بر هر ساکن کانادا اعم از مقیم دائم یا شهروند، واجب عینی است که هرسال پیش از آنکه به حسابش برسن، خودش به حسابش برسه. هرچی درآورده رو رو کنه و بفرسته برای آقای دولت، بدهکار شد پرداخت کنه و طلبکار هم شد، پولش رو بگیره بره حالش رو ببره. برخلاف نظامی که در ایران بود، که پول وقتی میرفت به خزانه دولت دیگه بیرون اومدنش محال بود، اینجا خیلی راحت از دولت شما پول میگیری. به شرطها و شروطها البته…
برای بنده ای که در سال ۲۰۱۴ وارد خاک بی گهر کانادا شدم (خوشبختانه اینجا خاکش مثل ایران پرگهر نیست که باعث گشادی و تنبلی مردمش بشه، بگن بابا آب داد و بابا نان داد و ما هم حالش رو بردیم)، لازم بود حساب و کتاب سال ۲۰۱۴ رو به دولت فخیمه کانادا اعلام کنم. توضیح اینکه هیچ ربطی نداره شما سرکار میرید یا نه، برای خودتون کار می کنید یا کارمند کس دیگه ای هستید و … کلا باید فایل مالیاتی پر کنید. برای افرادی که کارمند هستند، این روال شسته رفته تر از بقیه آدمهاست، چون ان شاء الله قبلا توسط کارفرماشون مالیاتشون کسر شده (چرا ان شاء الله؟ چون اینجا هم کارفرماهایی پیدا میشن که مثل منصور رشتی، حقوق کارمندهاشون رو توی پاکت بهشون بدن! حالا نه اسکناس توی پاکت، ولی مثلا مانی اوردر میدن به کارمندشون که خودشون مالیات و CPP و سایر کسورات دولتی رو بپیچونن). اما برای کسانی که برای خودشون کار می کنن، آدمهای self employed یا freelancer این روال کمی پیچیده تره و لذا اگر حسابدار به کارشون رسیدگی می کنه، هزینه بالاتری باید پرداخت کنن.
یقینا کسی دوست نداره پولی که با مکافات، به قول یک بنده خدایی از زیر پای فیل بیرون کشیده رو دو دستی تقدیم دولت خونخوار کنه! اما برخلاف ایران، اینجا به ازای مالیاتی که میدید خدمات و سرویس میگیرید (که حالا خیلی مهم نیست، چون اگر مالیات ندید هم اون خدمات و سرویس رو میگیرید). مهمتر از اون، سابقه مالیاتی پیدا می کنید که بسیار بسیار مهمه.
توی ایران اگر می خواستید به یکی اثبات کنید آدم معتبری هستید، کار بسیار سختی بود. منظورم اثبات واقعی اعتبار هستش، وگرنه اینکه یک چیزی رو ادعا کنی و مردم هم خیلی راحت قبول کنن، منم میدونم شدنی بود! ولی مثلا میخواستید وام بگیرید، یا باید آشنا توی بانکه پیدا می کردی، یا یه رانتی میخوردی، یا اینکه نمیشد دیگه! اینجا ولی برحسب درآمدی که داری میتونی از تسهیلات استفاده کنی. درآمد از کجا معلوم میشه؟ از مالیاتی که دادی! این خیلی مهمه. درآمد، شامل همه ورودی های مالی شماست، که از هرجایی در اقصی نقاط عالم بدست اومده باشه. طبیعتا اینجا هم ایرانی بازی میشه درآورد و اگر منبع درآمدی در ایران یا هرجای دیگه دنیا دارین، می تونید اعلامش نکنین و البته اگر بعدا بفهمن حسابتون با کرام الکاتبینه! و همه اون مزایایی که میشده توی کانادا به واسطه داشتن درآمد بالاتر کسب کنید رو هم از دست میدید. البته درآمدهای ایران از دید دولت احمق کانادا یک مشکل مضاعفی هم داره و اون اینه که توی ایران کسب شده، حالا بیا و اثبات کن این درآمد مشروعه و از اون مهمتر از راه قانونی هم وارد کانادا شده!
بگذریم. وقتی شما کارمند جایی هستید، حسابدار اون شرکت موظفه یک فرم قانونی به نام T4 رو در ابتدای سال جدید بهتون تحویل بده. در این فرم، میزان مالیاتی که توسط شرکت از درآمد شما کسر و به حساب دولت واریز شده، ذکر میشه. سایر کسورات از قبیل CPP (زبون برنامه نویسی سی پلاس پلاس منظورم نیست ها! Canadian Pension Plan یا همون بازنشستگی خودمونه) هم توی این فرم اعلام میشه. یک فرم دیگه هم توسط بانک براتون ممکنه ارسال بشه به اسم T5 که بیانگر سود سپرده های بانکی هست که در سال گذشته به حسابتون واریز شده. مگر اینکه حسابتون چی باشه؟ این رو دیگه با توجه به مطالب قبلی این وبلاگ خودتون جواب بدید!
این موارد میشه درآمدهای شما. در مورد سایر درآمدهایی که دارید، نمیدونم چطور میشه اظهارشون کرد. مرحله بعدی هزینه هاییه که داشته اید. شما احتمالا مستاجر هستید و خونه از خودتون ندارید (اگر دارید که خوش بحالتون، دارندگی و برآزندگی! در این حالت Property tax ملک یا املاکتون رو باید بدید) در این حالت، اسم صاحبخونه تون رو اعلام می کنید. دولت بابت حمایت از شما، یک پولی رو به عنوان کمک هزینه بهتون پرداخت می کنه. همچنین اگر از وسایل حمل ونقل عمومی برای رفت و آمد استفاده می کنید، به شرط خرید بلیطهای ماهانه (و اگر اشتباه نکنم، هفتگی) میتونید اونها رو هم در محاسبات مالیات ارائه بدید و درصدی از قیمتی که براش پرداختید (فکر می کنم ۱۵ درصد) بهتون برمیگرده.
در کانادا محاسبه مالیات به روش پلکانی انجام میشه، یعنی برحسب میزان درآمدی که دارید، جزء یک براکت یا رنج درآمدی قرار میگیرید که برحسب اون محدوده باید مالیات مربوطه رو پرداخت کنید. تا یک سقفی از پرداخت مالیات معاف هستید و بنابراین مثلا اگر در سال ۲۰۱۴ یک ماه سرکار رفته باشید، درآمدتون از حداقل درآمد پایین تره و اون مالیاتی که کارفرما ازتون کسر کرده بهتون برمیگرده. مثل خود من که در سال ۲۰۱۴ کلا یک ماه سرکار رفته بودم و بنابراین وقتی حسابدار برام محاسبات رو انجام داد، مشخص شد که تقریبا همه کسورات مالیاتی رو دولت بهم برمی گردونه! این همون تفاوتیه که اینجا با ایران داره. یادمه یکبار یکی از دوستانم بدلیل اشتباه محاسباتی از شرکت برق طلبکار شده بود، شرکت برق بهش پول رو برنگردونده بود! بلکه گفته بود برو بجاش برق مصرف کن، ما از این حسابت کم می کنیم! اینجا ولی همونطوری که پول به حساب دولت میره، پول از حساب دولت بیرون هم میاد. یک پول دیگه ای که دولت بهتون ممکنه پرداخت کنه، مالیات بر ارزش افزوده ایه که روی اجناس پرداخت کردید (و اینجا بهش میگن HST). در حد ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلاره که بهتون پرداخت میشه. پرداخت پول از طرف دولت دو تا حالت داره، یا براتون چک پست می کنن، یا میتونید یک حساب جاری اعلام کنید که خود دولت براتون پول رو به اون حساب واریز کنه.
نکته آخر هم اینکه خیلی ها هستند که محاسبات مالیاتیشون رو خودشون انجام میدن، ظاهرا کار سختی نیست. ولی برای سال اول، من ترجیح دادم این کار رو یک حسابدار برام انجام بده تا دستم بیاد اوضاع و احوال از چه قراره. هزینه مربوطه هم شد ۵۶ دلار، منتها به چند صد دلاری که برام زنده کرد می ارزید!
سلام
مرسی از مطالب مفیدتون
یک راهنمایی میخواستم. اگر یک نفر فقط لند کرده باشه و برگشته باشه ایران و نخواد تا ۱ سال هم برگرده کانادا تکلیفش چیه؟ بازم باید فرم مالیاتی رو پر کنه؟
از دو چیز نمیشه در کانادا فرار کرد: مرگ و مالیات! اگر در زمان مقرر فرم رو پر نکنید، سالهای بعد باید اینکار رو انجام بدید.
ممنون از پاسختون. منظورم فرار از مالیات نبود. در واقع میخوام بدونم از نظر قانونی این که با یکسال تاخیر فرم رو پر می کنیم مشکلی ایجاد نمیشه؟ بازم ممنون
فکر نمیکنم. البته به هر حال این مدت از یک جائی هزینه زندگیتون رو تامین کنید که به هر حال میشه درامد و نحوه اظهارش رو اطلاعی ندارم.
آقا ممنون
ﺁﻗﺎ ﻳﻌﻨﻲ اﮔﻪ ﻣﺎ ﻳﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎﻧﻜﻲ ﻛﻪ ﺭﻭﺵ ﺳﻮﺩ ﻣﻴﺮﻩ ﺗﻮ اﻳﺮاﻥ ﻭاﺳﻪ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻧﮕﻪ ﺩاﺭﻳﻢ ﺩﻭﻟﺖ ﻛﺎﻧﺎﺩا ﻣﺎﻟﻴﺎﺕ اﻭﻥ ﺭﻭ ﻫﻢ اﺯ ﻣﺎ ﻣﻴﮕﻴﺮﻩ? ﺑﺎﻳﺪ اﻳﻨﻮ اﻇﻬﺎﺭ ﻛﻨﻴﻢ?
من در این مورد اظهار نظری نمیکنم! اظهار کنید مالیاتش رو باید بدید, هر چی صلاح خودتونه 😉
سلام
اگر خاطر مبارک باشه قبلا خدمتتون عرض کرده بودم که من دانشجوی مستر هستم و همسرم هم خانه دار. درامدمون هم همون مبلغ فاند دانشگاه هست. در housing دانشگاه هم سکونت داریم. البته ما پی ار هستیم. همون اوایل ورود هم برای gst/hst اقدام کردیم. دیروز یکی از دوستان تاکید می کرد که چون سال اولمون هست برای پر کردن فرم های مالیاتیمون حتما بریم پیش حسابدار. با توجه به اینکه میزان درامدمون خیلی کم بوده, شما هم مراجعه به حسابدار رو توصیه میکنید؟
ممنون که وقت میگذارید
بله حتما. چون حسابدار خیلی اوقات میتونه بصورت کاملا قانونی براتون معافیتهای مالیاتی ردیف کنه که خودتون از پسش بر نمیایید. حسابداری برای امور شخصی، مثل شما نهایتا ۴۰ یا ۵۰ دلار برای هر نفر هزینه برمیداره.
اگر توصیه تون رفتن پیش حسابدار است هم لطفا اگر کسی رو میشناسید معرفی کنید.
نیما، از دوستان بنده هم هست، بفرمایید آشنای امیر حسین روشناس هستید. مدارک مورد نیاز رو ازتون با ایمیل می گیره و براتون کارهاتون رو انجام میده، خیلی تر و تمیز و بی دردسر.
۴۱۶-۸۰۶-۶۴۶۲
ممنون از لطفتون. حتما باهاشون تماس میگیریم.
سلام.امیر این دوست خوبمون آقا نیما چند وقته در کانادا تشریف دارن؟من میتونم باهاش توسط ایمیل در تماس باشم؟یه سری سوال کاری ازش دارم.
باتشکر
اقا من الان تو ایران کافی نت دارم. جزو کافی نت ممتاز هستم بخاطر سابقه یازده سالم. توی اداره مالیات منطقه مون دارای اعتبار تمام مودیان رو برای من میفرستن.
اینو گفتم برات تا دستت بیاد.
تو ایران هر سال پایان تیرماه مهلت ارسال اظهارنامه مالیات بر درآمد و مستغلات بود.
ولی امسال بدون هیچ دلیلی اعلام کردن پایان خردادماه مهلت ارسال اظهارنامه مالیات بر درآمده.
حالا فکر کن چه تعداد بدلیل عوض شدن این زمان نتونستن به موقع اظهارنامه رو ارسال و کنن و از معافیت ۱۳۸۰۰۰۰۰تومان درآمد جا بموننننننننننن.
فقط کلی از مشتریای من براشون این اتفاق افتاده بود.
جالبه یه قانونی هست برای یسری از شغلها به اسم توافق با اصناف به این معنی که شما همون مالیات سال قبل تا پایان خرداد پرداخت میکنی ولی دیگه بهتون مالیات اظافه نمیشه.
حالا امیرحسین جان به سوال من جواب بده؟
ممیز مالیاتی هر نفر تقریبا سه ماه بعد فرصت میکنه پرونده ت رسیدگی کنه.
حالا بع نظرت با توافقی که با اصناف کردی و پولی رو که برای این توافق پرداخت کردی.
آیا باید بازم مالیات بدی یا نههههههه؟
ایده ای ندارم!
اضافه شدن مالیات
خب واقعا ایده ای ندارم. یعنی راستش حوصله فکر کردن بهش رو ندارم! یکی از معایب یا مزایای اینجا اینه که بهت یاد میده وقتی کاری به دردت نمیخوره براش وقت صرف نکنی.
سلام واقعا وبلاگتون عالیه من چندین روزه دارم از اول وبلاگتون و میخونم و لذت میبرم از طرز نوشتن شیوای شما فقط یک سوال برام پیش اومده الان به طور مثال شخصی ۵٠٠٠ دلار درامد ماهانه داشته باشه چند درصد برای مالیات و .. کم میشه ؟ و در نهایت چه مقدار برای شخص خالص باقی میمونه؟ خیلی ممنون میشم اگه پاسخ بدین
سلام
استان به استان فرق می کنه. برای اونتاریو، ۳۷۶۷ دلار خالص باقی می مونه.
ممنون از پاسخگوییتون
مرسی واقعا مطالبتون مفیدن
*چقدر این پر کردن اظهار نامه مالیاتی زمان میبره
*هزینه اش تو چه رنجی هست؟(برای شما ۵۶ دلار بود ولی بازهی تقریبیشو میخواستم بدونم)
*بالفرض خونه ای ایران اجاره داده باشیم؟یا پولی از ایران برای مافرستاده بشه اون هم بهش مالیات تعلق میگیره؟
و چطوری میشه نشون داد اون پول از راه درستی بدست میاد و قانونیه؟
من خودم اظهارنامه پر نمی کنم، حسابدار این کار رو برام انجام میده. هزینه اش هم بر میگرده به تعداد مدارکی که دارید (مثلا کسی که دو تا فرم T4 داره با کسی که یک فرم T4 داره متفاوته).
قانونا شما هر درآمدی داشته باشید رو باید به دولت اعلام کنید، خونه در ایران اجاره بدید هم باید اعلام کنید و مالیاتش رو هم بپردازید، اما اینکه چقدر این کار رو می کنن و کانادا که نمی تونه از درآمد شما در ایران مطلع باشه، من در موردش چیزی نمی دونم.
ممنونم، البته به نظرم همین رعایت اصولِ درست بوده که کانادا اینقدر خوب شده
اینجا از مالیات فرار میکنن چون فکر میکنن بقیه دارن فرار میکنن و تو بری مالیات بدی در حقت اجحاف شده!
یه سوال دیگه داشتم از خدمتتون شاید برای این پست بی ربط باشه
به نظرتون اینکه کلا سال اول رو کار نکرد تورونتو و رفت کالج (مثلا سنکا) و مدرکی معتبر(مثلا دوره های ۸ ماهه) تو حوزه کاری خودمون بگیریم چقدر کمک میکنه؟(البته اشراف دارم به این موضوع که شما علاقه به تحصیل اکادمیک ندارین)
بین این دو حالت:
۱٫کلاس رزومه نویسی بریم و کاریابی و غیره ذلک
۲٫تا اینکه همون زمان و به جای کار پیدا کردن یا حتی کار جنرال کردن، به گرفتن مدرک مرتبط بپردازیم و بعد حالا دنبال کار بریم(حالا اگه دوره کوآپ داشتن که ازونجا استارت بخوره و یا حتی بعدش بریم کاریابی؟)
و اینکه فرق میکنه اون سابقه کار کانادایی (حداقل ۱ سال) چی باشه؟(چقدر مرتبط باشه به شغل بعدی)
باز هم ممنون ار این همه اطلاعات خوبتون
۳ روزه تقریبا میانگین ۴ ساعت تو صفحتونم
نقطه قوت تون نثر شیوا، بیطرفانه، واقع بین و روشنگرتونه
با نوشته های شما یکبار رفتم کانادا، هوم سیک شدم، پشیمون شدم، برگشتم ایران و بعد مصصم شدم به تصمیممی که گرفتم…
پاینده باشین
خیلی هم خوب!
برای جواب دادن به سوالاتتون، بمن بفرمایید که زمینه کاری و تخصصی شما چیه؟ زبانتون در چه حد خوبه؟
بنده تحصیلاتم MBA هست ۵ سال سابقه کار به عنوان مدیر بازاریابیو داشتم و در حوزه گردشگری و بازاریابی فعالیت کردم .
در مورد زبان: ریدینگ و لیسنینگم خیلی خوبه
اما تو اسپیکینگ تُپُق میزنم که الان باز شروع کردم صرفا دوره های اسپیکینگو میرم که رونتر شم
چون حداقل تو حوزه کاری من نتونم صحبت کنم میدونم شانسی ندارم (مثلا مهارت مذاکره که اینجا به عنوان نقطه قوتم بود، اگه رون صحبت نکنم کانادا میشه بزرگترین نقطه ضعفم)
برای ورود به بازار کار هم تمایلم اینه به صورت از پایین ترین لولش وارد شم نه منیجر که بیشتر فرهنگ و جامعه (و جامعه هدف کانادایی و عادات خریدشونو بشناسم) ولی بتونم رشد کنم و دیده شم
تو مقاله هایی که ازتون دیدم شما عرض کرده بودین پیشرفت کُنده
این منو یکم نگران کرده که من بعد از ۳-۴ سال نمیتونم با تلاش و افتادن تو راه درست (دانش تخصصی مو در حدی که هست )اجرا کنم؟
ممنون بابت این که وقت میزارین
امیدوارم همونطور که کمک میکنین مارو، در جایی که انتظاری ندارین کمک های راهگشا مسیر موفقیتتون را سهل و آسون کنه
برای شما علاوه بر مهارت گفتاری – که بسیار مهم و در واقع کلیدی ترین مهارت مورد نیازه – مهارت نوشتاری هم به همون اندازه مهمه. نامه نگاری و تهیه گزارش و پرزنتیشن و نحوه ارائه شون خیلی مهمه و حتما مورد نیاز میشه.
فکر می کنم یک دوره کوتاه مدت در کانادا میتونه براتون خیلی مفید باشه، منتها باید جای درست وارد بشید. مثال بزنم، خانم من که تازه وارد کانادا شده بود، برای بهتر کردن زبانش کلاس میخواست بره. رنگ و وارنگ کلاس رایگان ریخته منتها اگر ادم ندونه کجا باید بره، وقتش تلف شده. اول توی کلاس های LINC ثبت نام کرد و همون روز اول فهمید که بدرد نمی خوره، صرفا اتلاف وقت است و هم کلاسی ها یک سری افراد بی انگیزه و معمولا مسن هستند که برای یک آدم جوون هم کسل کننده است و هم پیشرفتی نداره. در تحقیقات گسترده ای که انجام دادیم (و امیدوارم بزودی بتونم در موردش پستی بنویسم)، به مدارس بزرگسالان رسیدیم. برنامه بسیار جالب، مفید و کاربردی دارند که باز هم رایگانه (به هزینه مالیات دهندگانی مثل بنده، که البته مصرف مالیات برای این منظور رو از ته دل رضایت دارم و نوش جون همه تازه واردین!). خانمم میگه از همکلاسی هاش افرادی هستند که ۶ ماه رفتند کالج، کلی از جیب هزینه تحصیل کردن و بعد تازه اسم اینجا رو شنیدن و وقتی هم که الان شروع کردن به درس خوندن، متوجه شدن خیلی بهتر از اون کالج پولی بوده.
بنابراین پیدا کردن جای درست، خیلی مهمه.
کار کانادایی که قراره انجام بدید و به درد آینده بخوره، باید مرتبط با زمینه کاری آینده تون باشه تا بشه بهش استناد کرد. وقتی یک دوره در جای مناسب ببینید، خوبیش اینه که همون محل تحصیلتون میتونه کمک کنه برای پیدا کردن رابطه و احیانا پیشنهاد کاری.
بله دقیقا حق با شماست
میتونم اطلاعات این مدرسه بزرگسالان رو داشته باشم؟سایتی که دوره هاش مشخص باشه
Yorkdale.net
ممنونم
سلام فرم مالیاتی برای همسر وبچه های زیر هجده سال هم باید بفرستیم؟ سپاس.
فکر نمی کنم لازم باشه.