در پست قبل گفتم که ایده مهاجرت از کجا به سرم زد. با راهنمایی های دوستان دیدم یک سری کارهایی لازمه بکنم که هرکدوم داستان خودشون رو داشتن و طی یکی دو سال آینده بعضی هاشون مهمترین دغدغه های ذهنی من بودن.
اولیش سوابق کاری بود. فهمیدم باید تمام جاهای قبلی که کار می کردم سر بزنم و سوابق کاریم رو جمع آوری کنم. اینجاست که آدم متوجه میشه هر قدر هم که با محیط کاریش مشکل داره، باید با خاطره خوش اونجا رو ترک کنه. در غیر اینصورت متاسفانه توی مملکت ما هنوز خیلی آدم ها هستند که منتظرن موقعیتی دست بده تا به خیال خودشون انتقام گذشته رو بگیرن! توی اینطور مواقع، هرقدر هم به طرف یا به شرکت خوبی کرده باشید، اهمیتی نداره! مهم اینه که یک نفر با شما چپ افتاده!
اون زمان هدف اولیه من استرالیا بود. شنیده بودم کار خیلی فراوون در زمینه کامپیوتر پیدا میشه و پروسه مهاجرتش هم زود جواب میده. نمره زبان پایین تری هم نیاز داره (به نسبت کانادا) و از همه مهمتر لیستی به نام MODL هست که مشاغل به شدت مورد نیاز استرالیا رو در بر میگیره و از شانس خوب من، مهندسی کامپیوتر جزء همون رشته هاست و باز از شانس خوب من، یکی از تخصص های شغلیم که همون لینوکس باشه هم جزء تخصص هاست.
شنگول شدم دیگه! دیدم چه امکان سهل الوصولیه. برای شروع، گفتم برم سراغ آیلتس. در کمال اعتماد به نفس با دو سه تا دیگه از بچه ها رفتیم برای امتحان. تا اون زمان اصلا نمیدونستم آیلتس چیه و کلا یک بخش از ۴ بخش لیسنینگ از کتاب اول کمبریج رو برای آمادگی تست زدم! یعنی ته بیخیالی! ۲۳۰ هزار تومن پول ثبت نام توی مرکز آیلتس تهران رو دادم و رفتم سر جلسه (یاد اون روز ها بخیر! به تاریخ نوشتن این پست، باید ۷۵۰ هزار تومن بابت آیلتس پیاده شی!).
امتحان رو که دادم به نظرم خیلی راحت رسید. جوونی بود دیگه! گفتم نمره خوبی هم می گیرم و بعد از امتحان هم خوشحال و خندان رفتم شرکت. در این حد ریلکس بودم. اون زمان استرالیا ۴ تا ۶ می خواست در همه مهارت های زبان.
دو هفته بعدش نتایج اعلام شد. همه دوستانی که با من امتحان داده بودن نمره های خوبی گرفتن، اما نتیجه امتحان من شده بود:
- listening: 6.5
- Reading: 6.5
- Writing: 5.5
- Speaking: 6.5
برای بار اول به نظرم رسید بد نبوده. به خصوص که با نمره مورد نیازم، فقط نیم نمره در رایتینگ فاصله داشتم. یک مدتی الکی چرخیدم تا اینکه خبر بدی بهم رسید. لیست MODL استرالیا حذف شد و دیگه ۴ تا نمره ۶ نمی تونست برای مهارت های زبان کافی باشه. باید ۴ تا ۷ می گرفتم. این، اولین باری بود که فهمیدم در مورد مهاجرت، خیلی زود دیر میشه! و امروز اقدام کردن خلی بهتر از فرداست. چون به همین راحتی، درها به روت بسته میشه و تو می مونی و حوضت! البته هنوز مونده بود تا با تمام وجود به این مطلب برسم…
سلام امیدوارم همیشه سبز و سربلند باشید
قلمون و شرح حال هایی که مینویسید بسیار ممنونم و ارزوی بهترین هارو براتون دارم.
با انرژی تر ادامه بدید.
بابت مطالبتون بینهایت متشکرم
منظورتون از جمع اوری سوابق چیه ؟
یعنی بریم دونه دونه قراردادهامونو بگیریم یا میشه از سایت تامین اجتماعی گزارش گرفت ؟
بستگی داره برای کجا دارید اقدام می کنید. بعضی جاها ترجمه قرارداد کاری رو میخوان. بعضی دیگه سوابق بیمه رو هم میخوان
آخ که این دردناک ترین نیم نمره دنیاست!
خب این نشون میده سطح پایه شما خوب بوده .. بدون هیچ اطلاعات و آشتایی تونستین ۳ تا ۶ و نیم بیارین بنظر من خیلی خوب بوده