خانه » زندگی در کانادا » زندگی در تورنتو » کوتاه از تورنتو – ۱۳

کوتاه از تورنتو – ۱۳

تورنتو هم مثل بقیه جاهای کانادا حال و هوای کریسمس رو پیدا کرده و بارش سنگین برف هم به قشنگی های شهر اضافه کرده. هرچند سرمای هوا گاهی خیلی گزنده است ولی به قشنگیهاش میارزه. رویا ایران بود و هفته قبل برگشت، توی این هفته کلا در حال گردش بودیم و یک مقداری هم خرید خرده ریز برای خونه. شرکت هم یکی دو تا مهمونی آخر سال برگزار کرد و کلا حال و هوای دسامبر مثل اسفندهای خودمون در ایران بود. از نظر قشنگی هاش، وگرنه یکی دو تا کار اداری که داشتیم مطابق روال همیشگی پیش رفت و کسی ادا اطوارهای معمول ایران – که آقا شب عیده – در نیاورد.
یکی دو تا مطلب در مورد احترام به کرامت انسانی در روزنامه خوندم که ذکرشون خالی از لطف نیست. اولی اینکه در ماه آگوست جسد یک خانم/آقای transsexual در روزدیل پیدا شده بوده که چند ماه طول کشیده پلیس برای شناساییش اقدام کنه. طرف یک فاحشه بوده (یا بقول روزنامه sex worker) و باز با اینحال هم مردم، هم مدیا ازجنبه انسانی ماجرا به مردن – یا کشته شدنش – واکنش نشون دادن. حالا اگر در ایران بودیم چی میشد؟! حقش بوده، کرم از خود درخته و …
یک مطلب دیگه می خوندم، یک نفر هست که ازش در مورد مسایل مختلف سوال می کنن. از جمله یک نفر پرسیده بود: من خیلی از اوقاتم رو در کتابخونه صرف می کنم. خیلی از اوقات افراد بی خانمان وارد کتابخونه میشن و انقدر بوی ناخوشایندی ازشون به مشام میرسه که تا یکی دو تا میز اینطرف تر هم نمیشه نشست. علاوه بر اون، من برای یک پرینت ساده باید نیم ساعت منتظر بمونم که این افراد دست از بازی کردنشون با کامپیوترهای کتابخونه بکشن تا به کارم برسم. اگر برم به مسئول کتابخونه بگم که برای این آدمها یک جای مجزا در نظر بگیره یا اینکه یک سری از کامپیوترها رو در اختیار اونها قرار بده و بقیه سیستم ها برای کار ضروری افراد دیگه آزاد بشن ایده خوبیه یا نه؟
جواب اون فرد جالب بود: می دونم که گاهی افراد بی خانمان که ظاهر نامناسبی دارن یا حداقل های بهداشت رو رعایت نمی کنن روی اعصابتون میره. اما احترام به این افراد جزئی از دموکراسی کاناداییه که همه ما بهش افتخار می کنیم. در ادامه هم یکی دو تا راهکار مودبانه – بدون برخورد و تزاحم با این قبیل افراد – رو ارائه داده بود. باز هم رعایت کرامت انسانی، حتی برای افرادی که شاید از نظر عرف جامعه پس زده شده باشند برای من خیلی جالب بود. حتی این افراد هم حق زندگی و حیات و برخورداری از خدمات و امکانات عمومی رو، به اندازه همه آدمهای جامعه دارند.
یک مطلب جالب دیگه. در تورنتو و در محله دیستیلری، یک بازارچه کریسمس (مثل بازارچه نوروزی های خودمون). برگزار میشه. این بازارچه اگر آخر هفته ها برید، باید ۶ دلار بلیط ورودی براش تهیه کنید (که به مصرف خیریه میرسه). اگر در طول روزهای هفته برید، ورودیه اش مجانیه. پس اگر کسی بخواد از زیبایی های اون بازار استفاده کنه و در عین حال توانایی مالی بالایی هم نداشته باشه، می تونه روزهای عادی لذتش رو ببره (بله، خانواده هایی هستند که پرداخت نفری ۶ دلار برای بلیط ورودی براشون سنگینه متاسفانه).

۵۰ نظر

  1. من ساکن اونجا نیستم ولی گهگاه سری به Toronto Star می زنم که ببینم اون طرف چه خبره. اما متاسفانه مشکل اینه که اعتماد زیادی به روزنامه ها ندارم. اگر یک خارجی بخواد وضعیت داخل ایران را بسنجه و بخواد از روزنامه ها برای این کار استفاده کنه ممکنه بد جور اشتباه کنه. کافیه که ستون ارتباطات مردمی بعضی روزنامه های تند رو را ببینه. یا حتی به نطق های پیش از دستور مجلس گوش کنه. در ایران اون چیزی که رسمیت داره با اونجا چیزی که واقعا جریان داره متفاوته. روزنامه ها هم دوست دارند رسمیت را نشون بدهند نه واقعیت عمق جامعه را.

    حس می کنم کانادا هم ممکن است دچار چنین مشکلی باشه. یعنی روزنامه ها لزوما انعکاس دهنده جامعه نباشند. مثلا اون کسی که به سوالات مردم جواب داده و صحبت از دموکراسی کانادایی کرده ممکنه معادل همون فردی باشه که در روزنامه های تند روی ایران، سینه چاک نظام حاکم و اون اصل خاص قانون اساسی باشه.

    • امير حسين روشناس

      مدیا به هر حال راست و دروغ رو قاطی می کنه. اما درجه بی طرفی و انعکاس واقعیات در روزنامه های کانادا به نسبت نشریات ایران – بنظر من – بالاتره. چون خیلی اوقات انتقادهای تندی رو از دولت حاکم می بینم، یا به هر حال قانون آزادی بیان در کانادا به میزان خیلی زیادی رعایت میشه.

  2. واقعا عالی بود.
    جناب آقای مهندس لطفا از حال و هوای تورنتو عکس هم بزارین اونجا هوا برفیه اینجا متاسفانه آلوده.
    ممنون که هنوز هستین و ما بندگان خدا رو فراموش نکردین 🙂

  3. سلام!
    شما میدونین من چطور میتونم پیشنهاد کار دریافت کنم تو کانادا وقتی ایرانم؟ ‍♀️
    میتونین راهنماییم کنین در کل؟

  4. سلام ، به نظر میاد امسال تورنتو زمستون سردتر و پربارش تری نسبت به پارسال داره ، چون هر از چندگاهی که سرچ میکنم میبینم دمای امسال خیلی پایین تر از دمای سال قبل هستش – راستش شهرهای سردتر دیگه مثل کلگری،وینیپگ و.. رو که سرچ میکنم ، با حساب wind chill دماشون حتی به ۴۰- ، ۵۰- هم میرسه ، واقعا نمیدونم میشه از پس اون زمستون براومد یا نه

    • امير حسين روشناس

      بله امسال پیش بینی کردن زمستون خیلی طولانی و سرده. منتها خبر خوبیه، چون تابستون هم ان شاءالله خنک خواهد بود.

  5. در ضمن این نوشته هم خیلی عالیه ولی حیف که کسی نمی خونه 🙁
    “بنده نه پیشگو هستم، نه وکیل مهاجرت. نمی تونم روش مناسب مهاجرتی به شما پیشنهاد بکنم، با خوندن سه خط توضیح در موردتون نمی تونم بگم مهاجرت بدرد شما می خوره، و نمی تونم بگم آیا می تونید زود کار پیدا کنید یا نه.
    لطفا سوالات این چنینی نپرسید که شرمنده بی جواب گذاشتنشون نشم. ممنون!”

  6. سلام

    من به تازگی با وبلاگ شما آشنا شدم. من تا حدود ۲ هفته دیگه مدارک خودم رو برای اکسپرس انتری سابمیت میکنم. با توجه به بازه زمانی که طول میکشه تا ویزای من بیاد (۶ تا ۸ ماه احتمالاً)، به نظر شما و با توجه به شناختی که از بازار کار کانادا پیدا کردین، چطوری میتونم بهترین استفاده رو از این زمان بکنم و خودم رو برای زندگی در کانادا آماده تر کنم؟ مهارت خاصی؟ زبان انگلیسی؟ یا هر پیشنهاد دیگه ای میتونه خیلی کمک کننده باشه. در ضمن مقصد من تورنتو خواهد بود.

    بسیار ممنونم.

    • امير حسين روشناس

      سلام
      یقینا زبان رو باید بذارید در اولویت هاتون. منتها من نمیدونم شما چه شرایطی دارید (با خانواده میایید یا تنها؟ زمینه تخصصی و رشته تحصیلیتون چیه؟) تا بهتر بتونم نظرم رو بگم.

      • من مجرد هستم. زمینه کاریم هم پشتیبانی و پیاده سازی SAP ERP هست. در زمینه IT و سیستم های اطلاعاتی فعالیت دارم. آیلتس هم اورال ۸ دارم. ممنون میشم اگر راهنمایی بفرمایید که از این زمانی که دارم بهترین استفاده رو داشته باشم.

        • امير حسين روشناس

          آیلتس بصورت رسمی برای ارزیابی زبان شما استفاده میشه ولی مهارت بکار بردن زبان و همچنین فهم درست مطالبی که از طرف مردم با لهجه های مختلف بیان میشه، مقوله جداگانه ایه. شما می تونید با گوش دادن به برنامه های رادیویی CBC – که روی اینترنت قابل دسترسه – این مهارت ها رو در زمینه زبان تقویت کنید.
          رزومه تون رو آماده کنید، یک مقداری شرکت هایی که به تخصصتون ممکنه نیاز داشته باشن رو شناسایی کنید. متاسفانه زمینه کاری شما رو فقط اسمش رو شنیده ام. سایتهایی مثل indeed.ca رو بررسی کنید ببینید برای تخصص شما، چه مهارت هایی رو علاوه بر زمینه اصلی خواهان هستند.
          کسی رو در تورنتو می شناسید؟ دوست و آشنایی دارید؟ شاید اون افراد هم بتونن بهتون راهنمایی های مفیدی بکنن.

  7. انگار کانادا برای رشته های پزشکی خیلی خوووب باشه تا رشته های مهندسی

  8. اخه توی لیست شغل هاشون رشته های پزشکی در اولویتن
    انگار بیشتر نیاز دارن .بنابراین چرا باید مشکل باشه؟؟

    • امير حسين روشناس

      بله منتها باید یک پروسه خیلی طولانی و سخت رو برای معادل کردن مدارکشون پشت سر بگذارن. بعد هم یک بیزنس ثبت کنن و تازه بعد از اون، دنبال جذب مشتری باشن.
      اما اگر همه این مراحل رو به خوبی پشت سر بگذارن، درآمد خوبی خواهند داشت.

  9. درود!
    من ۱۸ سالمه و خیلی از سرد و گرم روزگار سر درنمیارم! ولی اینقد ک بد شنیدم راجع ب ایران و اوضاعش، هنو وارد جامعه نشده تصمیم دارم پرستاری بخونم ک بتونم بیام کانادا.. ولی با دیدن سایت شما و چندین وبلاگ دیگه و صحبت کردن با یک پرستار ساکن کانادا، نظرم داره عوض میشه-_- الان من جز آدمای سفید دسته بندی شمام یا سیاه؟! من همین الانشم از زندگی لذت میبرم، با اینک تو یه شهرستان کوچیک زندگی میکنم ولی میترسم تا چند سال دیگه این لذت تبدیل ب زجر شه (با توجه ب گزارشگر منوتو ک ا اداره ها و بیمارستانا و.. خیلی بد میگه) یا مثلا پدر خود من!! دل خوشی ا زندگی تو ایران نداره… بحران آب..
    با همه ی اینا نمیدونم ب احساس درونیم توجه کنم ک میگه “اینجا جای موندن نیست!!” یا عقلم ک میگه بمون تو تحمل سختی نداری :|||
    نمیگم شما بگید بمون یا برو، چون میدونم ا اینک کسی ا شما این سوالو کنه عصبانی میشید
    فقط یه راهنمایی کوچولو لطفا…

    • امير حسين روشناس

      سلام
      اینکه می فرمایید “عقلم میگه بمون تو تحمل سختی نداری”، آیا در ایران سختی وجود نداره؟ یا اینکه چون کنار پدر و مادر هستید و بین همزبون هاتون زندگی می کنید براتون این تصور رو ایجاد کرده که جاتون امنه؟
      اگر یک مقداری در ذهنتون، از شرایط فعلی فاصله بگیرید و به زندگیتون با یک دید وسیعتر نگاه کنید، چی می بینید؟ در کنار خانواده و افراد نزدیک زندگی کردن ارزش این رو داره که در ایران بمونید؟
      اجازه بدید یک مقداری در این تصویر سازی کمکتون کنم، یکی از دوستان خیلی خوب من در دانشگاه، در میانه درس خوندن، ول کرد و رفت کلا به بازار کامپیوتر چسبید. خیلی هم کارش گرفت. مدتها ازش بی خبر بودم (نزدیک ۱۵ سال)، تا چند وقت پیش بهم پیغام داده بود و از همه شرایط ایران ابراز ناراحتی کرده بود. به هر قیمتی شده میخواد بیاد کانادا. شما ۱۵ سال دیگه بنظرتون چطوری خواهید بود؟
      ۵ سال دیگه، ۱۰ سال دیگه تجربه شما در زندگی بالاتر رفته و خواسته هاتون از زندگی و تعریفتون از لذت بردن هم عوض شده. اون زمان بودن در ایران همچنان براتون لدت بخش هست؟
      در مورد رشته پرستاری، تحقیق کنید که چطور میشه بعد از گرفتن لیسانس در ایران، برای ادامه تحصیل و مثلا گرفتن فوق لیسانس بیایید اینجا. مدرک پرستاری که در ایران بگیرید، باید اینجا تبدیل بشه و ممکنه پروسه طولانی داشته باشه. سوال کنید از افرادی که در این زمینه تجربه دارند، ببینید بهترین راه برای شما چیه (با توجه به اینکه هنوز فرصت استارت زدن دارید).
      من از سوال پرسیدن عصبانی نمیشم، از فکر نکردن عصبانی میشم! واضح گفته ام که نمیتونم بجای کسی تصمیم گیری کنم، بازهم دوستانی هستند که دو خط از زندگی خودشون میگن و از من میخوان بجاشون تصمیم بگیرم! از شما یا خودشون کسی این سوال رو بپرسه، چه جوابی خواهد شنید؟!
      موفق باشید.

      • خیلی ممنونم ^_^
        پرسیدم، تقریبا با همه ی مراحلش آشنام
        فعلا اولین قدم قبول شدن پرستاری تهرانه.. کار زیاد سختی نیست ولی در کنارش زبان خوندن یه مقدار سخته

        کارتون و وقتی ک میذارید خیلی با ارزشه♡

  10. اِ!هاهاهاشماهنوزهستید؟؟؟؟چه باحال من بعدمدت هاسرزدم فکرکردم اینجاروخاک گرفته نگواِتباه میکردم؛موفق باشید.

  11. سلام و سپاس از معرفت شما
    من کسی بودم که هر کی دم از رفتن می زد باهاش صحبت می کردم و بهش می گفتم ادم نباید از وطنش دور بشه ولی ماه گذشته تو ایران یه جوری بود که نظرم رو تغییر داد
    اول زلزله
    دوم تو کمک های خیریه به کرمانشاه خیلی حالم گرفته شد
    سوم اینکه تو تست های استعدادیابی دخترم (۴ سالشه) مشخص شد که دخترم تو تمام تلنت ها از بهره هوشی بالایی برخورداره و مثل پدرش هم I.Q و هم E.Q بالایی داره.
    عمر زندگی مشترک من و همسرم در آستانه ورود به دهه دوم هست و زندگی خیلی خوبی داریم خداروشکر
    تو این ده سال ۳ مرتبه برامون پیش اومده که کار و سرمایه مون رو کلا از دست دادیم و از صفر شروع کردیم ولی با هم بودن مون خیلی کمک کرد که باامید دوباره زندگی مون رو بسازیم…
    بعد از اتفاقات ماه گذشته من تصمیم گرفتم که با همسرم صحبت کنم و موضوع مهاجرت را بررسی کنیم.
    ایشون وبلاگ شما را به من معرفی کردند تا بخونم و با سختی های مهاجرت آشنا بشم
    ما اینجا با همدیگه کار می کنیم و درامدمون روی هم به ۸ میلیون در ماه می رسه که حدود ۵ میلیون رو قسط می دیم و با احتساب هزینه مهد دخترم ماهی تقریبا ۲ میلیون برای خودمون باقی می مونه
    همسرم فوق لیسانس مهندسی صنایع و لیسانس ریاضی هستند و من فوق لیسانس MBAگرایش استراتژی، لیسانی صنایع غذایی هستم.
    سابقه کاری هر دوتایی مون فروش و مارکتینگ محصولات FMCG(محصولات غذایی و سلولزی) هستش.همسرم مدیر فروش تهران یه شرکت سلولزی و من مدیر مارکتینگ یه شرکت صنایع غذایی هستیم
    مدتی هم حدود یک سال یه رستوران کوچولو داشتیم…
    در کل دوران زندگی مون حدود ۱۵۰ میلیون تومان پول جمع کردیم …
    سطح زبان هر دوتایی مون در حد upper intermediate هست که به تازگی معلم خصوصی گرفتیم تا سطح زبان مون رو قوی تر کنیم.
    در کنار کارمون همواره با هدف انجام مسئولیت های اجتماعی برای رشد و آگاهی بچه های شهرستان ها و حاشیه تهران فعالیت های خیریه داریم…
    انقدر این کار ما رو راضی میکنه و خیرش تو زندگی مون هست که به فکرم رسیده برم سراغ دوره های آموزشی تربیتی بچه ها و ادامه فعالیت های اجتماعی م تو همین زمینه باشه
    با توجه به تحقیق چند وقته ای که داشتیم موضوعی که برامون جای سوال داره اینه که در کشور کانادا میزان مالیات با مقدار حقوق افزایش پیدا کرده و این موضوع برای ما جای سوالی ایجاد کرد که آیا با وجود تمام تخصص ها و تلاش ها سطح زندگی مهاجرین به کانادا از یه حدی بالاتر نخواهد رفت؟

    • امير حسين روشناس

      سلام
      بطور کلی چیزی که من از زندگی در این کشور فهمیده ام، همه کم و بیش در یک سطح متوسط از زندگی قرار میگیرن. مالیات میره بالا، ولی درآمد شما طوری هست که یک زندگی متوسط رو بتونید اداره کنید. داشتن مسکن معقول، ماشین، مسافرت تفریحی و مواردی که عموم مردم ازشون برخوردار هستند رو کم و بیش بدست خواهید آورد.
      نکته خیلی مهمی که خود من اول بهش بی توجه بودم ولی کم کم دارم درکش می کنم، تفاوت عمیق ارزشها در ایران و کاناداست. من در ایران فقط کار می کردم، همه زندگی و وقتم در کار خلاصه میشد. زندگی کردن برای خیلی از ما در ایران صرفا دوندگی و کار کردنه و خیلی اوقات یادمون میره زندگی کنیم. جو جامعه هم اینطوره که کار کردن و جون کندن ارزش بحساب میاد و وقت گذاشتن برای خودت یا خانواده یا علایفت، اتلاف عمر.
      اما با چند سال زندگی در این کشور، یک مقداری (نه خیلی زیاد) دیدگاه من هم به زندگی عوض شد. نگرانی که الان در مورد درآمد و خرج و دخل دارید، تا حدی بر میگرده به دیدگاهی که ما در ایران نسبت به کار کردن و کسب درآمد داریم. با روحیه ای که از خودتون توصیف کردید، بالاتر رفتن سطح زندگیتون در این کشور صرفا به میران مالیات و درآمدی که کسب می کنید وابسته نیست. پارامترهای دیگه ای هم دخیل خواهند بود که شیرینیشون در زندگی شما حتی از کسب درآمد بالاتر، بیشتر خواهد بود.

  12. سلام
    نکته ای که من رو آروم می کنه واسه مهاجرت اینه که که حدود دو سالی می شه که ت کلاس ها و کارگاه های مختلف خودشناسی و رشد معنوی شرکت کردم و یاد گرفتم دیگران رو قضاوت نکنم، انرژی منفی ندم، احترام به همه بگذارم…
    اینکه یاد گرفتم هیچ کسی رو تغییر ندم و ظرف پذیرش م رو بزرگ تر کنم….
    نکته ای که نگرانش هستم دخترم هست همسرم نگرانه دخترمون در اثر مهاجرت آسیب می بینه…..
    آقای امیرحسین بسیار سپاسگذارم از شما و زحمتی که انجام دادید و می دید چراکه هیچ چیز قشنگ تر از این نیست که آدم قدمی برای دیگران برداره
    راه تان پررهرو

  13. سلام جناب روشناس
    شما شخص واقعا فهیم و در یک کلام انسان واقعی هستید
    ممنون از اینکه وقت ارزشمندتون را صرف اموختن تجربیاتتون به دیگران میکنید
    با شناختی که دو را دور از شما داشتم
    واقعا حیف شد که چنین نخبه ای از کشورمون رفت
    ارزو میکنم هر کجا هستید روزگار و ایام به کامتون باشه

    • امير حسين روشناس

      نظر لطف شماست، اینطورها هم که میگید نیست، خودم میدونم کلی ایراد دارم که اولیشون اینه برای رفعشون اقدامی نمی کنم 🙂

  14. سلام من و همسرم ۴ ماهه که زندگیه مشترکمونو شروع کردیم.من۲۳ سالمه و همسرم۲۹٫من لیسانس صنایع غذایی دارم ولی سر کار نمیرم.همسرم فوق لیسانس علوم دامی داره و تو یه شرکت خصوصی کار میکنه و البته شوهرم خیلی ادم فعال و کاریه.هر دومون قصد داریم زبانمونو به سطح بالایی برسونیم.سوالم اینه که توی کانادا میتونیم هر دومون کار پیدا کنیم و بعد اونجا در رابطه با شغل همسرم شنیدم کار زیاد هست.نظر شما چیه؟راهنمایی لطفا؟ البته من میدونم که خرجو مخارج توی تورنتو بالاتر از استانهایی مثل ساسکاچوانه.ساسکاچوان واسه ما تازه واردا بهتر نیس؟

  15. از کجا میتونم اطلاع پیدا کنم راجع به اینکه در رابطه با شغل همسرم کاری اونجا هست یانه؟

    • امير حسين روشناس

      میدونم که توضیح واضحات میدم ولی واقعش همینه که روی اینترنت باید جستجو کنید! عنوان شغلی همسرتون و خودتون رو به انگلیسی پیدا کنید و بعد بازار کارش در کانادا رو بررسی کنیدبا توجه به کامنت قبلیتون تصور من اینه که نیاز به تقویت زبان انگلیسی دارید و احتمالا همین مورد باعث شده که برای تحقیق به مشکل برخورد کنید، منتها این کاریه که خودتون باید انجامش بدید.

  16. سلام
    من کارشناس عمران و ارشد سازه از دانشگاه علم و صنعت هستم
    همیشه هدفم از درس خوندن ورود به بازار کار بوده و هدفم ادامه تحصیل در مقطع دکترا نبوده و اصلا علاقه ای بهش نداشتم ولی به دلیل اوضاع خراب بازار کار چن وقتی به این فکر افتادم ک برای گرفتن فاند از کانادا اقدام کنم (شرایطم برای گرفتن فاند تقریبا خوبه) .
    به عبارت دیگه دکترا بهانه ای برای فرار از کشوره 🙂
    ولی موضوعی که هست واقعا میترسم که این کار اشتباه باشه و پشیمون بشم . واقعا مردد و دو دل هستم اگر نظری دارید ممنون میشم باهام در میون بذارید با تشکر 🙂

  17. سلام
    خدا رو شکر ک می بینمم شما از زندگی در کانادا راضی هستین جناب روشناس
    اخه قبلا انگار توی پستای قبلیتون زیاد از کانادا راضی نبودین ولی الان خب خدا رو شکرر
    راضی هستین و …

  18. سلام جناب روشناس،
    سایت شما به من یه حسی مثل stackoverflow.com داد، اطلاعات با ارزش و بی چشم داشت.
    من در آستانه تصمیم گیری برای مهاجرت هستم و دلم نیامد بابت وقتی که برای ایجاد و نگهداری این سایت با ارزش و این کار با ارزش گذاشتید، تشکر نکنم، راستش معمولاً وقتی نیازمو توی یه سایتی پیدا می کنم، چه ایرانی باشه و چه خارجی، دیگه خیلی به خودم زحمت نمیدم که حتی یه تشکر خشک و خالی در قالب کامنت یا تماس با ما ارشون بکنم، اما در این مورد خاص نتونستم و واقعاً دستتون درد نکنه، براتون آرزوی موفقیت و سلامتی دارم

  19. سلام خسته نباشید،من کل وبلاگ رو خوندم،ولی در رابطه با ورزش فقط ١ مورد بود اونم خردی دوچرخه که اونم برای چیزی که من میخواستم نبود،میشه لطفا یه مطلب در رابطه با مربی ورزشی(ترجیحا مربی بدنسازی)که بخواد اقامت بگیره و اینکه هزینه باشگاه بدنسازی در کانادا چقدر هست توضیح بدین؟

  20. سلام.شغل هایی که تو تورنتو بازارکار دارند رو بگین.

  21. سلام آقای روشناس
    یه نظرتون بهتزین سن برای مهاجرت چه سنی هست؟
    اینطور که من متوجه شدم شما تو سن سی و یک مهاجرت کردید؟
    آیا سن میتونه توی موفقیت تاثیری داشته باشه؟
    اونجا کارفرماها چه سنی رو بیشتر میپسندن؟اصلا براشون مهمه؟
    ممنونم

    • امير حسين روشناس

      برای کارفرما اهمیتی نداره. بیشتر از نظر اینکه خودتون چطور با شرایط کنار بیایید مهمه. اگر تحصیلی باشه، هرقدر سن پایین تر باشه بهتره از جهت انطباق با محیط. برای نیروی متخصص هم همنطوریه، سن کمتر حوصله و پذیرش آدم برای انطباق بالاتره.

  22. سلام آقای روشناس وقتتون بخیر. آقا با عرض پوزش اون یکی سایت دیگه پست نمیزارین؟

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*