خانه » مدیریت مالی » شراکت در کسب و کار

شراکت در کسب و کار

من خودم کسب و کاری در کانادا ندارم، در ایران هم آنچه که بود متاسفانه همیشه با شراکت بود و دلیل اینکه میگم متاسفانه، این بوده که در شراکت همیشه متضرر بوده ام. همونطوری که شاید در کارهای گروهی همیشه در ایران مشکل داشته ایم، شراکت هم یکی از مواردیه که خیلی در موردش موفق نبوده ایم. دلیلش هم معمولا زیاده خواهی یک یا چند نفر از شرکاست، و البته حال و هوایی که امروزه جامعه ایران پیدا کرده. این مساله باعث میشه خیلی از افرادی که به کانادا هم میان این تفکر رو با خودشون همراه بیارن و نمونه اش آدمهای مختلفی میشه که اینجا دیده ام و از دست هموطن نالان که مال و اموالم رو بالا کشید و رفت!
یادمه وقتی برای اولین بار از کانادا به ایران اومدم، یک رفتار بسیار ناپسند ایرانی ها – که برام کمرنگ شده بود – خیلی روی اعصابم رفت. البته در نبودنم، خیلی حادتر شده بود و با توجه به چیزهایی که از ایران می شنوم و می بینم، این رفتار روز بروز در حال بدتر شدنه. این مقوله چیزی نیست جز منفعت طلبی شخصی ما ایرانی ها، اون هم به هر قیمت که شده. مهم نیست که طرف گرفتاره، مستاصله، وضعش خوب نیست و … مهم اینه که من پول می خوام، زود می خوام، زیاد می خوام، بی دردسر و راحت هم می خوام. این میونه هم تنها چیزی که اهیمت نداره، انسانیت و اخلاقیات و وجدان و رضای خداونده.
توی پست قبلی گفتم که همیشه در کنار سرمایه گذاریهاتون و مخارج ضروری و تفریحیتون، به فکر نیازمندان هم باشید. کمک به همنوع یک خصلت خوب و پسندیده ایه که متاسفانه مدتهاست در جامعه ما فراموش شده. چی دارم میگم، وقتی به راحتی آب خوردن حق همدیگه رو پایمال می کنیم دیگه کار به اینجاها نمیرسه! باور کنید این ربطی به حکومت و نظام جمهوری اسلامی نداره. خودمون هستیم که بد شدیم. توی بازار فرش که کار می کردم، تفکری بود مبنی بر اینکه: اگر شریک خوب بود، خدا برای خودش شریک می گرفت. متاسفانه در مورد ایرانی ها و تا به اینجا که من دیده ام، دقیقا این حرف درسته. درست نقطه عکسش محیط خارج از ایرانه، جایی که نه فقط آدمها بلکه شرکت های بزرگی رو می بینید که با هم خیلی خوب و برای سالیان متمادی همکاری می کنن.
یادمه یکبار مصاحبه ای رو از اسدالله عسکر اولادی می خوندم که نکات بسیار زیبایی توش عنوان شده بود. یکیش این بود که ایشون با شریک روز اولش، سالهاست داره کار می کنه. چرا؟ چون هر دو متعلق به قشر سنتی هستند و هر دو یک سری مواردی براشون حرمت و معنا و مفهوم داره. اما شراکت های الان چطور شده؟ تا زمانی که خبری از سود و درآمد نیست، همه چاکر و نوکر و مخلص همدیگه هستند. وای به اون روزی که دو زار پول بیاد وسط! اینجاست که دیگ طمع به جوش میاد و هر کسی سعی می کنه از این نمد، کلاه بزرگتری برای خودش بدوزه. اگر هر کسی به حق و حقوق دیگران – چه شریکش، چه سایر مردم – احترام بذاره، هم شراکت ها دووم بیشتری میارن، هم از برکت این کارها، کارهای جدیدی زاییده میشه و در نهایت هر دو طرف منفعتش رو می برن. اما امروزه اینطوری شده که فوری و به هر قیمتی شده، من سهم بیشتری از منافع رو مال خودم بکنم، شریکم حالا می تونه صبر کنه! غافل از اینکه اگر این رفتار رو در پیش بگیرید، عمر شراکت کوتاه میشه. یا شریکتون شروع می کنه به دزدی کردن از کار و کیفیت و یا حتی اموال و منافع شراکت، یا اینکه در بهترین حالتش و اگر آدم خداترسی باشه، خودش رو از شراکت کنار می کشه و بیزنسی که می تونست مدت مدیدی ادامه داشته باشه و از کنارش بیزنس های دیگه ای هم خلق بشن، با سر به زمین می خوره. چون این عمل، ظلم به یک طرفه و برای من که اعتقاد دارم، پیامبر اسلام گفته الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم. ممکنه با کافر بتونی شراکت کنی (کافر بنا به چیزی که حالا حضرات مسلمون میگن، غیر مسلمون ها رو هم شامل میشه هر چند اصلا من این حرف رو قبول ندارم) ولی یقینا با ظالم نمی تونی شراکت کنی. زیاده خواهی امروز، از منافع سرشار فردا جلوگیری می کنه.
خرده شراکت هایی که در ایران وجود داشته اند دارن کم کم از بین میرن و توی مملکتی که تمام ارزش ها شده خونه شمال شهر و بنز و پورشه و سانتافه، همه برای هم زیر و رو می کشن و پایمال کردن حق دیگران رو زرنگی می دونن، پول روی پول گذاشتن میشه ارزش و افتخار و ارزش هایی که قبلا وجود داشت همه فقط دکوری میشن، چیزهایی میشن که فقط ادعاشون می کنیم و باهشون ژست می گیریم. در مقابل، خانواده روتسچایلد (یا روچیلد) رو ببینید که از قرن شونزدهم بیزنس خانوادگی دارن و هنوزم جزء افراد بسیار ثروتمند و با نفوذ دنیا هستند. اگر قرار بود ۵ تا پسر میر امشل روتسچایلد هم مثل ما ایرانی ها با هم شراکت بکنن، هیچ وقت اسمی از این خاندان باقی نمی موند.
ازتون به عنوان افرادی که این وبلاگ رو می خونید خواهش می کنم، از خودتون شروع کنید. با خودخواهی، با زیاده خواهی، با پایمال کردن حق و حقوق دیگران در هر مقام و شغلی که هستید و اگر شراکت دارید، با اجحاف به شریکتون باور کنید به جای خاصی نمیرسید. ممکنه در مقطعی منافعی نصیبتون بشه، ولی اگر این کار رو نکنید و بذارید این شراکت تداوم داشته باشه، در دراز مدت منافع بیشتری به خودتون و شریکتون می رسه. وگرنه خیلی محتمله که شراکتی که می کنید (و معمولا شراکت بین رفقا در ابتدا شکل می گیره)، دوستی تون رو هم نابود کنه.

۲۵ نظر

  1. کاملا باهتون موافقم، میگن وقتی ارزش ها عوض میشه، عوضی ها با ارزش میشن! شده وضعیت جامعه ما.

  2. همه ی این مصائب به دلیل عدم وفاداری و تعهد ی هست که ما نسبت به هر چیز و هر کسی که باهاش در ارتباطیم ،داریم. این در جامعه ما متاسفانه بدلیل فقر فرهنگی شدید و تربیت نامناسب هست و در کمال تعجب هم کسی برای اصلاحش اقدامی نمی کنه چون ما خیلی متمدنیم!!! واصلا به این چیزا نیازی نداریم.یه زمانی بود که ادمهای متدین به خاطر خداترسی هم که شده و بحث حلال و حرام پایبند اصولی بودند، که الان دیگه اونم اثری نداره.

    • امير حسين روشناس

      چه جالب، نه ندیده بودم. ممنون از اطلاع رسانی فقط متاسفانه وسط هفته است 🙁

      • امير حسين روشناس

        یک برنامه اش ساعت ۶:۳۰ عصر روز چهارشنبه است، توی خیابون کوئین. احتمالا اون رو شرکت می کنم. شما هم میایید؟

        • من نه ولی همسرم برنامه پنجشنبه ۱۲:۳۰ مارکهام رو شرکت می کنه.
          ممنون از شما که ما رو با این داستان آشنا کردید.

  3. یکی از عواملش این هست که مردم دیگه به هیچ اصول و چاچوب اخلاقی پایبند نیستند و به قولی مردم گرگ شدن – ولی در شراکت ، از نمونه های موفق شراکت میشه سرگئی برین و لری پیج مدیران موفق و مالتی میلیاردر شرکت گوگل رو مثال زد که به نظر من میتونن الگوی همه باشن .

    • امير حسين روشناس

      نمونه های موفق شراکت در خارج از ایران که تا دلت بخواد هست، مشکل اینه که چرا در ایران ما چنین مواردی رو نداریم.

  4. سلام
    ضمن بهره مندی از بیانات شما تایید میکنم آنچه ک در بالا ذکر کردین
    روحیه تیم ورک متاسفانه به همون دلایلی ک شما فرمودین توی ایران بسیار ضعیفه و اصولا مبتنی بر سود ی طرف و ضرر دیگری نبود فضای ایمن و مطمین در کسب و کار عاملی هس ک اغلب ب کار انفرادی روی میارن ک چندان سود آور نیس.من معتقدم افرادی ک از اعتماد دیگران سو استفاده میکنن در وحله اول به خودشون ضرر رساندن چون ما میتونیم با جلب اعتماد دیگران سودهایی رو جذب کنیم که اگه بخوایم دغل بازی در بیاریم یک صدم اون سود رو هم نمیتونیم بدست بیارم.اغلب ما میخوایم میانبر بزنیم و تنها راه حلی ک یاد گرفتیم له کردن همنوعان خودمون هست.اینم از نشونه های خلاق نبودنمون هست !!!
    هر چند من هیچ وقت فضای بازار رو تجربه نکردم و شراکت مادی با کسی نداشتم اما حس میکنم روحیه تیمی خوبی دارم اینو تو پروژه های هر چند کوتاه دانشگاهی حس کردم
    از اطاله کلامم پوزش میخوام

    • امير حسين روشناس

      منتها زمانی که این روحیه رو با افراد بیزنسی شریک میشید، کم کم می فهمید که اون روحیه تیمی تمام اون چیزی نیست که لازمه در کار داشته باشید.

  5. چه جالب من فکر میکردم در همه جا دنیا شراکت شبیه ایرانه.
    میدونید شراکت خیلی محاسن داره : از نظر روانی آرومتری چون میدونی اگه اتفاقی بیفته بالاخره دونفرید و دو تا عقل و دو تا جسم پس می تونید بهم کمک کنید از طرفی اگه شکست بخورید هر دو شکست میخورید و ضرر نصفش میشه و شروع کار آسون تر چون هر فرد سرمایه کم تری رو وارد کار میکنه و …..
    من خودم جز افرادی هستم که برای کار جدیدم شریک انتخاب کردم و صادقانه بگم از این کارم می ترسم اما چاره ای نیست

    • امير حسين روشناس

      من امیدوارم شما از شراکتتون نتیجه خوبی بگیرید و تجربیات من براتون تکرار نشه. اگر هر کسی به سهم خودش قانع باشه، هیچ مشکلی پیش نمیاد. داستان از اونجا شروع میشه که یکی بیشتر از سهمش می خواد، یا فکر می کنه سهمش بیشتر از بقیه است…

  6. میشه از تجربیات شراکتتون و اشتباهاتی که دیگه تکرار نمی کنید بنویسید.حداقل به درد من یه نفر میخوره و هشیارتر عمل میکنم.ممنون

  7. من که صددرصد از این گفتگو نفع می برم.هر زمان حوصله و وقت گفتگو در این مورد را داشتید به هر شیوه ای که صلاح دونستید به من اطلاع بدید.آدرس ایمیل و وبلاگم رو هم که دارید.یک دنیا ممنون و سپاسگذار

  8. واقعا درسته. تو ایران دیگه خیلیا، نه همه، فقط به فکر این هستن که چطوری دور و بریاشون رو پیچ بدن. دیگه به هیچ اصول و اخلاقی پایبند نیستن. پای صحبتشون هم یه دلیل جالب و مسخره دارن که همه دارن دزدی می کنند و می خورن، چرا ما نخوریم.!!!

  9. دقیقا توی شراکت همین طوریه هرکی میخواد منافع مال اون باشه شراکتی نداشتم اما از همون پروژه های گروهی که تو دانشگاه انجام می دادیم و بقیه کم کاری می کردن و آخرش مجبور می شدی واسه اینکه نمره خودت حداقل از دست نره جور بقیه را هم بکشی. واقعا چرا مردم ما اینجوری شدن هیچکس به حق خودش قانع نیست همه تنبل و فرصت طلب شدن البته گاهی آدم خوب هم بینشون پیدا میشه ( با عینک خوشبینی دارم می بینم 🙂 )

  10. دست رو دلم گذاشتی بد. پنج سال پیش با یکی شریک شدم برای یک کار. شش ماهه. پوستم رو کند تا ریز ریز نصف پولم رو پس گرفتم حالا میگه تسویه کردم باهات. چک ضمانت اصل سرمایه دیگه امانته و رفته ازم شکایت هم کرده.

  11. سلام کاملا اتفاقی با اینجا اشنا شدم.دوروزه که تمام مطالبتون رو دارم میخونم و بالاخره تموم کردم شانس اوردم امروز تعطیل بود . من یه پسر به اسم امیرحسین دارم و خیلی دلم میخواد تو زندگیش مثل شما سختکوش و موفق باشه دیدتون به زندگی و اینکه هیچوقت کم نمیارید برای من جالبه و تحسین برانگیز .و بسیار دقیق و کاربردی مینویسید واقعا برای کسانی که میخوان مهاجرت کنن خووندن تجربیات شما ارزشمند هست.

    • امير حسين روشناس

      سپاس خانم عزیز, بنده در حد تعریف های شما نیستم, خدا هم نام بنده رو برای شما حفظ کنه و براش بهترین ها رو پیش بیاره.

  12. قصد بی احترامی به کسی ندارم ولی جالبه که اکثر قریب به اتفاق ما خودمون دو جزو اون دسته ای میدونیم که تو شراکت سرمون کلاه رفته و هیچ وقت سعی نکردیم حقی رو پایمال کنیم. :))

    • امير حسين روشناس

      😀 آره درست گفتی، باید حرف های طرف مقابل رو هم شنید. طبیعتا اون طرف هم برای کار خودش توجیهاتی داره، بنابراین همون بهتره که اصلا شراکت نکنیم!

  13. سلام بیست و چهار ساله با برادرم شراکت موفق دارم شراکت به نظر من تنها یک مترادف داره واون هم گذشت هستش . شراکت خوب خوبه یکی هست که همیشه احساس تنهابودن نداری و برای یک هدف دو نفر فعالیت میکنین توانتون مضاعف میشه.بالاخره گرفتاری پیش میاد نفر دیگه هستشو…..

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*