خانه » محیط کار کانادا » برخورد نزدیک از نوع اول

برخورد نزدیک از نوع اول

Mx_Green_hor_CMYK

امروز اولین تجربه در برخورد با مشتری یا بقول این حضرات، کلاینت رو داشتم. یکی از مشتریهای شرکت ما، مجموعه ای به اسم مترولینکس هستش که حمل و نقل عمومی تورنتو رو مدیریت می کنه. شرکت قطار بین شهری تهران و حومه (متروی خودمون) بعلاوه شرکت واحد و بعلاوه سایر شرکتهای حمل و نقل عمومی رو در نظر بگیرید و حداقل ۵ برابرش بکنید، میشه مترولینکس. امروز با ۱۵ تا از مدیرانش جلسه داشتیم.

شانسی که به من رو کرد همون اول صبح، توی ایستگاه لارنس یک نفر درخواست کمک مدیکال کرده بود و بابت همین در ایستگاه یورک میلز، ۱۵ دقیقه علاف شدیم. خیر سرم قرار بود ساعت ۹ دفتر مترولینکس باشم، ساعت ۱۰ دقیقه به ۹ همکارم زنگ زد که کجایی؟ جریان رو گفتم و بهم گفت خب اوکیه، رسیدی ایستگاه یونیون، بیا شماره ۹۷ خیابون فرانت. ساعت ۹ و ۱۰ دقیقه از ایستگاه یونیون اومدم بیرون. شانس آورده بودم که روز قبلش از روی نقشه گوگل حوالی جایی که باید میرفتم رو پیدا کرده بودم. دنبال هتل فیرمونت رویال یورک گشتم و خوشبختانه خیلی نزدیک بود. رفتم رسپشن و خودم رو معرفی کردم. زنگ زد بالا و گفت the other gentleman is here. فهمیدم جنتلمن قبلی رفته بالا!

رفتم طبقه چهارم و خانم با شخصیتی به استقبالم اومد، با هم رفتیم و رفتیم، ۴ یا ۵ تا در رو با کارت باز کرد (توی کانادا همه جا قفله و کسانی که مجاز باشن یک کارت از گردنشون یا جای دیگه شون آویزونه که باهش در رو باز می کنن) و بالاخره به محل جلسه رسیدیم. خیلی خوب بود چون فقط همکارم – یا بهتر بگم مدیرم – اونجا بود و مدیر ارشد پروژه مترولینکس. یک خانم مسن بامزه که چندین بار قبلا باهش تلفنی حرف زده بودم و یکبار هم سر گندکاری های برنامه نویسی شرکت حوصله اش از دست ما سر رفته بود! (البته بنده خدا بعدا که صحبت کردیم عذرخواهی هم کرد و گفت که من پیر هستم و یک مقدار فهم مسائل فنی برام مشکله – بیچاره یک سیستم کثافت رو تحویل گرفته و تازه عذرخواهی هم می کنه. خدایی مشتریان کانادایی خیلی آدمهای صبوری هستن، ما توی ایران سیستم درست درمون تحویل میدادیم تازه عر و بوق مشتری همیشه بلند هم بود)

طرفهای ساعت ۲۰ دقیقه به ۱۰ بود که سایر حضرات تشریفشون رو آوردن. حال می کنم ریلکسی و بیخیالی اینها  رو می بینم. طرف لیوان قهوه اش دستشه، دونات هم اون یکی دستش، خیلی بیخیال و ریلکس میاد توی جلسه، اون یکی ظرف نمیدونم بستنی بود یا ماستش هم همراهش بود، حال و احوال که تموم شد بازش کرد شروع کرد به خوردن! یکی دیگه یک ظرف پسته از کیفش درآورده، در حین صحبت با ما داره پسته می خوره! همه هم ظاهرا با این مسائل کاملا اوکی هستن، هیچکس حتی نگاهش هم نمی کنه!

سوال می کنن که فلان چیز چرا درست کار نمی کنه؟ معنی و مفهومش از نظر من اینه که این کثافتی که به ما دادید که همه اش عن در عنه! مدیرم جواب میده آره این کاری که می خواهید بکنید امکانش نیست، باز معنی می کنم این عنی که ما بهتون دادیم حتی عن هم نیست! و مشتری بابت این مساله تشکر هم می کنه!!! اینها دیگه کی هستن، خدایا توبه!

جزء به جزء سیستم توسط مدیر من توضیح داده شد. دکمه B در ادیتور، برای بولد کردن متن بکار میره! این رو دیگه بوق ترین کاربر ورد هم می دونه، ولی باز توضیح داده میشه! جالبه که برای حضارگاهی سوال هم پیش میاد، آیا این B برای بولد کردن متن بکار میره؟! یادمه یکی از بچه های کیش ویر، محسن فرهادی، به بچه های گروهش گفته بود باید پنجشنبه ها ضمیمه سنجاقک روزنامه همشهری (که برای بچه ها منتشر میشد) رو بخونید. وقتی پرسیده بودن چرا، گفته بود تا بتونید با آدمهای گروه سنی الف ارتباط برقرار کنید! الان شده نقل کار ما!

دو ساعت و نیم به این چرت و پرت ها گذشت، واقعا چه مردم باحالی هستن! همه خزعبلاتی که براشون سر هم می کردیم رو گوش کردن و خوشحال هم شدن و تازه یادداشت هم برداشتن. اینکه میگن کانادا سرزمین فرصتهاست بابت همینه، این ملت تعطیلی که من می بینم خیلی جای کار دارن! خوشحال هم هستن که بهشون سیستم دادیم، تشکر هم می کنن.

کلا کار خاصی نکردم، در مجموع شاید ۱۰ دقیقه حرف زدم و اون هم توضیحات کوتاهی در مورد کار کردن با وردپرس. همه مخاطبین هم در انتهای کار تشکر و ابراز خوشحالی از ملاقات حضوری، خودم هم به اون خانم مسن گفتم از آشنایی حضوری باهت خوشبختم. اونم کلی تعریف و تشکر از بابت کارهای من (من که یادم نمیومد کلا کار خاصی برای اینها کرده باشم!) دست آخر هم که اومدیم بیرون، مدیرم برگشته میگه: Good job, you were so good!

۱۸ نظر

  1. Good Job یعنی اینکه مثل ایران یک نفر برای اینکه تو محل کارش آدم موثری باشه ، لازم نیست از خار و مادرش کمک بگیره و تازه اگر در اینصورت که از کل اقوام و امواتش مایه گذاشت، مدیرش یا بهتر بگم سازمانش بعد از چندسال اگر نگن بهش خائن کافیه ، Good Job که یه رویاست.

    • امير حسين روشناس

      خوب دیگه همیشه توی ایران میگفتن اگر از کسی تعریف کنیم طرف پررو میشه. اینه که الان برای من عجیبه بابت کوچکترین کاری تشکر کنن. بعدشم فقط تا زمانی در ایران آدم محترمی بودی که برای طرفت سودی داشته باشی. شخصیت خودت و اینکه قبلا چکار کردی مهم نبود. ملاک شرایط حال افراده!

      • البته دوست دارم اینو به پاسخ شما اضافه کنم که در طول ۵ سال کار در بانک محترم سامان یاد گرفتم که حتی اگر خودت رو به دار هم بیاویزی (برای انجام بهتر امور) نه تنها تشکری نمیکنن بلکه طلب کار میشن که خدارو شکر کن که ما هستیم و بهت کاری دادیم که تو خودتو به خاطرش دار بزنی :)))
        متاسفم از این شرایطی که داریم اینجا….!

  2. امیر جان خوبه دیگه ، بهتر از این …. اینجا میری سر پروژه ، همه چیو کانفیگ می کنی ، تست می کنی ، تحویل میدی ، (۲) تا شب تا صبح سر پروژه وای میستی تا از Stable بودن سیستم اطمینان داشته باشی بعد میای شرکت ، اضافه کار که پیشکشت ، حتی جواب سلامتم نمی دن ، بعدش زمانی که می رسه تکنولوژی جدید میاد و دیوایسهای جدید میاد وسط ، جلسه می ذارن که عزیزان الاغمون ، چون خانم X فامیلمونه و خانم Y تا ۱۰ شب کار میکنه و ۳سال سابقه بیشتر از شما داره و ….. پس ترجیح ما اینه که ایشون در زمینه جدید فعالیت کنند ،
    مخاطب خاص عزیز مهم نیست که باهوش باشی و مسئولیت پذیر باشی و کار را درست انجام بدی و محترم و جدی باشی ، مهم اینه که تو دل ما چجوری قرار بگیری ، اونوقت هست که بستر کاری بهت می دیم …..

    حالا هی غر بزن

  3. سلام امیرحسین،آی گفتیD: البته من تو ایران اینو تجربه کردم

  4. خیلی جالب بود . مرسی. خیلی خوبه که کار خوبی دارین . موفق و سلامت باشید. امیدوارم ما هم بتونیم کار خوبی پیدا کنیم . راستی احیاینا اگر شرکتتون یه نفر خواست برای کار از سطح جونیور برای کار برنامه نویسی و یا کارهای کامپیوتری دیگه و یا اگر یه نتورک ادمین ویندوز یا لینوکس با تجربه و حرفه ای خواستن ، لطفا به ما خبر بدین ، منظورم من و همسرم هست. خیلی هم ممنون.
    مرسی از اینکه می نویسید.

  5. عطف به جمله “توی کانادا همه جا قفله و کسانی که مجاز باشن یک کارت از گردنشون یا جای دیگه شون آویزونه که باهش در رو باز می کنن” می شه توضیح بدی یک کارت رو به غیر از گردن دیگه از کجا می شه آویزون کرد؟ واقعا این سوال برام مطرحه به طور جدی!

  6. تو ایران هر چی بهتر کار کنی جایگاه پایین تری داری… هر چی زیرآب زن باشی جایگاه رفیع تر…خلاصه باید ب چشم رییس روسا خوب بیای تا….. و این بعد ی مدت انگیزه کار رو از آدم میگیره و آدمو منفعل میکنه

  7. امیر خان اون چیزی که عن اندر عنه وضعیت کار تو ایرانه
    صبح تا شب مث سگ کار کنی آخر ماه یه تف کف دستت میندازن
    Good Job??????

  8. سلام ،
    شما اگه مهندس کامپیوتر نمی شدی، حتما یه نویسنده عالی میشدی، خیلی جالب بود البته نویسندگی شما جالبتر بود

  9. باید بنویسم … انقدر خندیدم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*