خانه » زندگی در کانادا » زندگی در تورنتو » باز هم نکاتی کوچک

باز هم نکاتی کوچک

در حال اسباب کشی هستم و حسابی سرم شلوغ شده. با اینحال گفتم یک سری مواردی که به نظرم جالب رسیده رو بنویسم.

برای اینکه کمی دلتون بسوزه، خونه جدید من ۶ ماه سرویس راجرز رو مجانی داره. توی کاندوها تقریبا نصب دیش ممنوعه، نه بدلیل “قانون ممنوعیت بکارگیری تجهیزات دریافت از ماهواره، مصوب مجلس محترم شورای اسلامی”. بلکه بخاطر حفظ زیبایی مجتمع! تلویزیون اینجا کابلیه، روزی که مجتمع رو میسازن تمام ساختمون مثل این شرکتهای کامپیوتری داکت کشی و سیم کشی میشه. شرکتی که ازش خدمات کابل رو می خرید، تکنسین رو می فرسته و توی ترانک طبقه پایین، یک سری کارهایی می کنه – که هنوز نمی دونم چه کارهایی است – و بعد شما سرویس کابل رو دریافت می کنید. روی کابل، تلویزیون، تلفن ثابت، فاکس و اینترنت رو خواهید داشت. این سرویس خونه جدید من، یک پکیجه شامل اینترنت ۶۰ مگابیت بر ثانیه (بله فکر کنم یک چیزی معادل کل پهنای باند شرکت زیر ساخت!) که البته  محدودیت دانلود داره، ماهی ۳۶۰ گیگ ناقابل! ۵۶۰ تا کانال تلویزیونی (که همین من رو به صرافت انداخته علیرغم تصمیم اولیه ام، تلویزیون تهیه کنم) و یک تلفن با کلی امکانات که اصلا نفهمیدم چی هستند! ارزش این پکیج ماهانه ۳۲۰ دلاره! که یقینا من سر ماه پنجم قطعش خواهم کرد؛ به عمرم ۳۲۰ دلار یکجا ندیدم، چه برسه به اینکه بخوام ماهی انقدر هزینه اینترنت و اینها کنم!

اما نگران من نباشید! بعد از اون ۶ ماه، از شرکتهای دیگه ای اینترنت میگیرم، برای خوره ای مثل من اینترنت جایگزین همه چیز هست! شرکتی به اسم Acanac هست که اینترنت می فروشه و دیگه مثل راجرز محدودیت دانلود هم نداره! ماهی ۵۰ دلار میدم و ۳۵ مگابیت در ثانیه روی کابل وصل میشم. گزینه های دیگه ای از قبیل ADSL و VDSL هم داره (این دومی فکر کنم روی فیبر نوریه نه زوج سیم مسی) که قیمت هاشون پایینتر هم هست اما دیگه عملا وقتی میایید کانادا، روی کابل باید زندگی رو بنا کنید! کابل که توی ساختمون آماده شده، شما فقط پروایدرتون رو عوض می کنید.

این خارجی ها اصلا متوجه نیستند که ترافیک، اون هم از نوع خرتوخرش چقدر حال میده! ورداشتن توی جاهای خیلی پر تردد، چیزی گذاشتن به اسم HOV (High-occupancy vehicle lane). این یک خط عبور و مروره برای ماشینهایی که بیش از یک سرنشین دارند یا وسیله حمل و نقل عمومی هستند. بدون اینکه به کسی توهین کنم یا اینکه توجیهات و دلایلتون رو قبول یا رد کنم، ما در ایران مردم خودخواهی هستیم که صرفا آسایش خودمون برامون اهمیت داره (هرچند آسایشی در علافی و معطلی پشت ترافیک همت و حکیم وجود نداره!) برای همین هر کسی رو که می بینی سرکار میره، همون سال اول مشغول بکار شدنش فوری ماشین شخصی می خره. من تا روزی که ایران بودم، علیرغم اینکه حتی ماشینهای بسیار خوب و گرون قیمتی رو می تونستم سوار بشم (جهت ارضای حس فضولی شما خواننده محترم، توان مالی خریدن کیا اوپتیمای صفر به مبلغ صد و چهل میلیون تومان وجه رایج روهم داشتم و حتی یکبار تا مرز خریدنش هم رفتم) اما هیچ وقت اینکار رو نکردم. چون با وسایل حمل و نقل عمومی و در آخرین مرحله، آژانس همه جا براحتی می شد تردد کرد (مثل کانادا نبود که بلیط مترو و اتوبوسش، ماهی ۴۰۰ هزار تومنه!)

اینجا هم خیلی ها هستند که ماشین شخصی دارند، شاید بالای ۹۰ درصد مردم. و حتی خیلی خانواده ها حداقل دو تا ماشین دارند. اما بهر حال، دولت برای مدیریت ترافیک عاقلانه عمل می کنه. علامت این لاین ها یک لوزی هست یا تابلویی شبیه این:

hov_laneو همون طوری که می بینید، مردم هم رعایت می کنند:

35d87ade4d30b83771aa58744fce-500x375

این هم به هر حال یکی از تفاوت های ایران و خارج!

اما مردم. مردم داخل ایران بسیار بسیار تیز تر، زرنگتر و سریعتر از خارج نشینها هستند. خارج نشینان (اعم از ایرانیان خارج از کشور و یا سایر بیگانگان – دیگه لغتی بهتر از این پیدا نکردم!) در مقایسه با داخل ایران، درگیر مشغولیات ذهنی کمتری بوده اند. نمی تونن توی موقعیت های بحرانی و سخت، سریع تصمیم گیری کنند. همه محافظه کار هستند، چون سیستم اینطوری می خواد. همه بابت وام خونه و ماشین و صورتحساب کارت اعتباری و … بدهکارند، بنابراین ریسک کمتری در مورد کارشون تقبل می کنند. به چیزی که دارند، قانع و راضی هستند. اگر کسی با مرسدس فلان مدل یا مازراتی توی خیابون بیاد، بندرت ممکنه کسی به خودش این زحمت رو بده که سر برگردونه و ماشین رو یک دید بیندازه (در مورد آدمی مثل من که همه چیز براش تازگی داره این مساله صادق نیست ها! هنوز از دیدن این همه ماشین خوشگل سیر نشده ام!) و نهایت کاری که می کنه، ممکنه یک wow بگه و رد بشه. مقایسه کنید با وضعی که توی ایران داشتیم، اولین چیزی که می گفتیم این بود: از کجا آورده؟! حتما دزدیده!

خرید ماشین و خونه و اینها، برای آدمها آرزو نیست، چون شدنی و دست یافتنیه. خود دولت و سیستم هم دوست داره مردم به شدت مصرفی باشند و مدام پول خرج کنند. یک مثال بزنم که ببینید چقدر احمقانه (به نظر ما) عمل می کنند: دوستی دارم که کار delivery انجام میده، در واقع در ادبیات ما ایرانی ها، ساقی هست ایشون! مشتریانش، کسانی هستند که از دولت welfare می گیرند، یعنی کمک مخارج. بجای اینکه بابت خورد و خوراک هزینه اش کنند، باهش معمولا مشروب می خورند. قطعا چیزی که به ذهن من و شما میرسه، بذهن دولت کانادا هم رسیده که این پول رو نباید به اینها داد چون میرن و باهش مشروب می خورند! منتها اینکه چرا همچنان این پول پرداخت میشه، یکی از دلایلش اینه که می خوان اقتصاد در گردش باشه، ولو توسط همون آدمهای درب و داغون اجتماع. دوستی می گفت بعد از ۱۱ سپتامبر، جرج بوش اولین پیامهایی که به مردم داده بود گفته بود برید پول خرج کنید! نگران نباشید! برای اینکه اقتصاد متوقف نشه. و کانادا هم که دائما سعی داره از آمریکا در همه چیز تقلید کنه. اما این رو با اطمینان میگم، مردم داخل ایران بدلیل زندگی پر استرس و پر مشغله ای که دارند، فکرشون بهتر کار می کنه (حالا نه لزوما در زمینه خوب و سازنده). برای همین هم هست که ایرانی های آدم حسابی، خارج از ایران خیلی هم موفق می شوند. ما با نداشتن هیچ چیز، حتی الگوی مناسب، سیستم مالی و بانکداری رو در ایران طراحی و اجرا کردیم، که در کانادا حتی خوابش رو هم نمی بینند. این هم یک مثالش:

bank

این در مورد انتقال وجه از حساب saving به حساب chequing من، در بانک معتبر و بسیار مهم RBC است! از یک حساب خودم، به یک حساب دیگه خودم، در همون بانک، توی روز تعطیل پول منتقل کنم، باید تا روز کاری بعدیش صبر کنم تا اعمال بشه! مقایسه کنید با سیستم بانکی خودمون که روز تعطیل، توی نت بانک سامان لاگین می کنید و تا قبل از ساعت ۱۴:۳۰، ۱۰ میلیون تومن پول رو به یک حساب در بانک صادرات پایا می زنید و ساعت ۴ بعد از ظهر پول در حساب بانک صادرات نشسته! سخت ترین سناریو رو مثال زدم تا متوجه بشید چقدر پیشرفته تر از اینجا هستیم.

در مجموع، هیچ جا بهترین جای دنیا نیست. هر جایی مشکلات و مزایای خودش رو داره. اما در کل، از کانادا تا به اینجا راضی هستم.

۱۱ نظر

  1. ۱۵۰ میلیونو چیکارش کردی؟

  2. امیرحسین تو غیر از برنامه نویسی، نثر خوبی هم داری تو نوشتن، سبک جلال مینویسی!!
    کلا از این کارت که شرح حال مینویسی خیلی حال کردم. چون مختصر و مفید میگی چه خبره… حالا بیا از بقیه بپرس اونور چه خبره، جون آدمو به لب میرسونن تا یه حرفی بزنن تازه اگه خودشون بفهمن چی گفتند 🙂
    خوش باشی

    • امير حسين روشناس

      چاکرتیم، جلال کجا و ما کجا! حتی اداش رو هم نمی تونم در بیارم!
      اینطوری هم من راحت ترم که یک حرف رو برای ۱۰ نفر مجبور نیستم تکرار کنم، هم بقیه می فهمن من دارم چکار می کنم!

  3. البته اون Transit lane یا همون HOV شما فقط تو ساعت اوج تراقیک روزهای کاری هست و بقیه ساعات همه میتونن استفاده کنن

  4. عالی می نویسید خیلیی جذاب و زنده تعریف می کنید.

  5. بعد از گذشت ۳ سال و خورده‌ای از این پست شما،
    ۱- آیا هنوز هم سیستم بانکداری کانادا همینقدر داغونه و آف‌لاینه؟
    ۲- آمریکا هم همینقدر داغونه بانکداریش؟
    ۳- خدایی بانک صادرات هم ساعت ۱۱:۳۰ تا ۱۲:۰۰ شب داون تایم داشت (داره) و سرورهاشو جابه‌جا میکنه ها 😉

  6. در مورد سیستم بانکی، چون کارم به نوعی مرتبط هست. تازه فهمیدم که اینکه کانادا در و داغون است به خاطر جلوگیری از پولشویی و هزار تا فساد بانکی دیگست. توی ایران هم اخیرا حواله پایا و ساتنا به این شکل در اومده و روز تعطیل جابجا نمیشه.
    ممنون از مطالب خوبتون

  7. ابتدا تشکر میکنم بابت مطالب خوب شما

    دوبتدا خواستم بگم سیستم بانکی اینجا هم رو به فناست و ساعت ۲۴ بامداد و روزهای تعطیل و انتهای بازه های اداری و …. عملاً خیلی از تراکنش ها با شکست مواجه میشه،، این رو با توجه به نوع کارم عرض میکنم

    سِبتِدا مدارک comptia اونجا ارزشی داره؟ شما اطلاع دارید از بازار کار شبکه؟

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*