اشتباه نشه! من عمویی به اسم تتسو (Tetsu) ندارم! این اسم یک برند کیک پنیری یا بقول این اجنبی ها، چیز کیکه که در مدت زمان کوتاهی توی تورنتو ترکونده! تقاطع بی و دندس هر روز صف طویلی از افراد شکمو تشکیل میشه که اومدن کیک عمو تتسو بخرن. اولین باری که اون صف رو دیدم، فکر کردم دارن یک چیز مجانی پخش می کنن. ولی روزهای بعد با دیدن اون صف متوجه شدم که دیگه موسسه خیریه که نیست هر روز بیاد خیرات کنه! یک روز دو سه تا از دخترهای شرکت رفتن و چیز کیک به همراه چند تا کاپ کیک خریدن و آوردن. کاپ کیکش که با کیک یزدی های خودمون مو نمی زد! تازه اون کیک یزدی که خواهرم درست می کرد واقعا درجه یک بود و خوشمزه تر از این، این یک مقداری هنوز ته مزه تخم مرغ میداد. من کلا خیلی اهل کیک پنیری نیستم، از مزه اش بدم میاد. ولی با تبلیغاتی که امیلی کرد، یک برش ازش خوردم و چون تازه و داغ بود، قابل تحمل بود!
ساعت ۱۱ صبح کرکره مغازه رو میدن بالا و الهی به امید تو. بازارگرمی هم تا حدیه که هر نفر بیشتر از یک دونه کیک پنیری نمی تونه سفارش بده. همین مساله باعث میشه مردم هم بیشتر حرص بزنن و فکر کنن چه خبره! آقای عمو تتسو فقط پول نقد قبول می کنه و کردیت کارت و این قرتی بازی ها رو قبول نداره، نکنه خدای نکرده یک وقت دو زار بخواد هزینه تراکنش بده! کیک که اندازه اش ۶ اینچه، به مبلغ ۱۰ دلار فروخته میشه. روی خود کیک هم تصویر سمبلیک خالق و مالک امپراتوری چیز کیک ژاپنی یعنی جناب عمو Tetsushi Mizokami نقش بسته. کل مغازه ۳ تا اجاق داره و این یعنی هر ۱۰ الی ۱۵ دقیقه، میتونه ۱۲ تا کیک درست کنه. خود شرکت میگه بازار تورنتو رو دست کم گرفته و با توجه به جماعتی که هر روز می بینم توی خیابون بی جلوی این مغازه صف کشیدن، پر بیراه هم نمیگه.
به عادت همیشگی، یکم در مورد این برند تحقیق کردم. ۲۵ سال قبل این برند توی ژاپن و در شهر هاکاتا بوجود اومده. خارج از ژاپن در حال حاضر ۷۰ تا شعبه داره. سال گذشته در کشور چین – که طبق معمول عادت به کپی برداری و کثافت کاری در همه زمینه ها دارن – دادگاهی یک مجموعه شامل ۳۰ فروشگاه رو به کپی برداری متهم و ۱۶۰ هزار دلار جریمه کرده (من اگر بودم همه رو تیربارون می کردم). شعبه تورنتو، اولین شعبه خارج از قاره آسیا برای این برند محسوب میشه. یکساعت صبر کردن برای یک کیک بنظر من کمی احمقانه میاد، شما رو نمی دونم!
اجازه بدید یک مقایسه با محصولات وطنی بکنم. سال ۱۳۸۹، شرکت صاحب نامی در ایران یک ابتکار به خرج داد و بستنی یخی رو به بازار عرضه کرد که روش فالوده ریخته بودن. قیمت این بستنی ۳۰۰ تومن بود و من و خواهرم خیلی زود مشتری پر و پا قرصش شدیم. به صورت عمده مغازه های خوار و بارفروشی شهرک اکباتان توسط ما جارو میشد و موجودی بستنیشون به فریزر خونمون منتقل می شد. بقیه مردم هم از این ابتکار استقبال کردن و بعد چی شد؟!
هیچی، شرکت مربوطه دید مردم استقبال می کنن، اومد و کیفیت بستنی رو برد بالا و سعی کرد که به حقوق مصرف کننده احترام بذاره. چرت و پرت دارم میگم؟! حق کاملا با شماست! کی تا حالا در ایران حقوق مصرف کننده اهمیت داشته که این بار دومش باشه؟! نه خیر، شرکت اومد و اول اون فالوده های روی بستنی رو دزدید، در مرحله بعد مواد اولیه رو طوری عوض کرد که بعد از مدتی فقط طعم آب و شکر و یک مقدار گلاب و البته همون رنگ سابق باقی موند. به این ترتیب، مدیران فهیم و با شعور اون شرکت، ترجیح دادن یک مدت خیلی کوتاه از استقبال مردم سوء استفاده کنن و کیسه شون رو پر کنن و خب طبیعی بود که مردم هم گوشهاشون انقدر دراز نشده بود که در مقابل این حقه بازی تسلیم بشن، خیلی راحت دیگه اون بستنی رو نخریدن و به این ترتیب فاتحه یک ایده خوب بیزنسی توسط خود صاحب ایده خونده شد. مقایسه کنید عمو تتسو رو با “مامان جون بستنیش خوشمزه تره”.
سلام -نوشته هاتون خیلی خوبه و چشم ما ها رو به زندگی در خارج بازتر میکنه– من در ایران کارشناسی نرم افزار خواندم و احتمالا در ایران میخواهم برای ارشد IT (شبکه) اقدام کنم . به نظر شما برای مهاجرت به کانادا اگر از طریق تخصصی اقدام کنم بهتر است ؟ یا بعد از گرفتن ارشد – برای دکتری IT به کانادا بیایم ؟
اگر از طریق نیروی متخصص اقدام کنید، هزینه تحصیلتون با هزینه تحصیل یک کانادایی تفاوتی نمی کنه، شانسش هم هست که بتونید کمک مالی از دولت بگیرید. مدرک هرقدر کانادایی تر باشه بهتره و شانستون برای پیدا کردن کار هم بیشتر.
ممنونم از راهنمایی تون – احتمالا از همین روش استفاده میکنم – اما عده هم میگویند که اگر در راشد دانشجوی قوی باشم میتوانم در دوره دکتری از دانشگاه های آمریکا و کانادا فاند تحصیلی دریافت کنم . به نظر شما آیا این هم روش خوبی است ؟
نه، من با این موافق نیستم. اون فاند تحصیلی رو به عنوان نیروی متخصص هم می تونید بگیرید و شاید حتی راحت تر، چون در اون صورت شما یک کانادایی هستید نه یک دانشجوی بین المللی. درسته که میگن تبعیض نیست، ولی شما به این حرفها توجه نکن. تبعیض هست، خوبش هم هست و زیادش هم هست. اگر بعنوان دانشجوی بین المللی بیایید، نصف مدت زمانی که تحصیل می کردید رو براتون برای گرفتن شهروندی کانادا محاسبه می کنن، اما اگر نیروی متخصص باشید همه اش رو. حالا کدوم بهتره؟
بله , حق با شماست , حداقل فکر میکنم اینجوری , هم زودتر از کشور خارج میشم و با محیط اونجا میتونم زو دتر آشنا شم و به قول شما با یک مدرک کانادایی بهتر میشه کار پیدا کرد
آقای مصطفی؛ با حرفهای آقای مهندس روشناس مواققم اما یک نکته ی کوچک رو اضافه میکنم. شما امروز برای مهاجرت از طریق نیروی متخصص اقدام کنید اما ارشد را هم در ایران بخوانید (اگر دوست دارید IT و اگر هم به فکر موفقیتهای بیشتر در کانادا هستید MBA رو یا سایر رشته های پرطرفدار در آنجا)— چون با متد جدید مهاجرت Express Entry هیچ کس (حتی وکلا) دقیقا نمیدانند کانادا چه کسانی را قبول میکند و چه کسانی را قبول نمیکند؟ (به قول بعضی ها حتی کانادا هم نمیداند!) در نهایت اگر ان شاا… مهاجرتتان درست شد (که در بهترین حالت یکی دوسالی وقت می گیرد) که فبها؛ شما هم در این مدت استفاده ی مفید کرده اید ( حتی میتوانید بعد از مهاجرت اگر دوست داشتید به عنوان یک کانادایی و با گرفتن وام تحصیلی یک مدرک مستر یا دکترا در آنجا بخوانید) و اگر نشد؛ به خصوص با داشتن مقاله ISI میتوانید اقدام به پذیرش گرفتن برای دکترا با فاند تحصیلی کنید. البته در این یکی دو سال خوبست به تقویت بنیان اقتصادی و نیز دانش زبان انگلیسی خود نیز بپردازید.
موفق باشید!
ممنون از توضیح شما، استفاده بهینه از وقت و عمر بسیار مهمه و مهاجرت هم پروسه ایه که خیلی حساب و کتاب نداره. بنابراین دم رو غنیمت بشمرید.
الان چند سال تو ایران ایده های اینجوری زیاد شده ولی متاسفانه به دلیل نامعلومی بعد از چند صباحی گند می زنند به کیفیت کارشون
با سلام امیرحسین جان،من دانشجوی کارشناسی پرستاری هستم خواستم بپرسم درمورد وضعیت شغلی و بازار کار و حقوق پرستارا تو کانادا اطلاعی دارید ممنون میشم راهنمایی کنید مرسی
سلام. متاسفانه خیر ولی فروم های زیادی در مورد مهاجرت پرستاران در دسترسه که میتونید افرادی با زمینه کاری خودتون رو اونجا پیدا کنید.
خیلی متشکر از تجربیاتی که ازخودتون میگذارین
اطلاعات خیلی خوبی رو با خواننده های وبلاگتون به اشتراک میذارید و قلم خوبی هم دارید. واقعا آدم دوست داره کل نوشته هاتونو یجا بخونه. من قصد دارم بیام کانادا اما میخواستم هم تحصیلی و هم کاری اقدام کنم و هر کدوم که زودتر نتیجه داد از همون طریق بیام. یه مهاجر چند سال بعد گرفتن اقامت دائم و زندگی تو کانادا شهروند کانادا میشه؟
با توجه به قانون C24 که از امسال اجرایی شد، ۴ سال از۶ سال. سال هایی محاسبه میشن که ۱۸۰ روز از اون سال رو در خاک کانادا باشید.
حاجی مشکل از خود صاحب کارخانه فقط نیست./
اینجا اگه کار آزاد کرده باشی همه فقط میخوان ازت بکنن.
۱- اتحادیه (مفهوم در کل دنیا حمایت از بخشی که براش تشکیل شده و صدا رسااااا اون مجموعه و …) در ایران ۱۲۰۰٫۰۰۰۰تومان هزینه صدور سالی ۴۰۰هزار حق عضویت ۳۰۰۰ هزار کمک به اتحادیه حمایت = ۰
۲- اداره اماکن = وظیفه باج گیری
۳- اداره مالیات = وظیفه داروغه ناتینگهام
۴- مجمع امور صنفی = وظیفه باج گیر شماره ۳
۵- صاحب مغازه = وظیفه اضافه کردن ۴۰ درصددی مبلغ اجاره در پایان سال و دادن رشوه برای عدم پرداخت مالیات
۶- همکار = سواستفاده از عنوان تو
۷- هم چراغی = تداخل صنفی
۸- مشتری – غرررر زدنننننننن
بگممممممممم بگممممممم