بالاخره با فراز و نشیب های مختلفی که داشتم، کار اجاره خونه به پایان رسید و از ۴ ژوئن یا جون به خونه جدید نقل مکان کردم. قبل از اینکه بیام این خونه، یکی از دوستان لطف کرد و یک بعد از ظهر با ماشینش کمکم کرد تا وسایل مورد نیازم رو بخرم. طبیعتا آدم نمی تونه یک زندگی با استانداردهایی که در ایران داشته، همون بدو امر اینجا برای خودش بسازه. ولی یک حداقل هایی هست که برای زندگی به هر حال لازمه.
کاری که کردم، یک لیست از وسایلی که مورد نیازم بود رو تهیه کردم. شاید این لیست بدرد شما هم بخوره:
- تختخواب، تشک، پتو، بالش
- مبلمان نشیمن
- سرویس غذا خوری
- وسایل پخت و پز، شامل پلوپز، ماهیتابه، قابلمه تفلون و استیل
- قاشق و چنگال
- کارد میوه خوری
- بشقاب و کاسه و پیش دستی
- آبکش
- رنده
- لیوان و استکان
- کتری و قوری
- اتو و میز اتو
- تی
- جاروبرقی
- جا لباسی
- اگر مثل من وسواس دارید، یک فکری هم باید به حال آفتابه بکنید! تجربیات ذیقیمت سایر هموطنان در این زمینه نشون داده، مثلا آبپاش می تونه جایگزین خوبی برای این سلاح حیاتی باشه!
ذکر این توضیح لازمه که وسایلی از قبیل لباسشویی، مایکروفر، ظرفشویی، ایر کاندیشن روی کاندوی من موجود بود. اگر بنا دارید توی رنتال زندگی کنید، بر حسب نیاز باید این موارد رو خودتون تهیه کنید و توجه هم داشته باشید که مثلا استفاده از لباسشویی داخل رنتال ممنوعه! باید از وسایل موجود برای عموم استفاده کنید. یا مثلا وقتی هوا شرجی و داغ هم میشه، باز توی رنتال شما مجاز به نصب و استفاده از کولر گازی نیستید. به هر حال تفاوت قیمت رنتال با کاندو بابت همین چیزهاست دیگه.
تا جایی که من یادمه، برند IKEA در ایران جزء برند های خوب و حتی لوکس حساب می شد. اینجا یک برند ارزونه! بنابراین می تونید برید توی IKEA و خرید هاتون رو با قیمت مناسبی انجام بدید. کاری که من کردم، دو روز ولگردی در نمایشگاه IKEA بود، باید از نزدیک دید تا باور کرد مدیریت یعنی چه! هرچند بازم میگید حاشیه رفتم اما حیفم میاد که این مطلب رو مطرح نکنم.
برخلاف ایران که از دو متری جلوی مبلمان، یک طناب قطور کشیده شده و با نوشته ای به قاعده گردن فروشنده کلفت، اخطار شده که “دست نزنید”، “ننشینید”، نمی دونم “انگولک نکنید”، “ان دماغ نمالید”! توی نمایشگاه IKEA همه این کارها مجازه. اصلا براتون همه چیز رو مهیا کردن. آشپزخونه، اتاق خواب، نشیمن و … همه آماده است که برید روی مبل ها لم بدید، روی تخت ها دراز بکشید، بچه هاتون آتیش بسوزونن و روی تخت ها بالا پایین بپرن، پاتون رو بندازید روی میز و تلویزیون تماشا کنید و خلاصه هر کاری که عشقتون می کشه انجام بدید، تا تجربه اون چیزی که قراره بخرید رو بدست بیارید. از هر کدوم که خوشتون اومد، یک برگه کنارش آویزونه که شماره ردیف و ستون اون کالا در انبار ذکر شده. راجع به هر موردی سوال داشته باشید، می تونید سوال کنید. نه! معمولا نمی تونید آدمی رو پیدا کنید، مگر به سختی. این کار رو با کامپیوتر هایی که این ور اون ور گذاشتن باید انجام بدید. سیاست IKEA اینه که نیروی انسانی رو حداقل نگه داره و هزینه هاش رو به این ترتیب کنترل کنه. شعبه North York که من رفتم، عملا یک شهرک بود، اما بغیر از پرسنل قسمت رستورانش، فکر نمی کنم سر جمع ۳۰ نفر کارمند داشت. همه چیز توسط خود شما – که خریدار هستید – باید انجام بشه. حتما می دونید که کالاهای IKEA رو باید خودتون مونتاژ کنید، سرویس مونتاژ IKEA مبلغش خیلی بالاست. اینطوری هم شما سرگرم شدید و یک کاری انجام داده اید، هم IKEA هزینه های انبارداری و پرسنل تولیدش رو بشدت آورده پایین. خود شما از انبار کالاهایی که یادداشت کرده اید رو بر می دارید، میرید پای صندوقهای self checkout، بارکدخوان رو روی اقلام می گیرید و در نهایت با کارت مبلغ خریدتون رو پرداخت می کنید. کل این امور فقط توسط یک نفر نظارت میشه، شاید برای ۱۰ تا checkout.
از این مطلب بگذریم، فقط مدیریت و پیش بینی فضا و امکانات حمل و نقل کالاهای خریداری شده توسط شما، خودش یک درس بزرگ مدیریته. رجاء واثق دارم و به ضرس قاطع میگم (خدایی اصطلاحات رو حال اومدید؟!) فقط همین قسمت بارگیری خریدها و ترک محیط فروشگاه اگر در ایران بود، منجر به بحران ملی می شد و کار به نیروی انتظامی و پلیس ضد شورش می رسید. اولا که پارکینگ بسیار بزرگ و سرپوشیده ای برای ماشینها در نظر گرفته شده. دوما، برای بارگیری کالاهایی که خریداری کرده اید، قسمت جداگانه ای در نظر گرفته شده که ماشینتون رو از پارکینگ میارید بیرون و اونجا نگه می دارید تا اجناس رو بار کنید. سوما (این سومی دیگه آخر پیش بینیه!) حدس می زده اند که شما وقتی خریدهاتون رو بار ماشین کردید، در صندوق عقب بسته نمیشه و بنابراین نیاز دارید که با طناب اون رو ببندید. قرقره های بسیار بزرگی برای شما این طناب ها رو مهیا کرده، نیازی هم نیست که شما چاقو همراهتون باشه، کنارش یک تیغ بصورت کاملا ایمن، طناب رو براتون می بره! همین یک کار کوچیک، عمراااااااااااااااااااااااااااا در یک فروشگاه ایران انجام بشه. تازه اگر هم انجام بشه، طنابش رو میذارن، ولی راه حلی برای بریدن طناب پیش بینی نمی کنن! اینه که همیشه لنگ می زنیم. درسته شاید ما به حکومت ایران انتقاداتی داشته باشیم (مگه به دولت کانادا یا آمریکا شهروندانش ندارن؟) اما خودمون هم مدیریت و زندگی رو بلد نیستیم. یقین دارم زمینی که این شعبه IKEA توش ساخته شده اگر در تهران بود، توش سه تا پاساژ در می آوردن که مردم توی هم بلولن و از سر و کله هم بالا برن و جلوش هم هر روز عصر یک ترافیک وحشتناک بوجود می اومد. دیگه اینکه به حکومت ربطی نداره، ناصرالدین شاه، محمد رضای پهلوی، جمهوری اسلامی و خود امام زمان هم بر سر مملکت ما باشن، این قضیه رو نمی تونن برای ما درست کنن.
خلاصه، نتیجه این دو روز گشتن ما در IKEA این شد که یک futon خیلی خوب پیدا کردم، یک sofa که توی نشیمن می تونید بذارید و ازش بعنوان کاناپه استفاده کنید، شبها هم با یک حرکت تبدیلش کنید به تخت خواب! اونهم تخت Queen (تخت یا single هست که میشه یک نفره، یا twin هست که میشه بازم یک نفره، در استاندارد ما ایرانی ها! یا Queen هست که دو نفره مناسب هستش، یا King که دیگه خیلی بزرگه و دو نفره مثلا در حد اعراب و سیاه پوستهاست!) اگر خیلی دوست دارید بدونید در مورد چی دارم صحبت می کنم، اینجا رو ببینید. قیمتش هم مناسب بود، ۲۸۰ دلار با توجه به اینکه شامل همه چیزهایی میشه که در عکس می بینید:
این وسیله خیلی خوبیه که خیلی کار راه اندازه.
پتو و لحاف هم اینجا طبقه بندی داره. grade یک و دو، اصطلاحا cool هست و از ۳ به بعد، warm. تا ۶ هم داره که من فعلا ۲ رو گرفتم، تو مایه های پتوهای خودمونه ولی بسیار سبک و در عین حال گرم و نرم! قیمت ۴۰ دلار. متکا، من با توجه به اینکه باید زیر سرم سفت باشه تونستم بالش خوب و مناسبی پیدا کنم، بالش ارگونومیک هم می تونید به همین قیمت بخرید، ۲۰ دلار. هر دوی این ها قابل شستشو هستند و بنابراین بیخودی پول روکش نمی دید. یک جا کفشی هم خریدم ۲۰ دلار. و در نهایت به دولت کانادا هم ۴۷ دلار دادم بابت مالیات، بده به مفت خورهای welfare که مشروب زهر مار کنن.
چند روز قبل هم با بهروز رفته بودیم والمارت، من دنبال اتویی بودم که کف سرامیک باشه و لباس رو براق نکنه. تفال یک مدل داشت که تخفیف هم خورده بود، از ۸۰ دلار رسیده بود به ۵۰ دلار. از همون والمارت کاسه چینی خریدم (من خیلی اهل آبگوشت خوردن هستم!) ۶ دلار. یک دست هم بشقاب و پیش دستی و کاسه کوچیک (ماست خوری) چینی که البته ساخت آمریکاست، ۳۰ دلار آب خورد. نکته جالب اینه که در کانادا، یک دست معادل ۴ عدد هست، نه ۶ عدد. در ضمن توجه دارید که بابت سهم بنده از هزینه اون مشروب خورهای کثافت، باید به تمام این مبالغ ۱۳ درصد مالیات اضافه کنید. امیدوارم اون ودکا و ویسکی که میریزن توی شکم کارد خورده شون، بشه سرب گداخته!
یکی از فروشگاه های بسیار خوب برای خرید وسایل خونه، Canadian Tire هستش. هر هفته یک سری از اقلامی که توی این فروشگاه هست، به حراج گذاشته میشه و بنابراین می تونید معاملات خوب و به صرفه ای انجام بدید. من یک اشتباه کردم و اون هفته اولی که اومده بودم تورنتو، پلوپز یک نفره نخریدم، قیمتش ۱۰ دلار بود. در نهایت مجبور شدم برای خونه جدید، ۱۹ دلار پول بدم. ولی مثلا یک دست (۴ تا از هر کدوم) قاشق و چنگال و کارد خریدم ۵۰ دلار که قیمت اصلیش ۸۰ دلار بود. بله! برای کارد و چنگال قیمت گرونیه ولی توجه کنید که من بهترین مارک دنیا رو خریدم! یعنی هنکلز، همون برندی که مرحوم استیو جابز عزیز من برای خونه اش می خرید. اما در کل، این وسایل در کانادا هم تنوع خیلی کمی دارن و هم اینکه قیمتشون بالاست. بنابراین از وسایل آشپزخونه هرچی که می تونید، از ایران با خودتون بیارید. یک خشک کن لباس (از اینهایی که بازشون می کنید و لباس روشون پهن میشه) باز در حراج خریدم ۲۲ دلار. خشک کن داخل خونه رو نباید به هیچ عنوان برای لباس های زمستونی مثل ژاکت استفاده کنید، چون لباس غول بهش میدید و لباس بچه تحویلتون میده! مصرف برقش هم بسیار بالاست و من که باید خودم هزینه برق رو بدم، خونه خراب می کنه!
لیوان آب خوری، ۶ تاش ۵ دلار. کارد میوه خوری خوب، ۶ تاش ۹ دلار. قابلمه استیل بزرگ، ۳۰ دلار. ماهیتابه تفلون تفال بسیار عالی، با قطر ۳۰ سانتی متر، ۱۷ دلار (این رو هم توی حراجهای هفتگی Canadian Tier خریدم). کتری ۲۵ دلار. رنده ۷ دلار.
آها این رو یادم رفت بگم. فروشگاه هایی هست به اسم Dollarama یا مثلا one buck or two. همونطوری که از اسمشون معلومه، اجناس یک قرون دوزاری دارن! اما بسیار راهگشا هستند، چه دلیلی داره که برید از تارگت – که برند آمریکائیه و اجناسش گرونتر – مثلا در قوطی بازکن رو بخرید ۶ دلار؟ Dollarama همون کیفیت رو میده ۲ دلار. یا صافی، آبچکان ظرفشویی، مایع دستشویی و ظرفشویی، اسکاچ و هزار و یک چیز دیگه. قبل از اینکه برید توی این فروشگاه های عظیم، یک سر هم به اینها بزنید (البته اینها هم کوچیک نیستند ها! برای خودشون شهری هستند).
میز اتو هنوز نخریدم، باید برم از IKEA بخرم ۳۰ دلار. نردبون لازم دارم، یک لامپ رو نمی تونم عوض کنم یا نمی تونم کابینت هام رو دستمال بکشم! از Canadian Tire باید بخرم ۴۰ دلار. آرام پز احتمالا می خرم، از تارگت به قیمت ۲۰ دلار. قوری می خوام که قیمتش ۱۵ دلاره، از جنس شیشه نشکن. قوری چینی کوچیک اینجا پیدا نمیشه، همه چیز سایز بزرگش فقط موجوده! هنوز وسیله ای که کار آفتابه بکنه رو پیدا نکردم، به توصیه کیوان عمل می کنم و یک ظرف نوشابه خانواده فعلا کارم رو راه می اندازه!!! جاروبرقی هم هنوز ندارم.
فکری هم باید به حال تلویزیون بکنم. این راجرز، ۵۶۰ تا کانال کابلی در اختیارم قرار داده که حیفم میاد ۶ ماه نبینم! یک گزینه رجوع به سایت kijiji هستش، تا آدمهایی رو پیدا کنید که تلویزیون قدیمی (معمولا از این لامپی بزرگ ها) دارن و می خوان از شرش خلاص بشن. اینها معمولا تلویزیون رو مجانی میدن و میگن فقط ببریدش! اگر هم بخواهید بخرید، فروشگاهی مثل Costco تلویزیون ۳۰ اینچ جی وی سی رو میده حدودا ۲۰۰ دلار.
در خاتمه، چند تا عکس از مناظری که هر روز صبح از این ببعد خواهم دید رو میذارم:
خیابون یانگ، که شنیده ام طولانی ترین خیابون دنیاست! سمت راست خونه
بازهم خیابون یانگ
منظره داون تاون از خونه من
دید سمت چپ خونه
سلام، من همه وبلاگتون رو خوندم!
الان چون گفتید گاز نمیگیرید گفتم بگم که برای موضوع آفتابه محترم میتونید از ایبی هم اینو سرچ کنید. bidet hose
اومدید خارج 
مغازههای ایرانی در لسآنجلس همگی شیلنگ ایرانی دارن! پیشنهادم اینه که اونجا هم بپرسین، با توجه به حجم بالای متقاضی (!) حتما اونجا هم پیدا میشه.
البته پیشنهاد من اینه که عادت کنید کمکم. چون هر جای دیگه که برید ندارن. بعد از مدتی میبینید بدون آبپاشی (!) هم میشه تمیز بود و حتی آب چقدر کثیفتر! و یک خاطره از دوستی که مثل شما حساس بود و از این شیلنگها در مستر بدروم وصل کرده بود! فشار آب وقتی خونه نبودن بالا پایین رفته بود و شیلنگ منفجر و باقی ماجرا رو خودتون میتونید تصویرسازی کنید دیگه. عادت کنید پس! زشته این کارا!
سلام شیرین جان
خارج و ایران برای من فرقی نمی کنه! اصلا برام قابل تحمل نیست، در ضمن اون طوری نجس میشه آدم و نمی تونم نماز بخونم. با توجه به خطر انفجار شلنگ، فکر می کنم بهتر باشه یک آب پاشی، چیزی پیدا کنم!
سلام امیر جان,
ممنون از این همه اطلاعات مفید و نوشتار خوبت.
واسه من سواله, نمی دونم آیا خرید online از این فروشگاهها راحتتر نیست؟ یا اینکه هزینه حمل و نقلش خیلی میشه؟ راستش تو ایران از اون جایی که واسه هر چیز باید خر حمالی کنیم و حالا که میشه راحت همه چیز رو خرید و خودشون میارن تحویل میدن بهتر نیست online خرید؟
ممنون میشم نظر و تجربه خودت رو بگی امیر جان
سلام علی جان
خرید آنلاین همونطوری که خودت هم به درستی اشاره کردی، هزینه حمل بالایی داره. مثلا توی IKEA، به ازای خرید تا ۵۰۰ دلار در منطقه تورنتو، ۶۰ دلار هزینه حمل میگیرن. از ۵۰۰ دلار تا ۱۰۰۰ دلار، هزینه حمل ۷۰ دلار میشه و …
بعضی فروشگاه ها هستند که به ازای یک میزان خرید، حملش رو مجانی برات انجام میدن، اما این خرید حداقل ۲۰۰ دلار باید باشه. و نکته مهمتر اینه که همه چیز رو از یک جا نمی خری، چون اختلاف قیمت ها مخصوصا برای ما تازه واردین که کار هم نداریم، تقریبا چشمگیره. بنابراین معمولا اون کف مثلا ۲۰۰ دلاری رو نمی تونی رعایت کنی و هزینه حمل و نقلت هم زیاد میشه. برای همینه که بدون ماشین توی کانادا (و البته کل آمریکای شمالی) نمیشه راحت زندگی کرد. بغیر از مساله بیمه (که سنگین هم هست – فکر کنم حدودا ماهانه ۳۰۰ دلار برای یک ماشین معمولی باید ماهانه پول بیمه بدی)، هزینه رفت و آمد با ماشین شخصی به صرفه تر از وسایل حمل و نقل عمومیه. یک Metro pass یک ماهه، فقط برای محدوده شهر تورنتو قیمتش ۱۳۳ دلار میشه. خیلی از فروشگاه هایی که قیمت های مناسبی هم دارند، خارج از این محدوده هستند، مثل Costco یا Homedepot. هزینه بنزین برای یک خانواده معمولی، حدودا ۲۰۰ دلار در ماهه، یعنی ۷۰ دلار اضافه تر به نسبت اون Metro pass و در کنارش کلی رفاه بیشتر. بنابراین منطقیه که ماشین شخصی خودت رو داشته باشی، فقط مساله بیمه خیلی کمر شکنه!
کمتر از دو ماه دیگه مونده که اینجا ببینمت! از الان Welcome to Canada!
امیر جان،
بنا به تجربه شخصی که داشتم خیلی موافق این تیکه نیستم: “از وسایل آشپزخونه هرچی که می تونید، از ایران با خودتون بیارید.” مگه چیزایی که اینجا به راحتی پیدا نمیشه مثل دمکنی یا این آبکش مانندی (نمی دونم اسمش چیه) که آشغال چایی و … رو می ریزی توش توی ظرفشویی و … بقیه همونطور که گفتی پیدا می شه و واقعآ بعید می دونم تو ایران ارزون تر باشه، شاید تو ایران اینجوری دنبال خرید نرفتی ( آره بری بازارو … پیدا می کنی ولی فکرشو بکن کی قبل از اومدن برای این چیزا می تونه وقت بذاره …. ما که تو استرالیا هر چی گدشت بیشتر فهمیدیم که همه چیز اینجا هست مگه استثتا..
یه نکته دیگه، وسایلی مثل تلویریون چیزی نیست که بخوای ۳ ماه دیگه عوضش کنی بنا بر این اگه وسیله مهمی هست برات ( که فکر می کنم این یکی نیست حداقل) و می تونی یه کم بیشتر پول بدی می تونی یه چیزی بگیری که فقط حالت موقت نداشته باشه …
خیلی برام جالب بود که در کنار بعضی تفاوتها چقدر شباهت وجود داشت با استرالیا
اه !!!! بیچاره شدم با این تایپ فارسی …. ۱ ساعته دارم سه خط می نوسیم … نم خوام آقا جان یا پینگلیش می نویسم یا همین دیگه….
در مورد وسایل آشپزخونه، حق با توئه. من منظورم همون قاشق و چنگال بود! از نظر من اونها فقط جزء وسایل آشپزخونه هستند! وگرنه ماهیتابه و قابلمه و … اینجا بهتر گیر میاد. البته قوری کوچیک پیدا نمیشه، همینطورآفتابه!!!!
کشتی ما رو با این آفتابه . سه تا پست راجع به آفتابه نوشته .
یکی میخریدی با خودت میبردی خوب. چند روزه دارم تجسم می کنم تو فرودگاه داری می ری با چند تا چمدون و کوله پشتی یه آفتابه هم ازت آویزونه
کلی دلمون رو شاد کردی :))
منم بودم سه تا پست می نوشتم، برای ایرانی جماعت تمیزی و نظافت مهمه، مخصوصا نماز خونش
بله برای من مهمه. هم نماز می خونم و هم خیلی تمیز هستم. با بقیه نمازخونها – که خودم از دست خیلی هاشون شاکی هستم – کار ندارم.
سلام امیر جان
مطالب جالب است . ممنون که ما رو در تجربیاتت شریک می کنی .
موفق باشی ….
مخلصیم بد مشهدی!
آفتابه حتمآ باید باشه، یه سر به منطقه ای که مرکز مغاره های ایرانی و افغانی و عربی هست بزنی حتما تو سوپر مارکتها پیداش می کنی…. خدا مشکل همه گرفتارها رو حل کنه… الهی آمین !
… هر دفعه می خوای جواب اینجا بنویسی یه تست ریاضی هم ازت می گیره آخرش .. !
من وقتی بمیرم، وصیت می کنم که دور و بر قبرم رو هم لیز بسازن، که بعد از مرگم هم مردم آزاری کنم!
doste aziz..mamnoon az rahnamee hay khobet…mishe lotfan..ghir az teflon..servis ghablame khob ghir az tefal chy mitonamm
سوالتون ناقصه. غیر از قابلمه تفلون چی می تونید؟؟؟؟؟
doste aziz…dar zemn berenj khob ham chy hast vase estefade toy toronto….mamnnon misha
برنج های باسماتی. یک مارکی هست به اسم تیلدا، از اونها بخرید تقریبا با ذائقه ما جور در میاد. فقط از اینهایی بخرید که پاکتش آبیه، اون پاکت بنفشها برنجش قهوه ای رنگه!
ممنون از اطلاعات مفیدتون. و نثر بسیار شیوایی که دارید.
سلام.مرسی از مطالب مفیدتون.بجای افتابه میتونید از دلاراما پارچ مدرج که روش میلی لیتر و اینا نوشته بخرید دو دلار خیلی هم نقش افتابه رو خوب ایفا میکنه من امروز خریدم اخیش راحت شدم.توری توی سینک ظرفشویی هم خریدم فیت سینک ما هست عالیه. لیوان و بشقاب و کاسه اینا همه توی دلاراما هست دو دلار واسه اول کار اگه جنس واستون مهم نیس خوبه دیگه.ظرف وظروف اشپزخانه هم کانادا تایر داره از ایران ارزونتر در میاد برندارید چیزی با خودتون بیاریدا.
خیلی مفصل بود.خیلی.خیلی.خیلی.مفصل بودا.خیلیییییی.عالی بود.توایران به جای اینکه اول فرهنگسازی بشه درموردچیزی وبعداجراش کنند،اول اجراش می کنندوبعدبه فکرفرهنگ سازی میافتند.یه چیزی شمابرای خودت یه پاکدبانویی نیازی به زن نداری.تابحال مردبااین همه ظرافت کاری ندیده بودم.آفرین.
ممنون بابت اطلاعات بسیار کامل و دقیقت راجع به این همه چیز.
۱- با توجه به اینکه تورم کم هست اونور، آیا قیمتها با گذشت حدود ۳ سال، هنوز همون حدودی هست که توی این پست نوشتید یا تفاوت زیادی کرده قیمتها؟
۲- دوربینتون هم کیفیت خوبه. DSLRه؟ میشه بفرمایید چه مدلی هست دوربین؟
باز هم ممنون بابت به اشتراک گذاری تجربیات.
قیمت خونه توی این مدت وحستناک بالا رفته. دوربین من Canon 60D است.
یعنی چقدر رفته بالا :'(
۱- میشه خواهش کنم امسال اگه خواستید خونه رو عوض/تمدید کنید حدود قیمت رو بفرمایید. مثلا Candoی که قبلا ۲۰۰۰ دلار در ماه بود اجاره اش الان شده … دلار. اینجوری میفهمم چند چندم با خودم.
۲- اجاره بها اونجا بر اساس عرضه و تقاضا و میل صاحبخونه (مثل ایران) تعیین میشه یا یه روال و قاعدهای داره و هیچکس نمیتونه قیمت بپرونه؟
۳- درصد افزایش اجاره بهای هر ساله آیا روالی داره یا ثابته مثل نرخ تورم یا دلبخواهی صاحبخونه است؟
ممنون میشم اگه لطف کنید و اینا رو هم جواب دید.
۱- وقتی یک جا رو اجاره می کنید، صاحبخونه نمیتونه بیاد و هرسال بگه ۲۰ درصد بذار روش چون نرخ اجاره ها بالا رفته! اینجا وقتی با یک اجاره شروع کردی، در حد یکی دو درصد سالانه بالا میره. ولی برای اطلاع از اوضاع فعلی، خونه ای که اول اجاره کرده بودم ماهی ۱۴۵۰ دلار، اجاره اش الان ۱۷۰۰ دلاره. یا ساختمون فعلی، چیزی که ۱۸۰۰ دلار بود شده ۲۳۰۰ دلار.
۲- هرکی هر چی بخواد میگه، البته اگر خیلی با عرف فاصله داشته باشه نمیان بگیرن به هر حال.
۳- فکر می کنم از سال گذشته شد حداکثر سالی ۲ یا ۳ درصد. محدوده.
وای چقدر خوب. خیلی ممنون بابت پاسخهای امیدبخشتون.
مژده مژده.
آفتابه مسافرتی پیدا کردم.
http://www.bamilo.com/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87-%D8%A2%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%AA%DB%8C-2205526.html
ظاهرا با همه بطریهای نوشابه Compatible هست!!
من با کمال میل حاضرم بخرم و واستون پست کنم.
در محل کار با این آفتابه چطور کنار اومدین؟ خونه آدم حتی می تونه شلنگ وصل کنه، ولی محل کار چی؟
بطری پلاستیکی :-p