد نشدن؟ یا خدا نعمتش رو دریغ نکرده؟ یا قطع نعمت خدا بخاطر بد شدن مردم نیست؟

  2. سلام امیرحسین،چون بد و خوب نسبی هست،نمی شه گفت مردم ما بد شدن،من فکر میکنم آموزش کافی نیست ، فلات ایران هم از لحاظ آب و هوایی در حال تغییر اقلیم هست ،یعنی اجتناب‌ناپذیره،البته میشه تا حدی صرفه جویی کرد صرفه جویی یه فرهنگه،که نیاز به آموزش داره،آموزش یه پروسه هزینه بر هست،و مدیریت هزینه ها وظیفه مسؤلین ذی صلاحه و… این داستان به صورت چرخشی ادامه دارد.

  3. در یک کامنت دیگر هم نوشتم که تخطیه سیستم و فلان شخص و فلان آخوند استدلال درستی نیست و با از میان رفتن هر یک از اینان نیز کار ما سامان نمیگیرد
    این قضیه ای که شما گفتید دو وجه دارد و هر دو وجه دو طرف داستانی هستند که مکمل همدیگه هستند… رفتارهایی که بدانان اشاره داشتید گرچه قطعا از لحاظ اخلاقی محکوم اند اما با مداقه بیشتر در می یابیم که حتی چنین رفتارهایی نیز در تحلیل آخر “طبیعی” ایران کنونی به شمار میروند؛ چراکه شما در هر کجای دیگر دنیا نیز اگر مردمی را تحت چنین اتمسفری قرار دهید ظهور و بروز چنین رفتارهایی نتیجه کاملا طبیعی و بلافصل آن است
    همیشه طی مباحثاتی که در این زمینه در میگیره، سفارشم به همه دوستان اینه که تو رو جون هر کی دوس دارین اینقد راجع به خودمون بد خرف نزنیم و قضاوت سطحی و شتابزده نکنیم و یه خرده هم از سطح به عمق بریم، یه خرده هم نگاه علت و معلولی رو هم به کار بندازیم، هیچ پدیده ای که در خلا و یه شبه پدید نیومده که، کار مداقه و ریشه یابی و تحلیل و نگاه علت و معلولی نیز کار سنگینی است که مطلوب هر کسی نیست و اکثرا مایلند با اتخاذ یک نظرگاه کلی و عاجل در واقع خیال خود را راحت سازند و خود را از مشقات فکری ناشی از پیگیری و بررسی جامع الاطراف معاف سازند
    با سپاس مجدد از شما و تشکر مجدد از باب مطالبی که راجع به زندگی روزمره کانادا ارایه میدهید چرا که منم چند وقت دیگه عازمم و واقعا استفاده میکنم از این اطلاعات شما

  4. کدوم اتمسفر.زمانهای قدیم که بدتربوده چرااین همه گرگهای آدم نمانبودن؟؟؟؟؟زمانهایی که ماهی یه باربرنج وگوشت میخوردن.زمانهایی که انقدرهنوزخدمات پزشکی ورفاهی و…..حتی به همین اندازه اش هم نبوده!!!ولی آدمهاخوب بودذاتشون.مردم اگه مثل گرگ افتادن به جون هم به خاطرپول پرستی وچشم وهم چشمی شونه واینکه میخوان یه شبه وزودی پولداربشن.میخوان همه به حرفشون گوش کنن ودست به سینه درخدمتشون باشن وخودشون هیچ غلطی نکنن.من همه جوره باامیرحسین موافقم.جدداکه واقعیت رونوشته.ذات آدم خوب درهرشرایطی ولوسختی خوبه.مردم ماپولاشونوصرچیزهای الکی خرج میکنن وبه واجبات که میرسه مینالن.متأسفانه قناعت هم ندارن.چشمشون توبشقاب دیگریه وهیچگونه شکری به خاطرداشته های خودشون به جانمیارن.شکرنعمت نعمتت افزون کند؛کفرنعمت ازکفت بیرون کند.

  5. باتمام احترامی که براتوت قاءل هستم، یک وقتهایی شک میکنم شما تحصیل کرده باشید ویاحتی خارج از کشور زندگی کرده باشی و مردم دنیارو دیده وتجربه کرده باشی ،مردم مقصرند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!یاسیستم،شمارو ارجاع میدم به نوشتهای خودتون در مورد همون کانادا ،این سیستم ی دولت هستش که مردمو تربیت و اموزش وووووووووو میده وبار میاره دکتررررررررررررررررر

    • امير حسين روشناس

      قبول ندارم که همه تقصیرها به گردن دولت و سیستم هستند. خود مردم در نابسامانی اوضاع خیلی موثر هستند.

  6. من هیچ وقت شما خداباور هارو درک نکردم 🙂

    ارتباط بین بی ایمانی یا بد رفتاری مردم (بنا به هر دلیلی از جمله … دولتمردان ما) با تغییرات آب و هوایی و به تعبیری نزول رحمت رو با هیچ منطقی غیر از منطق شماها نمیشه تعریف کرد 🙂

    قضاوت نمیکنم امیدوارم با افزایش سطح شعور و ایمان مردم ، نزولات آسمانی بیشتر بشه

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*