با یک مرد استثنایی به اسم Markus Van Aardt آشنا شده ایم، از دانشگاه Ryerson. متاسفانه سیستم آموزشی ما در ایران فقط روی پزشکی و مهندسی و یک مقدار هم ادبیات متمرکز شده. به عنوان مثال، کسی بما یاد نداده چطور حرف بزنیم. چطور فکر کنیم. چطور بنویسیم. و این موارد بسیار ابتدایی – که همه در موردش میگن: بابا مگه کاری داره؟ خب حرف بزن دیگه! – از بزرگترین نقاط ضعف ماست.
شانس این رو دارم که با یک آدم اینکاره کار کنم. کاری که این آدم داره سر کلاس می کنه، اینه که به ما حرف زدن یاد میده. چطور اون چیزی که واقعا هستی رو بیان کنی. بر طبق چیزهایی که میگه، مصاحبه برای گرفتن کار نیست. مصاحبه یک صحبت دوطرفه است، برای اثبات اینکه از بقیه بهتری. لزوما این مساله ختم به گرفتن کار نمیشه. مخاطب، تو رو در مقابل بهترین مشتری اش تصور می کنه، وقتی تو رو با یک مشتری میلیون دلاری تنها میذاره، چطور می تونی منافعش رو حفظ کنی؟
سوالاتی که می پرسند برای اینه که روال فکری شما رو بفهمن. شما باید این سوال پرسیدن ها رو از بک جلسه بازجویی، تبدیل کنید به یک جلسه محاوره. بدون اینکه در موردش برنامه ریزی کرده باشید. برنامه ریزی در مورد سوال پرسیدن، باعث درگیر شدن ذهن میشه و دیگه روی چیزی که داره گفته میشه تمرکزی نخواهیم داشت. باید نشون بدیم ما هم کنجکاویم، یادمون باشه که فقط ما برای زنده موندن، نیاز به اون کار نداریم. اون شرکت هم برای کسب درآمد نیاز به ما داره. برای همین، مارکوس اعتقاد داره ما job seeker نیستیم، ما اومدیم تا relaunch our career بکنیم. پس جلسه مصاحبه رو بهتره به سمتی ببریم که یک گفتگو باشه، نه سوال و جواب.
اینکه چه بپرسیم، با یک مثال خیلی جالب توضیح داد. گفت: “کفش های من کهنه شده”. در مورد این سوال بپرسید. یک سری سوالات اینطوری بود:
- چند وقته پوشیدیش؟
- چند خریده بودی؟
- بخوای نو بخری قیمتش چنده؟
- چه رنگی بود؟
یک سری سوالات هم اینطوری بودن:
- چرا هنوز می پوشیشون؟
- چه احساسی داری وقتی می خوای کفش جدید بخری؟
سوالات گروه اول، با یک کلمه جواب داده میشه، در حالیکه سری دوم جواب تفصیلی لازم دارن، طرف باید بیشتر در موردش ور بزنه! سوالاتی از این گروه دوم بپرسید، تا شما هم به طرز فکر طرف دوم پی ببرید. مثلا اینکه چی در مورد این شرکت رو اونها دوست دارن؟ چرا دوست دارن برای این شرکت کار کنن و …
در کانادا بدنبال consistency هستند، بر خلاف آمریکا که خیلی بالا پایین میشه، اینجا رهرو آنست که آهسته و پیوسته بره. سالی ۱۰ درصد رشد کافیه، نمی خوان یکسال ۱۰۰ درصد رشد داشته باشن و بعد ۳ سال بحران مالی تحمل کنن. مردم این مملکت هم مثل دولتش، خیلی محافظه کارن.
کارفرمای کانادایی می خواد مطمئن باشه کسی دو داخل شرکتش داره که شانسی موفق نبوده، بلکه از روی عقل و درایت و wisdom موفق شده. افرادی که initiative و ریسک پذیر هستند، افرادی که صرفا do & report نیستن، کسانی که بهشون میگن make it happen و اونها هم به همین نحو عمل می کنن. ظاهرا، حضرات کانادایی آدمهای مودبی هستند. اگر قراره چیزی رو بگن که باهش موافق نیستن، احتمالا بصورت مستقیم نخواهد بود. از روشی به اسم www-> ebi استفاده می کنن. What Works Well is …, even better if …
استفاده از کلمات but و however خیلی مناسب نیست، داری به طرف میگی هرچی گفتم رو بریز دور، از این ببعد رو گوش کن. مگر اینکه واقعا منظورتون همین باشه.
سوالاتی در مصاحبه مطرح میشه که بنظر آدم ابلهانه میاد. دلیل مطرح کردن این سوالات، شناسایی توانایی فردی (self-awareness) است، همینطور برای فهمیدن اینکه آیا موفقیت های شما repeatable هستند یا نه و اینکه آیا شما هم consistent هستید یا نه. همینطور اینکه آیا این چیزهایی که بلدید، قابلیت انتقال به بقیه رو دارن؟ transferable هستند؟ مثلا سوال می پرسه در مود اشتباهاتت صحبت کن. خود اونم میدونه که هیچ آدمی کامل نیست، اما اون چیزی که در جوابش میگی باید منعکس کننده wisdom تو باشه. هر شرکتی به طور کلی می خواد سه تا مطلب رو در مورد کارکنانش بدونه:
- Have you done it in the past؟
- Do you love it؟
- Can I tolerate you؟
در مورد مارکوس بیشتر خواهم نوشت. ممنون از اینکه بهم اثبات کردید خیلی مطالبم خواننده نداره! ولی من بازم می نویسم!
امیر حسین جان باید بگم که من یکی که نسبت به نوشته هات خیلی مشتاق هستم و بمحض اینکه میبینم وب لاگت آپدیت شده مشتاقانه بچه دستمه میندازمش زمین و میام نوشته هاتو سریع می خونم(؛ اما در مورده نوشته اخیرت باید بگم که خیلی جالبه که افراد رو از هر نظر آماده میکنن که این نه تنها برای داشتن یک مصاحبه موفق تاثیر گذار هست بلکه تاثیر فوق العاده ای در زندگی شخصی و ارتباط با دیگران خواهد داشت.متاسفانه علی رغم تحقیقات فراوان در مونترال موفق به یافتن کلاسهایی همچون اکسس نشدیم که بتوانیم استفاده کنیم ولی از نوشته های مفید شما نهایت استفاده رو میبریم. با تشکر فراوان
to be neveshtan edame bede amirjan ma mikhonim
می خونییییییممممممممم
بسیار مفید بود، بحث consistency رو بسیار قبول دارم همچنین نحوه انتقاد کردن و مدل بیان، بسیار اینا رو تجربه کردم تو این چند وقت …. اوایل خیلی برام عجیب بود مدیر من یکی چند بار موضوع حساس و فوری پیش اومد … به جای اینکه ایمیل بزنه بگه Follow this immediately یا Start this ASAP یا … برام نوشت … I let you handle this, just note that when .. بسیار احساس خوبی بهت دست می ده، Urgent بودن تو ایمیل مشخصه ولی لازم نیست بکوبن تو سرت تا ببینیش … یا مثلآ وقتی نمی فهمید یه جای What are you talking about? … What do you mean? … برام می نوشت … I am not sure I understand completely what you saying, Am I missing something? d … شاید من اینطوریم ولی بسیار حس بهتری بهم دست می داد (اونم مایی که تو اینفوتک ایمیل های طوفانی و معمولآ طعته آمیز و جبهه دار تو خونمون رفته بود …. این بود که من هم نم نم ادبیاتم عوض شد …
به هر حال بسیار مفید بود، ممنون بابت اینکه وقت می ذاری که اینا رو منتقل کنی
موفق باشی
تو رو که می دونم حتما می خونی 🙂 راستی برای امکس اقدام کردم. تیری در تاریکی!
ممنون ، از تمام نوشته های مفیدت .
سلام.مطالبتون رو میخونم اگرچه گروه پزشکی هستم وشاید تا آخر امسال لند کنم. نیاز به اطلاعات عمومی اولیه دارم. بهرحال از اینکه تجربیات خود را به مشارکت میگذارید سپاسگزارم.
سلام
لطفا منظورت از اطلاعات عمومی اولیه رو واضحتر بگو.
سلام مجدد.منظورم یکی اسکان اولیه وفوت و فن اجاره است…یکی هم روش اپلای برای ادامه تحصیل دانشگاهی دخترم که ترم اخر لیسانسشه ! بهر حال سر فرصت همه پست ها را خواهم خواند . پاینده باشید.
فوت و فن اجاره که توی یک پست مفصل توضیح دادم. اگر کاندو می خواهید اجاره کنید، توصیه ام آقای مصطفایی است و بفرمایید که دوست امیر حسین هستید، آدم بسیار خوب و مطمئنی هستند.
در مورد تحصیل… این یکی رو از من نخواه رفیق! حالم از درس خوندن و علم و دانش بهم می خوره!
کلاس های access بر اساس سطح زبان برگزار میشه؟
بله. فکر میکنم clb 7 به بالا میخواد
سلام. آره بابا، تو ایران چیزی یاد نمیدن که. اصلا نمیدونن آموزش یعنی چی…. خودشونم بلد نیستن درست حرف بزنن…نه تو مدرسه ها چیزی یاد میدن نه تو دانشگاهاشون. حتی استادا دانشجوها رو سوق نمیدن به سمتی که باید برن، خودشونم که هیچی یاد نمیدن… دانشگاه های ایران با مدارس ابتدایی اش مو نمیزنه، استادا میان سر کلاس چهار تا چیز رو تخته مینویسن، میرن… بعضی استادا که هیچی میشینن رو صندلی فقط حرف میزنه، یه درس درست حسابی نمیدن، اونوقت میگن دانشجوها خوب کار نمیکنن.. آخه اول به خودشون نگاه کنن ببنین برا دانشجو چیکار میکنن بعد حرف بزنن. اصلا نخاستیم سر کلاس خیلی چیزی یاد بدید ، حداقل بگید این موارد رو خودتون برید یاد بگیرید…
در کل اگه امکانشو هر کس داشته باشه و بخاد تحصیلات درست حسابی داشته باشه باید بزنه از ایران بره، هر چی زودتر هم بره بیشتر موفق میشه…
من که خودم امیدوارم بتونم دکترا برم کانادا…
بله تا حدی با شما موافقم. اما انتظاراتتون از اینجا رو هم تعدیل کنید. اینجا هم کلی موارد فقط show off است.
دستت درد نکنه امیر حسین جان
سلام من یه سوال دارم
این اکسس که میگید همون access پکیج office ؟ اگر نه یه توضیح میدین چیه ؟لطفا
پستای قبلیتونو خوندم فهمیدم اکسس چیه
سلام
اگر خوانندگان پست هایی که مینویسی کم هستن از نظر خودت، فقط به خاطر اینه که شناخته شده نیستی و احتمالا تا الان خیلی خواننده پیدا کردی. من سالهاست که درگیر بحث مهاجرت هستم و وبلاگهای زیادی رو دیدم، خوندم و دنبال کردم.بدون اغراق بگم که جذابترین وبلاگی که تابحال دیدم این وبلاگ بوده و امیدوارم همچنان پر انرژی و با روحیه این کار رو ادامه بدی. برات آرزوی موفقیت صد چندان دارم.
لطف داری، ممنون
من هم با نظر رضا مقدس موافقم. با این تفاوت که الان خیلی بیشتر شناخته شده هستی و خوانندگان وبلاگ شما قطعا وبلاگتون رو به دوستانشون هم پیشنهاد میدن. همچنین گوگل هم که دستش درد نکنه دیگه.
مدیر واحد ما هم جدیدا خیلی داره رو soft-skillها رومون کار میکنه. هر چند که من عاشق بحث تکنیکال هستم و زیاد از مباحث انسانی و soft-skillها خوشم نمیاد اما چارهای نیست و باید بیشتر روی خودم تار کنم تا موفقتر بشم. ممنون بابت اینکه مهاجرین رو خیلی خوب و کامل با جامعه کانادایی آشنا میکنید.
کم کم من به این درجه از عرفان دارم میرسم که تکنیکال رو بذارم کنار. مخصوصا با پیشرفت دیوانه وار فن آوری های مختلف و بالا رفتن سن و سال، سافت اسکیل تنها چیزیه که میشه روش برای ایجاد درآمد حساب کرد!
آخ آخ آخ. منم دقیقا دارم به همین نتیجه میرسم (البته هیچ وقت دانش و تجربه خودم رو با دانش و تجربه شما مقایسه نمیکنم ) ولی از اونجایی که به شدت به مباحث فنی مربوط به علوم کامپیوتر علاقهمند هستم گفتم شاید بهتر باشه برم سراغ بحث آکادمیک برای دورانی که دیگه مغز جواب نمیده و جوانتر ها اومدن و پوزیشنها رو قبضه کردن اما زندگی همچنان خرج داره.
البته اگر به سافت اسکیل علاقه داشتم قطعا دنبال اون موضوع میرفتم چون میدونم بحث آکادمیک مخصوصا تو حوزه علوم کامپیوتر با توجه به رشد بسیار بسیار سریع صنعت کامپیوتر، آیندهای نخواهد داشت.
کاشکی من هم به soft skills علاقه داشتم :'(
سلام. من چند هفته است که که دوباره به صرافت مهاجرت افتادم. هرچند دفعات قبلی به دلیل روابط عاطفی پدر و مادر از خیرش گذشتم ولی این بار انگار یه جور دیگه دل کندم و دل گنده شدم تو پذیرش ریسک مهاجرت با خونه و زندگی و بچه و کار خوب و پدر و مادر مهربان….
این وسط برای منی که خیلی دوست و آشنا و مشوقی در مقصد ندارم که با حمایت روحی و عملی در این مسیر کمکم کنه، خوندن وبلاگ شما و دیگر دوستانی که اینطوری با حوصله و مهربانی مینویسن خیلی الهام بخشه.
ده روزی هست که دارم سعی میکنم همه پستها رو بخونم. به نوشتن ادامه بدید لطفا. ممنون.
موفق باشید.
سلام
من چند وقت پیش تو یویتوب یک ویدیو دیدم درباره مهاجرین به کانادا و نیاز به soft skill در محیط کاری کانادا. یک کارشناس کانادایی گذاشته بود که بعدا فهمیدم تخصصش این دوره هاست. این صفحش توی لینکدین:
https://www.linkedin.com/in/lionel-laroche-2328842
توی اون ویدیو دلایل قانع کننده ای میاورد که چرا مهاجرین به کانادا نمیتونند با کانادایی ها در محیط کاری به خوبی رقابت کنند و معمولا به دنبال ارتقا مدرک تحصیلی میرند. به عنوان نمونه میگفت که یک کانادایی تو سالهای اولیه مدرسه ارایه مطالب شفاهی رو با استفاده از اسلاید تجربه میکنه ولی بعضی از مهاجرین این کار رو تا دوره لیسانس انجام نمیدند (شامل اغلب ما ایرانی ها میشه).
من روی این موضوع فکر کردم و کمی مطالعه کردم. نکته مهمی هست. ما باید یاد بگیریم چطور مطالب رو به صورت کتبی و شفاهی ارایه بدیم. چطور صحبت و مذاکره کنیم. چطور ایمیل بزنیم و چطور درخواست و شکایت کنیم. به علاوه باید کار تیمی به معنی واقعی و کل مهارت دیگه رو به درستی یاد بگیریم و تمرین کنیم.
برای کسایی که رشته شون مثل من به کامپیوتر مربوطه به نحوی، این کتاب رو توصیه میکنم:
https://www.amazon.com/Soft-Skills-software-developers-manual/dp/1617292397/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1517318720&sr=8-1&keywords=soft+skills
با تشکر
بله لیونل لاروش آدم خیلی معروفیه در این زمینه ها.
سلام تازه با وبلاگ شما اشنا شدم.اکثر وبلاگهای مهاجرین کاناذا رو خوندم.خودم منتظر مدیکال از طزیق سرمایه گذاری هستم.به حق یکی از بهترین وبلاگها هستید . دست مریزاد.
لطف دارید.
بنده هم بتازگی با وبلاگ شما آشنا شدم.واقعا عالیه. خسته نباشید میگم و ممنون از تمام زحماتی که کشیدین.مشتاقانه دارم وبلاگتون رو پیگیری میکنم.