خانه » زندگی در کانادا » سریال دنباله دار کاریابی – قسمت دو تا بعد آخر!

سریال دنباله دار کاریابی – قسمت دو تا بعد آخر!

یکی دو روز از رفتنم به سرکار گذشته بود. دیدم یک ایمیل اومد از شهرداری که ما تو رو انتخاب نکردیم. حواله دادم به همون جایی که باید می دادم! از این شرکته که شروع کرده بودم، خوشم اومده بود. فکرهایی هم توی سرم اومده بود که بهتر می دیدم همینجا کار کنم.

یک روز که داشتم بر می گشتم خونه، از مترو که اومدم بیرون دیدم تلفنم صداش در اومد. توضیح اینکه اینجا، اسمش کاناداست! تو مترو که میرید موبایل کلا تعطیله، مگه محدوده دیویس ویل تا روزدیل، که قطار توی تونل زیر زمینی حرکت نمی کنه. سوار اتوبوس که شدم، دیدم به به! همون ابله هایی هستند که برنامه نویس Perl می خواستن! یارو خاک بر سر، پشت تلفن از منی که باید خوشحال می بودم، خوشحال تر بود! من هم البته خوشحال شدم، چون می تونستم اونی که دلم می خواد رو بارشون کنم! گفته بود که ما تصمیم گرفتیم که به تو پیشنهاد همکاری بدیم و خیلی خوشحالیم از این موضوع و این دری وری ها. منتظر پیشنهاد کاری باش که توی ایمیلت بگیری. یک ایمیل زدم و منتظر شدم ببینم پیشنهادشون چیه، به بیان دیگه چقدر جرات دارن که در مقابل من گستاخ باشن!

خودم خیلی احساس ظفرمندی نداشتم، اما دوستان همه لطف داشتن و سیل تبریکات روانه شد! از اقصا نقاط گیتی پیغام و تلفن و … بود که بهم می فرستادن، انگار در غزوه احد، مقابل لشکر کفار به پیروزی رسیده ام! همیشه همینه، وقتی به اون چیزی که دنبالش هستی می رسی، می بینی انقدر هم بزرگ نبود! البته من فقط سر لجبازی و اینکه می خواستم به خودم اثبات کنم، کانادا هم برای من چیز بزرگی نیست قضیه رو دنبال کردم. ولی در کل، صبح ها از خواب که بیدار می شدم خوشحال بودم، باید از خونه می رفتم بیرون. باید قاطی مردم میشدم. باید مثل اونها لیوان قهوه بدست وارد مترو و محل کار می شدم (که البته هنوز نشدم – نمی دونم چرا هرکاری می کنم از قهوه خوشم نمیاد. هنوز چایی رو ترجیح میدم). به قول مارکوس دیگه خارج از گود نبودم، مثل بقیه مردم شده بودم.

پیشنهاد کاری اون شرکت بدستم رسید. دیدم نه، جسارت رو به این حد رسوندن که سالی ۶۵ هزار دلار پیشنهاد میدن، باید بجای TTC سوار YRT بشم (سیستم حمل و نقل منطقه یورک، که خارج از تورنتو هستش و هزینه اش هم بالاتره). عنوان شغلیم هم برنامه نویس قراره باشه و سال اول هم ۱۰ روز بیشتر مرخصی ندارم. بسیار حس خوبی داشتم وقتی در کمال بی اعتنایی، قرار بود پیشنهادشون رو رد کنم! البته باز علیرغم میل باطنیم، بهشون نریدم! مودبانه گفتم که من Interested نیستم و پیشنهاد بهتری رو قبول کرده ام. جالب بود، ورق برگشت. HR بهم ایمیل زد که تبریک میگیم (پیش خودم گفتم آره جون عمه ات) فقط اگر مشکلی نداری و برای اینکه ما بتونیم حقوقمون رو مطابق با بازار برای کارمندهامون نگه داریم، لطفا محدوده حقوقت رو بهمون بگو (جون خودتون! فقط کرم افتاده بود به فلان جاتون که سر در بیارید من چقدر می گیرم). من هم براشون نوشتم و اضافه کردم که الان مدیر هستم، از همون سال اول ۳ هفته مرخصی دارم، محل کارم هم داون تاون تورنتو هستش نه این منطقه در پیت یورک (یورک برای زندگی خیلی جای خوب و آرومیه اما من برای کار، دان تاون رو ترجیح میدم، شلوغه و احساس زندگی می کنی). طرف هم تشکر کرد و تبریک سال نو و این حرفها.

بعد از اینکه مشغول بکار شدم، نمی دونم از کجا این recruiter ها بو کشیده بودن و متوجه شده بودن! احتمالا بخاطر linkedIN بود، ولی دو سه تا ایمیل گرفتم از جاهایی مثل Robert Half، که ضمن تبریک گفته بودن ارتباطت رو با ما حفظ کن، برای چند ماه دیگه ما ممکنه برات آفرهای بهتری داشته باشیم. من هم که بچه خوب، گفتم چشم!

خب، میشه گفت که … قصه کاریابی دیگه اینجا به اتمام رسید. در برنامه ویژه خبری ساعت ۲۲، با حضور کارشناسان محترم این سریال بررسی خواهد شد!

۵۶ نظر

  1. خوب قصه شما به سر رسید کلاغه هم البته به خونه اش رسید. امیدوارم که همیشه روحیه به ظاهر ناشاد و عصبی ولی در واقع شاد و سرحال خودت رو داشته باشی. از طرف ما هم به این کانادایی های نفهم فحش بده و بخند.

  2. جالبه هی دویدی که یک کار مناسب گیر بیاری و حتی شاید بر می گشتی ایران ولی یهو همه چی درست شدو از جاهای دیگه هم بهت پیشنهاد کاری دادن :))) چرا آدم تا مرز دیوونگی پیش میره بعد همه چی با هم جور میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟

    • امير حسين روشناس

      به قول احمدی نژاد (که مسبب مهاجرت من و خیلی های دیگه است): من از شما می پرسم، چرا آدم تا مرز دیوونگی پیش میره بعد همه چی با هم جور میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟

  3. آقا ایشالا مراحل بالاتر.ایشالا میری ماکروسافت یا گوگل. گام اول رو که برداشتی.مطمئنن بقیش برات به مراتب راحت تر میشه
    راستی از بازار کار شبکه اونجا احیانا خبر داری؟ تکنسین شبکه …
    البته به رشتت مربوط نمیشه و حق داری بگی نمیدونم 😀

  4. من امروز قسمت ششم تا آخرشو خوندم. خوشحال شدم که صبرت و امیدواریت به نتیجه رسید. بهتون تبریک می گم و واقعا خوشحال شدم.
    راستی فرمودین شرکتی که کار پیدا کردین تو زمینه گیاهان دارویی هست؟
    اگه اینطوریه، یه سوال داشتم همسر منم کارشناسی ارشد بیوتکنولوژی دانشگاه تهرانه، تو این زمینه کار چه جوریه؟
    اگه اطلاعاتی دارین ممنون می شم بفرمایین.

    • امير حسين روشناس

      ممنون. لطف دارید.
      نه اون شرکت دارویی دیگه با من تماس نگرفت. متاسفانه در اون زمینه که فرمودید من اطلاعاتی ندارم. در این حد می دونم که باید مدرکشون رو معادل کنن، از طریق ادامه تحصیل در دانشگاه یا کالج. می تونید با دانشگاه تورنتو یا کالج هایی مثل Seneca تماس بگیرید و از خودشون سوال کنید.

  5. بنده نظر خاصی ندارم الان
    تبریک که گفته بودم قبلا

  6. سلام منم به شما تبریک میگم فقط یه سوال داشتم اونجا حالا به عنوان یه برنامه نویس خوب و با تجربه، متوسط حقوق سالانه چقدر هست.
    ممنون

    • امير حسين روشناس

      بستگی به میزان تجربه، زمینه کاری و البته شانس داره. جاوا خیلی مورد نیازه. دات نت هم خوبه. بین ۶۰ هزار تا ۱۰۰ هزار دلار در سال

  7. ماکه ازکارتوسردرنیاوردیم

  8. سلام دوست عزیز، از اینکه وقت گذاشتین و تجربیات خودتتون رو در اختیار بقیه گذاشتین سپاسگذارم. امکانش هست به شما خصوصی ایمیل بزنم؟

  9. سلاممممممم
    همشو خوندم چه راه پر و فراز و نشیبی
    منم php کار میکنم پس حتما این مراحل را در پیش خواهم داشت. هنوز نیومدم اما بزودی میام کانادا

  10. داستان کاریابی تون واقعآ جالب بود – به نظر شما من اگر در ایران سی شارپ ، جاوا و php، و همچنین javascript,Css را عالی یاد بگیرم – همچنین مهارتهای زبانی ام رو افزایش بدم -میتونم بعد از مهاجرت به کانادا شغل خوبی پیدا کنم – من ۳ ترم دیگر لیسانس نرم افزار میگیرم و با این زبانها در حد متوسط آشنا هستم .

    • امير حسين روشناس

      هر چیزی رو در حد حرفه ای یاد بگیرید. دو تا مهارت درحد حرفه ای، بسیار بهتر از ۵ تا مهارت نصفه و نیمه است.

  11. کارمزد هایی که موسسات کاریابی تو کانادا می گیرن شبیه ایرانه؟ میشه یه توضیحات مختصر بدی؟ تنکس

    • امير حسين روشناس

      نه. شما به کاریاب پولی نمیدی، برای شما مجانیه. اگر جایی باشه که از شما به عنوان کارمند بخواد پول بگیره شک نکنید دزده! از کارفرما پول میگیرن.

  12. سلام.
    از داستان کاریابی مفصلی که زحمت کشیدی ممنونم. باعث دیدم به کار توی کانادا باز بشه.
    یه چند تا سوال دارم ازت توی ایمیل ازت می پرسم.
    سایتت عاااااااااااااااااااالیه در واقعا زحمتی که پای نوشتن این مطالب می کشی بی نظیره.
    دست مریزاد

  13. سلام دادا. دمت گرم. حال کردم با وبلاگت. تقریبا نصفشو خوندم. فقط دو تا سوال.. خیلی سوال های ما ایرانیا اونجا ورود به حریم خصوصی حساب میشه.. اونوقت این خارجیا چه حرفی میمونه با هم بزنن؟ سوال دومم اینه که میدونی متوسط حقوق پرستارای اونجا سالیانه چقدره؟ البته دوس ندارم به خاطر سوال من به حریم شخصی کسی وارد بشی.مرسی

    • امير حسين روشناس

      سلام
      هاکی، بیس بال، کدوم رستوران خوبه، سریال فلان رو دیدی، از این حرف ها! خیلی ساده تر از ما فکر می کنن و عمل می کنن.
      حقوق پرستار از ۶۰ تا ۱۲۰ هزار دلار. تازه کارها این عددشونه و احتمالا باید خیلی هم در مورد محل کارشون منعطف باشن، یعنی اول بسم الله نمیشه خیلی انتظار داشته باشی که داون تاون تورنتو توی Sick Kid یا Mont Sinai کار پیدا کنی. باید به شهرهای حاشیه فکر کنی، آرورا، نیو مارکت، ریچموند هیل و اینجاها.
      ضمنا ورود به بازار کار با تجریه و مدرک ایران ظاهرا داستان داره، خیلی ها اینجا دوباره میرن کالج (برای یک دوره دو ساله) که با یک مدرک کانادایی وارد بازار کار بشن.

      • آقا، این جمله خیلی ساده‌تر از ما فکر می‌کنن و عمل میکنن رو لطف میکنی به مقدار بیشتر توضیح بدی راجع بهش؟

        • امير حسين روشناس

          در این مورد خاص، منظورم این بود که حتما نباید یک سوژه خیلی خفن برای صحبت داشته باشن، پیش پا افتاده ترین مطالب براشون جذابیت داره.

  14. سلام و ممنون بخاطر مطالب جالب در مورد کاریابی
    خیلی کنجکاوم که بدانم این پروسه برای شما چقدر طول کشیده است.

    موفق باشید

  15. سلام بر شما
    دیشب وبسایتتونو پیدا کردم و کل مطالبتونو تقریبا از دیشب خوندم ،که باید بگم بی نظیر بودددد…
    راستش من یه چند سوال داشتم من لیسانس برق از شهید بهشتی دارم میخوام ارشد sustainable energy یا همون انرژی های نو بخونم که متاسفانه تو کانادا فقط دانشگاه carelton داره .با تحقیقی که من کردم دانشگاه سطح پایینیه.این بعدا در روند کار پیدا کردن تاثیری داره؟دوم اینکه با توجه به اینکه رشته شما کاملا با رشته انرژی های نو متفاوته ولی آیا اطلاع دارین که اصلا در کانادا در این زمینه کاری پیدا میشه؟سوم آیا میشه مستر رو از آمریکا گرفت بعد در کانادا کار پیدا کرد؟

    • امير حسين روشناس

      راستش در مورد دانشگاه, اگر تنها دانشگاهیه که در کانادا این رشته رو ارائه میده, دیگه سطحش مطرح نباید باشه! ضمن اینکه میتونید از خود اساتید دانشگاه سوال کنید در این مورد. معمولا فایده دانشگاه اینه که بعد از فارغ التحصیلی خودشون با بازار کار لینکتون میکنن, طبیعتا با سطح پایین (نه اینکه خود کار پایین باشه, منظورم اینه که کارشناس میشید نه مدیر).
      در زمینه رشته شما چیزی تا بحال نشنیدم.
      همونطوری که گفتم, مزیت دانشگاه به لینکهائیه که براتون ایجاد میکنه. مدرک در درجه اول میتونه مهم نباشه از کجاست. اما اگر امریکا درس بخونید, لینک دانشگاه در آمریکاست, نه کانادا.

  16. خیلی عالی، کلی روحیه گرفتم

  17. تبریکککککککککککککککککککککککککککککک

  18. قلم شیوا و جذابی در نوشتن دارید.
    ممنون و این جملتون بیش از تمام این ۱۰ قسمت کاریابی به چشم من اومد :

    “همیشه همینه، وقتی به اون چیزی که دنبالش هستی می رسی، می بینی انقدر هم بزرگ نبود! ”

    ممنون و شا باشید

  19. آقا مردیم و زنده شدیم تا بیبینم چی میشه آخرش
    البته میدونستم حتما سر کار رفتید. ولی تا کجا ادامه دادین و چقدر کانادایی ها رو از محفوشات! خود مستفیض کردید جالب بود
    ما هم قصد مهاجرت کردیم. اما کی کجا چند وقت چطوریش دقیقا معلوم نیست فقط داریم استارتهاش رو میزنیم

  20. سلام
    تبریک
    کار برای کسی که تئوری شبکه خونده و عملی کار نکرده ، چطور هستش؟
    اوضاع کار مونترال بهتر هستش یا تورنتو؟
    امیدوارم موفق و سلامت باشید

    • امير حسين روشناس

      سابقه کار عملی نداشته باشید روال ورود به بازار کار خیلی دشوارتره (اگر غیر ممکن نباشه)

  21. سلام کامنت نتونستم بدم تو پستهای قبلی چون کشش قسمت بعد می کشید ولی عالی بود یه کم هم یه جاهایش سینمایی دراماتیک و…. ممنون خیلی نکته های خوبی و آموزنده ای داشت

  22. سلام امیر خان
    امیدوارم حالتون خوب باشه.ابتدا باید بهتون تبریک بگم به خاطر وبلاگتون.عالیه.
    و یک خسته نباشید جانانه واسه این سختی هایی که کشیدید سر موضوع کاریابی.
    من تازه با وبلاگتون آشنا شدم و دارم پستهاتون رو یکی یکی به ترتیب میخونم.
    یه سوالی به ذهنم رسیده که میخوام ازتون بپرسم.
    من فوق لیسانس برق هستم و ۲۶ سالمه.زبانم هم در حد قابل قبولیه.یعنی میتونم یه مدرک آیلتس بگیرم.
    حالا سوالم اینه: آیا اطلاع دارین که بازار کار رشته ما وضعش چه جوریاست؟
    آیا از دوستانتون کسی هست که کارش برق باشه در تورنتو و شهرهای دیگه؟

  23. منم ترجیح میدم محل کارم دان تاون باشه که وسیله نقلیه عمومی‌خورش خوب باشه. نکته‌اش اینه که باید ببینم کدوم شرکت قبولم میکنه!!

  24. ضمن عرض تشکر مجدد از مطالب مفید جنابعالی.
    ۲ تا سوال دارم:
    ۱_ مفاد قرارداد های کاری اونجا خیلی با ایران متفاوته یا تقریبا شبیه هست؟ (مرخصی ها_ محدودیت ها _مدت قراردادها … )
    ۲_ چیزی بعنوان حقوق بازنشستگی دارید اونجا ؟ (شبیه چیزی که اینجا عرفه . یه مبلغی از حقوق کسر میشه و یه مبلغی هم کارفرما میده و بعدا بعنوان حقوق بازنشستگی پرداخت میشه )

    پیشاپیش سپاسگزارم.

  25. سلام دوباره با سوال های بیشتر:
    ۱٫ کانادا چند روز تعطیلی داره؟ (مثلا تعصیلات ژانویه ۱۲ روزه اشتباه نکنم) فقط همینه؟
    ۲٫ مرخصی کلا چند روز میدن؟ (سال اول کاری معمولاچند روز میدن؟ و بعد از اون که جا افتادیم در شرکت چقدر؟)
    ۳٫ اگر مرخصی هارو استفاده نکنیم بعدا میشه تو سال بعد استفاده کرد؟

    {بیشتر هدفم اینه ببینم میشه برنامه ریزی کرد دوبار اومد ایران تو سال یبار ژانویه یبارم مثلا تو خرداد}

    ۴٫کانادا ساعت شناوری مطرحه؟ و چقدر سر کار زمان آزاد داریم همش باید فورس باشیم رو کار؟ {تو فیلما نشون میدن خیلی همه چی سخت گیرانه است (حداقل آمریکا) یهو میان میگن خدافظ و وسیله هاشونو جمع میکنن! یا سر تاخیر های کوچیک تنش هست} از این لحاظا کانادا چطوریه؟

    ۵٫ تو صحبتاتون شما عرض کردین کاناداییا کلا آدمای کندین، شُلَن و مثلا از نوامبر کاراشون کم میشه؟
    این یه مقدار تناقض ایجاد کرده برام

    البته من از محیطی که توش پیشرفت نکنم و الکی باشم خوشم نمیاد ولی تنش زیاد جوری که سلامت روانیمم تحت الشعاع باشه و دوست ندارم
    میخواستم بدونم از این لحاظ کانادا و ایران نسبت به هم چطورین؟
    کانادا در کجای این طیف قرار میگیره

    ممنونم

    • امير حسين روشناس

      ۱٫ کی گفته ۱۲ روز تعطیله؟! چه خبره!
      استان به استان فرق می کنه. مال اونتاریو: https://www.officeholidays.com/countries/canada/ontario/2018.php
      ۲٫ بستگی به شرکت داره ولی عرف کسی که توی شرکت جا افتاده، ۳ هفته است. البته بعضی شرکت ها هستند که سیاست unlimited vacation دارند، کلا یک مقوله توافقیه با کارفرما.
      ۳٫ نه. مرخصی هر سال مال همون ساله. بازخرید و انتقال و اینها هم نداره.
      ۴٫ بستگی داره بازم به محل کار. فیلد آی تی توی شرکتهای نوپا (نه مجموعه های بزرگ و بانکها که خودشون رو خیلی خر بزرگی فرض می کنن!) خیلی هتله. چون جماعت آی تی انسانهای بسیار چموشی هستند که باید محیط کار پر از تفریح باشه تا سر کارشون بمونن! باز در مورد ساعت کاری، من اکثر حاهایی که دیدم (بجز همون خرهای بزرگ!) شناوره. مثلا مدیر خود من زودتر از ۱۰ نمیاد.
      ۵٫ چیزی که من “عرض کردم” 😀 تناقضش کجاست؟
      کلا سیستم روندش کنده، از اون بدو بدو های ایران خبری نیست.

      • کندی کانادا و بدو بدوی ایران منو یاد فیلم In Time انداخت.

        مو دیر که اسمش روشه، همیشه در همه جا دیر میاد.

  26. پس رقابت و سواد کاری داخل ایران بهتر و بالاتره؟؟
    میشه اینجور گف که : موقعیت فعلیتون و سواد بالاتون رو از ایران دارین وگرنه اگه از اول کانادا بودین خب سطح سوادتون ب کمتر بود و …..

    • امير حسين روشناس

      برای من بله ولی در دراز مدت و با توجه به برنامه کاری و آموزشی و زندگی در اینجا، میشه اینجا هم معلومات خوبی کسب کرد. رقابت نه، رقابت ایران همیشه توام با حاشیه و گندکاریه. اصلا نمیشه اسمش رو رقابت گذاشت.

  27. باز هم سپاس بابت متن عالی و تبریک بابت کار که البته الآن قطعا خیلی ارتقا یافته:
    ۱. به لحاظ داشتن شبکه برای یافتن کار میشه روی شما حساب کرد دیگه؟
    ۲. توی چند سال اخیر وضعیت حوزه IT در کشور جهش‌های بزرگی داشته. شرکت‌هایی الآن روی کار اومدن که مدیران عاملشون جوون‌های برنامه‌نویس هستند و همین باعث شده محیط کار و درآمد در این حوزه بهتر بشه. حالا سوال اینجاست که آیا اگر اول راه مهاجرت بودید، باز هم مهاجرت میکردید؟ چرا؟

    • امير حسين روشناس

      ۱٫ هرچند لحن پرسیدن این سوال رو دوست نداشتم، اگر کاری از دستم بر بیاد کوتاهی نمی کنم.
      ۲٫ بله مهاجرت می کردم، در ایران با توجه به چیزهایی که در کانادا دیدم و چیزهایی که در ایران می بینم و قبلا دیدم، صرفا یک سری تقلیدکاری از روی کارهای خارجی انجام میشه. موفق ترین استارت آپهای ایران کدومن؟ دیجی کالا (کپی آمازون). اسنپ و تپسی (کپی اوبر) و …. در ایران به ندرت حلاقیتی می دیدم. دنیای داخل ایران یک چیزه و دنیای خارج از ایران چیز دیگه.

      • در مورد سوال یک که شوخی بود. اما اگر بیام کانادا دوست دارم از نزدیک با شما آشنا بشم و با هم دوست بشیم. البته نه از اونا که زحمت بدم و خر و پل و …

        فکر میکنم موضوع برای شما هم فرهنگ مردم است.

  28. سلام. من خیلی از قسمت های سایت شما رو خوندم. به نظرم شما خیلی متفاوت و خودمانی تجربه کانادایی تان را در اختیار مخاطبین قرار میدهید. چیزی که معمولا در سایت های دیگر یافت نمی شود. مخصوصا این سریال کاریابی شما برای من جالب بود.
    اما سوالی هم از شما دارم. من می خوام به کانادا مهاجرت کنم و با توجه به شاخصه هایی که من و همسرم که مهندس کامپیوتره داریم احتمالا می تونیم (که با موسسه مهاجرت هم مشورت کردم)
    اما چیزی که همیشه نگرانش بودم و هنوز هم برطرف نشده اینه که: من رشته ام مدیریت بازرگانی هست و در ایران هم مدیر بازرگانی یک شرکت واردات و صادرات هستم و کل تجربه کاری ام هم در همین زمینه هست. این رشته رو در هیچ یک از تقاضاهای کار رسمی کانادا ندیدم. و خودمونی اگه بخوام بگم،‌نمیدونم اگر بیام کانادا آیا کاری پیدا می کنم یا مجبور خواهم شد مشاغل پایین خدماتی رو انجام بدم؟ چون به نظر می یاد کانادایی ها از برنامه های مهاجرت هدفشون استخدام افراد تکنسین فنی باشه تا مدیرانی از جنس کار من.
    اگر لطف کنید و نظری در این خصوص بدید واقعا به روشن شدن ذهن من کمک می کنید.

    • امير حسين روشناس

      فکر می کنم برای رشته شما یک سری دوره های bridging هست که از اسمش همونطوری که بر میاد، مثل یک پل بین سابقه کاری ایرانتون و کانادا عمل می کنه. جزییات بیشتری متاسفانه نمی دونم ازش ولی اینجا اومدید خود ولکام سنترها راهنماییتون می کنن. گزینه دیگه یک دوره کوتاه مدت کالج است که باز هم خودشون راهنماییتون می کنن بهترین راه ورود به بازار کار چیه.

  29. سلام
    برلم جالب بود خاطرات کار پیدا کردن تو کانادا
    همشوووو یدفه خوندم،
    حالا فک کنین من همه اینارو تو ایران داشتم، تا الان که خداروشکر سه ساله مشغول کارم تو رشته خودممممم
    الیته که من برای منشی شدن هم اقدام کردم با فوق لیسانس! انقد ک کار پیدا نمیکردم
    ادم واقعا از بیرون ی چیزی میشنوه، کار و زندگی هرجایی سختیای خودشو داره
    من همیشه میگم به مو میرسه ولی پاره نمیشه
    موفق باشی مهندس جان

  30. سلام امیر جان
    خیلی خوب نوشته بودی! خیلی زیبا و دلچسب.
    خیلی دیره ولی باز خدا رو شکر که کار مناسب رو پیدا کردی.
    امیدوارم در همه مراحل زندگی موفق باشی.
    از اینکه تجربیاتت رو در اختیار ما هم می گذاری ممنون.

  31. سلام دوست عزیز
    من از طریق یکی از دوستان با وبلاگتون آشنا شدم قسمتهای کاریابی را خوندم خیلی قشنگ با جزییات نوشته بودین دستتون درد نکنه
    من الان چهارسال مونتررالم و در کاریابی ناموفق بودم در مورد coop در مونترال میشناسید؟
    و اینکه چطوری میشه متوجه شد که معادل کاری که در ایران میکردیم چه عنوان شغلی در اینجا میشه

    • امير حسين روشناس

      نه راستش، من تورنتو رو هم درست نمیشناسم! با مراکز مربوط به تازه واردین صحبت کنید راهنماییتون می کنن. شرح وظایفتون رو براشون میگید و بررسی می کنن که معادل اون شغل در اینجا چی میشه.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*