خانه » آیلتس » مرور خاطرات: آمادگی برای آیلتس

مرور خاطرات: آمادگی برای آیلتس

داشتم مدارکم برای ارسال درخواست سیتیزنی رو آماده می کردم. توی لیست مدارک، درخواست اثبات تسلط روی یکی از زبانهای رسمی کانادا هم بود و طبیعتا دوباره یکی از موارد، آیلتس! خب جای نگرانی نیست، چون نمره ای که از آدم میخوان خیلی مسخره است (فکر کنم ۴ توی مهارت ها) و اگر آیلتسی داده باشید که تاریخ اعتبارش هم گذشته باشه، اشکالی نداره همون رو ارسال کنید. اما زیر و رو کردن مدارکی که داشتم من رو برد به سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰، زمانی که داشتم بال بال میزدم آیلتس بگیرم!
کانادا خیلی بد پیله بود، ۳ تا مهارت رو ۶٫۵ میخواست و لیسنینگ باید ۷٫۵ میشدی. اون ۳ تا کاری نداشت، اما این ۷٫۵ آخری، یکسال من رو علاف کرد. اولین بار دی ماه ۸۸ بود که امتحان دادم، اصلا نمیدونستم آیلتس چیه! در این حد که نمی دونستم ۴ تا مهارت رو باید جدا جدا امتحان داد و سایر مسائل. نیت هم اقدام برای استرالیا بود، با اون لیست کذایی MODL که مشاغل مورد نیاز فوری اش رو اعلام کرده بود. اولین امتحان، رایتینگ رو ۵٫۵ شدم، ریدینگ ۶٫۵ و بقیه رو ۶٫ اگر رایتینگ ۶ می شدم، سرنوشتم بطور کامل عوض میشد. ولی قسمت من استرالیا نبود. حدودا یک ماه بعد از اون بود که استرالیا اون لیست رو حذف کرد و دیگه برای استرالیا، باید ۴ تا ۷ میداشتی. کانادا ولی شرایطش اونی بود که گفتم، ۳ تا مهارت ۶٫۵ و لیسنینگ ۷٫۵٫
در فاصله دی ماه ۸۸ تا دی ماه ۸۹، ۶ بار آیلتس دادم! یادش بخیر، دلار ارزون بود و قیمت آیلتس ۲۵۰-۲۶۰ تومن. دو تا امتحان اول رو آیلتس تهران دادم. اولی که گفتم، از بیخ عرب بودم. برای دومی، فهمیدم کتاب هایی رو خود کمبریج منتشر کرده که اون زمان، ۶ تا بودن. باز هم انقدر روم زیاد بود که فقط یکی دو تاشون رو خوندم، یک معلم خصوصی – که مهدیار بهم معرفیش کرد و الان در کوکیتلام (بریتیش کلمبیا – کانادا) زندگی می کنه – گرفتم برای رایتینگ که یک سری تکنیک های جالب بهم یاد داد (در ادامه در موردشون صحبت می کنم). بار دوم که امتحان دادم شرایط بهتر شد اما سر اسپیکینگ همون دختری که بار اول باهم مصاحبه کرد باز هم به پستم خورد و دقیقا همون نمره قبلی رو بهم داد.
۴ دفعه بعد رو سازمان سنجشی امتحان دادم. بار اول به پست یک خانم هندی خوردم و بازم اسپیکینگ ۶٫۵ شد. ریدینگ دیگه رفت روی ۷٫۵ و همیشه روی ۷٫۵ موند. رایتینگ بار اول ۶٫۵ شد ولی لیسنینگ لعنتی طلسم شده بود. همیشه ۷ می شدم. بار چهارم یک بدشانسی آوردم، یک بنده خدایی بغل دستم نشسته بود و سر لیسنینگ جا مونده بود. با ایما و اشاره گفت سوالات رو بهش برسونم، من هم اینکار رو کردم و دوربینها ما رو دستگیر کردن! هر دو مون صفر شدیم ولی طرف مرام گذاشت و هزینه آزمون بعدی رو تقبل کرد. آزمون بعدی سرنوشت ساز بود (یادمه برای رزرو کردنش هم کلی استرس کشیدم چون فایل نامبر کانادا اومده بود و فرصتی نداشتم. از هولم دو تا امتحان رو رجیستر کردم!) شب و روزم شد آیلتس و کلی خوندم. امتحان بعدی خیلی جالب بود، یک نفر سر امتحان باز خواست تقلب کنه، خیلی عصبانی گفتم نه! بعد امتحان گفتم داداش شرمنده، من آدم بی مرامی نیستم ولی شرایطم اینه که مارگزیده ام! نتیجه اون امتحان یک نصفه شب پنجشنبه اومد و ترکونده بودم! لیسنینگ ۸٫۵! رایتینگ و ریدینگ ۷٫۵٫ اسپیکینگ هم ۷٫ خیلی فراتر از چیزی که میخواستم. امتحان بعدیش که دقیقا هفته بعدش بود، لیسنینگ ۸، رایتینگ ۷، ریدینگ ۷٫۵ و اسپیکینگ ۷ شدم. غول آیلتس رو له کرده بودم!
تکنیک های من، که شاید بدرد بقیه هم بخوره اینها بود:

اسپیکینگ و رایتینگ، هر دو باید یک چهارچوب داشته باشن. اول ایده رو باید گفت. بعد با ذکر مثال، اون ایده رو پشتیبانی یا اثبات کرد. جالبه که این روال حتی در مورد مصاحبه شغلی هم جواب میده. چند ماه پیش، با خزانه داری اونتاریو یک قرار مصاحبه داشتم. مشابه تجربه شهرداری، این بار هم ۳ نفر توی اتاق بودن و البته تجربه ام در مصاحبه خیلی بالاتر رفته بود. بازهم قبول نشدم منتها این بار بدلیل یک سوتی بود که در حین مصاحبه دادم. بعد از اینکه بهم گفتن رد شدی، گفتم باید دلیلش رو بهم بگید (و چون موقعیت شغلی دولتی بود، موظف بودن بهم فیدبک بدن). بهم گفتن همه جورت عالی بود، خیلی خوب و مسلط حرف زدی ولی فلان سوال رو چرا اینطوری جواب دادی (متاسفانه نمیتونم جزییات رو بگم چون قرار شد موارد رو محرمانه نگه دارم). اون استراتژی که برای پاسخگویی به سوالها انتخاب کرده بودم، همون چیزی بود که توی آیلتس دیده بودم. ابتدا شرح موقعیت، بعد اثبات راه حل و در انتها نتیجه گیری. کلا این متد در مورد همه چیز انگلیسی زبان ها جواب میده. آیلتس، مصاحبه، پرزنتیشن، مستندات، همه چیز.
در هر دو مورد اسپیکینگ و رایتینگ، باید ابتدا به مخاطب این مطلب رو منتقل کنید که قراره در مورد چی حرف بزنید. این در تمام مراحل تکرار میشه. فرض کنید قراره در مورد جهانی سازی (globalization) بنویسید. اول باید به مخاطب بگید که من موافق جهانی سازی هستم، بدلیل اینکه مثلا مردم رو با فرهنگ های جدید آشنا می کنه، باعث حرکت سرمایه گذاری ها و همینطور بازار کار میشه و به کشورهای در حال توسعه کمک می کنه که در بازار رقابت جهانی بتونن حرفی برای گفتن داشته باشن و کشورهای توسعه یافته هم نیازهاشون رو با قیمت مناسبتری تامین کنن. اینطوری به خواننده یا شنونده میگید حواست باشه در ادامه، من در مورد این ها میخوام حرف بزنم. بعد دونه دونه موارد رو باز می کنید و با ذکر مثال، توضیحشون میدید. مثال زدن در مورد آیلتس و همینطور در مصاحبه کاری، به مخاطب این پیام رو میده که شما از موضوع درست سر درآوردید، صرفا یک چیزی رو حفظ نکردید که الان بازگو کنید. مثلا در مورد فرهنگ های متفاوت، کشورهایی مثل کانادا و استرالیا رو مثال می زنید که از مواهب چند فرهنگی برخوردار شدن. یا در مورد گسترش بازار کار، به برنامه نویس های هندی استناد می کنید که در هند نشسته اند و برای شرکتهای آمریکایی کد نویسی می کنن. برای تامین نیاز کشورهای توسعه یافته و ورود کشورهای در حال توسعه به بازار هم، مثال تامین مواد اولیه کارخونه اپل از برزیل میتونه عنوان بشه. همه این موارد رو باید با transition های مناسب به هم وصل کنید، طوری که ارتباط قسمتهای مختلف گفته ها و نوشته تون، برقرار بشه و اینطوری نباشه که بی مقدمه از یک حوزه به حوزه دیگه بپرید. اینجا کلماتی مثل moreover (که البته دیگه فکر می کنم خیلی خز شده باشه!) nevertheless، on the other hand، furthermore و … به کمک شما میان. در نهایت هم، از مجموع حرفهاتون باید به یک جمع بندی برسید، که برخاسته از دلایل عنوان شده باید باشه. در این میونه، هر اندازه از کلمات فاخرتر و هرقدر از ساختارهای پیچیده تری در گفتار و نوشتار استفاده کنید، به بالا رفتن شانستون برای گرفتن نمره بالاتر کمک کرده اید. خود شما باشید، کدوم یکی رو می پسندید:
با توجه به دلایل فوق، جهانی سازی کار خیلی خوبی است.
در مقابلش پیشرفت اقتصاد، استفاده از تخصص کارشناسانی که تابحال در دسترس نبوده اند و توسعه بازار کار برای کشورهای مبدا و مقصد تنها گوشه ای از مزایای بیشمار جهانی سازی است و تعجبی ندارد وقتی می بینیم امروزه کشورها جهانی سازی را در اولویت های خود قرار داده اند.
در مورد لیسنینگ، تنها راه تمرین و عادت دادن گوش به شنیدن انگلیسیه. در این راه، تماشا کردن فیلم برای آیلتس، اونم در کوتاه مدت کمکی نمی کنه. من خودم تمام آیتمهایی که تا اون زمان در دنیا از طرف خود کمبریج ارائه شده بود رو گوش کردم. بعد از اینکه تست ها رو میزدم، فایل ها رو بارها و بارها گوش می کردم تا با لهجه و همینطور حالت صحبت کردن افراد آشنا بشم. خبر خوب اینکه تعداد آدمهایی که برای امتحان لیسنینگ حرف می زنن محدوده و دقیقا همون آدمهایی هستند که توی کتابها هم ایفای نقش کرده اند. بنابراین آشنایی با طرز حرف زدن اونها میتونه در امتحان کمک کننده باشه. روز امتحان هم، یکی دوتا از اون فایل ها رو روی گوشی تون همراه داشته باشید. مغز ما – که فارسی زبان هستیم – فارسی فکر می کنه. من با گذشت نزدیک به چهارسال از زندگی در کانادا، بازهم صبح ها که بیدار میشم و میرم سرکار، فهم صحبت های افراد دور و برم برام مشکله. بنابراین اگر از اون فایلها همراهتون باشه که قبل از امتحان بهشون گوش بدید، بقول خودمون مغزتون رو گرم کردید که برای امتحان آماده باشه. وگرنه این گرم کردن مغز، سر امتحان باید رخ بده.
و اما ریدینگ. بنطر من ساده ترین ماژول آیلتس همین ریدینگه. یکی دو تا تکنیک ساده داره ولی چیزیه که خیلی راحت میشه ازش نمره آورد. در مورد true, false, not given هیچی بر مبنای نتیجه گیری شما تنظیم نشده (بقول معلم زبانم، نظر شما در آیلتس پشیزی ارزش نداره!). باید چیزی که در متن می خواهید صراحتا وجود داشته باشه. اگر صراحتا فلان چیز وجود داشت، true. اگر صراحتا گفته شده بود که وجود نداره، false. و در غیر اینصورت، not given. تفسیر شما ربطی به سوالات نداره، دو نفر آدم متفاوت، دو تا تفسیر متفاوت ارائه میدن. پس اینکه: این رو گفته و ازش نتیجه میگیرم که فلان چیز درسته، اصلا روش خوبی برای جواب دادن به سوالات نیست.
یکی دیگه از سوالاتی که در ریدینگ خیلی مشکل آفرین می تونه باشه (و اتفاقا خیلی راحت میشه باهش برخورد کرد)، سوالاتیه که یه لیست از ۱۰ عبارت بهتون میدن، میگن ۶ تا از اینها رو به عنوان سرفصل پاراگراف های متن انتخاب کنید. به این کار اصطلاحا head matching گفته میشه. بدترین کار اینه که بشینید و کل پاراگراف رو برای این منظور بخونید. یادتونه گفتم فرمت امتحان چطوره؟ ایده هر قسمت، اولش میاد. پس اول باید در هر کدوم از متنهایی که به عنوان سرفصل داده اند، یک و فقط یک کلمه کلیدی (که بیانگر منظور اصلی اون عبارت هست) رو پیدا کنید و زیرش رو خط بکشید. بعد برید سراغ متن، اینجا هم فقط جمله اول رو بخونید. بعد ببینید مفهوم این جمله، با کدوم کلمه ای که در مرحله قبلی زیرش خط کشیده بودید همخونی داره. به همین راحتی می تونید عبارات رو با پاراگراف ها مرتبط کنید. احیانا، اگر موردی بود که با جمله اول نتونستید ارتباط رو برقرار کنید، به جمله آخر پاراگراف مراجعه کنید و از روی اون تصمیم بگیرید (یادتون باشه که جمله آخر، نتیجه گیری از صحبته). البته اگر از جمله اول به نتیجه رسیده بودید، دیگه لازم نیست خودتون رو با مراجعه به جمله آخر گیج کنید.

۶۳ نظر

  1. مرسی. عالی بود :))))))

  2. عرض ادب.

    یعنی شما همون آیلتسی که برای مهاجرت داده بودید رو می تونید برای سیتیزنشیپی ارائه کنید؟ حتی بعد سه چهار سال؟

    ممنون از نوشته های شیرین و بامزتون 😉

  3. ممنون از نوشته عالی شما درباره ایلتس .این ایلتس که مارا بیچاره کرده الانم باید لیسنیگ۸ با سه تا۷ بیارم.
    برای لیسنینگ همون کمبریج ها کافیه مشکل من تو لیسنینگ اون مولتی چویز هاست که یهو رشته کلام از دستم میره و نمی تونم تمرکز کنم چی گفت اصلا

  4. The best thing you could ever talk about

  5. سلام اقای روشناس
    ممنون از توضیحات خوبتون،یک سوال متفرقه میخواستم بپرسم ممنون می شم جواب بدید
    من شبکه های کامپیوتری(سیسکو،میکروتیک،انتن های وایرلس و…. ) کامل کار کردم ،با توجه به اطلاعاتی که شما از بازار کار IT دارید این شاخه از IT بازار کار مناسبی داره؟

    • امير حسين روشناس

      راستش من با افرادی که تخصص مشابه شما رو داشته باشند کمتر برخورد کرده ام. یک مطلبی رو توجه داشته باشید: برخلاف ایران که همه دوست دارند شبکه خودشون رو داشته باشند و دیتا سنتر راه بیندازند و … اینجا ترجیح همه بر اوت سورس کردنه. بیشتر ترافیک شبکه هم برای شرکتهای کوچک و متوسط، از روی اینترنتی میگذره (من وقتی می خوام عکس های مراسمی رو با کسی توی شرکت به استراک بگذارم، یک جایی روی اینترنت آپاود می کنم و اونم از روی اینترنت دانلود می کنه). بدلیل پایین بودن هزینه اینترنت و سرعت بالای اون در اینجا، بازار کار به اون سبکی که در ایران وجود داشت دیگه نیست.
      از طرف دیگه، شرکت های زیرساخت به هر حال به داشتن نیروی متخصص در این حوزه نیازمند هستند. بنابراین باید ببینید پیش این شرکتها میشه حرکتی کرد یا نه.

  6. سلام آقای روشناس وقتتون بخیر.آقا از هالووین پست نزاشتینا :(((

  7. سلام
    وقت بخیر
    اگه امکان داره در مورد بیمه بیکاری و حقوق و سن بازنشستگی و مرخصی سالانه مطلب بنویسین
    ممنونم

  8. جناب روشناس سلام

    امیدوارم شاد و سلامت باشید، یک سوال داشتم ، چه مدت بعد از ورود به کانادا با داشتن اقامت دائم میشه درخواست سیتیزنی داد و چه مدت پرسه اش تا دریافتش حدودا طول میکشه.ممنون میشم از اونجاییکه کاملا با قوانین روز کانادا آشنایی دارید بیشتر در مورد شرایط سیتیزن شدن کانادا مطلب بنویسید.

    • امير حسين روشناس

      بیخیال عزیز… من کچا با قوانین روز آشنایی دارم!
      در حال حاضر اگر با داشتن PR در ۵ سال گذشته، ۱۰۹۵ روز (معادل ۳ سال) رو در کانادا بوده باشید می تونید برای سیتیزنی اقدام کنید. مدت زمان پروسه هم، خود سایت زده یکسال.

  9. سلام، متن مثل همیشه عالی و پرمحتوا، مفید و مختصر بود.
    یک موردی را که میخواهم بگویم اینه که از حدود سه سال پیش که پروسه مهاجرتم دوباره ام !!! برای کانادا را شروع کردم و به طور بسیار اتفاقی با نوشته های شما آشنا و همراه شدم. انگار تمام تجربیات از زبان خودم بود و با این نوشته کاملتر شد زیرا که من جزو متقاضیان مهاجرت کانادا در سال ۲۰۰۸ بودم که پرونده ها را یکباره در سال ۲۰۱۳ بسته شد و ما موندیم و حوضمون! سریع برای استرالیا اقدام کردم و تا مرحله تایید کامل و نهایی مدارک رفتم ولی باز نظرم عوض شد و مهاجرت کانادا را از نو تقاضا کردم….سری آخر آیلتس ۲۵۰ تومانی را از طریق سازمان سنجش دادم(البته من فقط یکبار آیلتس امتحان دادم ) و خلاصه با مرور تمام خاطرات اکنون و قبلتر شما انگار دفتر خاطرات مهاجرت خودم را ورق میزنم…..خیلی ممنونم….در کنار همراه زندگیتان سلامت و شاد باشید.
    پی نوشت:هر موقع کار ایده آل تون را پیدا کردید، ممنون و خوشحال میشوم که اعلام کنید.

  10. البته جسارتا علت نوشتن پی نوشت اعلام پیدا کردن کار ایده آل این بود که یادم هست در جواب دوستی که از رضایت زندگی در کانادا(تورنتو ) در پستهای قبلی پرسیده بودند، جواب دادید اگر کار ایداه آل را پیدا کنید کاملا راضی هستید و گفتم با اعلام یافتن کار ایده آل ما هم در رضایت و شادی شما شریک شویم….در پناه حق

  11. امیرحسین جان بعد از یک مدت طولانی دوباره وقت کردم به بلاگ قشنگت سر بزنم.
    جالب اینه ۲ سپامتبر ایلتس دارم و این نوشته فنیت مطمینم به کارم میاد

  12. قطعا منظورش سپتامبر سال دیگه نبوده

  13. سلام و خسته نباشید سطح زبان من مقدماتی هست ممنون کمک کنید برای ایلتس از پایه چه منابعی شروع کنم الان برای کانادا ایلتس چند کافی هست
    من رشته ام حسابداری هست میتونم کار پیدا کنم

    • امير حسين روشناس

      نمره آیلتس بستگی داره چه برنامه ای رو انتخاب کنید. در مورد پیدا کردن کار، بنده نمیتونم پیشگویی کنم.

  14. سلام تشکر بابت زحماتی که میکشید برای اطلاعاتی که ارزشمنده و به رایگان در اختیار ما میزارید
    بنده دندانپزشکم نمره ایلتس ۷ دارم .
    میدونم برای برابر سازی مدرکم باید چند امتحان در کانادا بدم که شنیدم امتحان های سختی هم هستن
    به نظر شما بازار کار رشته من اونجا چه جوری هست ؟
    سوال دیگه هم اینکه من میتونم تو بیمارستان کار کنم یا باید مطب شخصی بزنم یعنی دولت یا کلینیک ها دندانپزشک استخدام میکنن یا نه ؟

    • امير حسين روشناس

      امتحاناتش کمش مشکله اما خیلی از هموطنان رو دیدم که از پسش بر اومدن، چرا شما یکی از اونها نباشید؟!
      بازار کارش هم، کمی رقابتیه ولی بعد از استقرار خودتون دستتون میاد که چطور می تونید موفق باشید، مثلا اینکه در شهر تورنتو سکنتنکنید و شهرهای اطراف مستقر بشید و مواردی از این قبیل.
      به عنوان یک دندانپزشک، شما یک بیزنس ثبت می کنید و مثل سایر دارندگان کسب و کار، مشتری جذب می کنید و مالیات میدید و …. دندونپزشکی جزو خدمات دولتی نیست.

  15. سلام روز بخیر،من و همسرم کارمند هستیم من تصمیم به اقامت در کانادا رادارم ولی برای الان نه چون تا ۵ سال آینده با ۲۰ سال درخواست بازنشستگی میدم چون ترجیح میدم حقوق داشته باشم از الان میخوام برای زبان اقدام کنم میتونم از جنابعالی راهنمایی بگیرم ممنون از لطفتون

  16. نمیدونم این طرز فکر که حقوق بازنشستگی داشته باشم درست است یا نه،چون فکر نمیکنم راحت بتونم اونجا مشغول به کار بشم(مدرکم ارشد شیمی ولی چون با رشته خودم کار نکردم فکر نمیکنم اونجا این رشته به دردم بخوره) و همسرم هم لیسانس عمران و ارشد مدیریت داره نمیدونم صلاح هست که دنبال کار فنی باشه در این پرسه زمانی چون شنیدم کارهای فنی بازار کار بهتری دارند. از طرفی میترسم از اینکه زمان را از دست بدم چون من یک پسر ۷ ساله دارم بیشتر نگران اون هستم .(در مورد زبان هم که اگر راهنمایی بفرمایید بهترین موسسه جهت آموزش ممنونم میشوم).

    • امير حسين روشناس

      من متوجه نشدم چطور میتونم کمکتون کنم. اگر منظورتون موسسه زبانه، اطلاعات من متاسفانه قدیمیه و از شرایط فعلی آموزشگاه های ایران خبر ندارم.

  17. ممنون بابت راهنماییات …
    دلت شاد باااشه ایشالا

  18. سلام و عرض ادب
    من به طور کاملا اتفاقی وارد وبسایت شما شدم و مطلب بسیار مفیدی به چشمم خورد و ازتون ممنونم
    من هفت ماه هست که ار طریق اسبانسرشیب به کانادا اومدم و مشغول زبان یاد گرفتن هستم
    در ایران لیسانس بیهوشی داشتم ولی اینجا اصلا نمیدونم بهترین مسیر و بهترین رشته کجا و چطوری هست
    ممنون میشم راهنماییم کنین.

    • امير حسين روشناس

      سلام
      بنده فرد مناسبی برای مشاوره نیستم. نمیدونم کجا در حال زبان آموزی هستید، اما پیشنهاد من مدارس بزرگسالان (Toronto Adult Schools) است، حتی برای زبان آموزی. محل زندگیتون رو هم نمی دونم ولی خانم من مدرسه یورک دیل میره و خیلی هم راضیه. مشاورین اون مرکز بهتر می تونن بهتون کمک کنن یا حداقل بهتون بگن کجا باید دنبال جواب سوالاتتون بگردین.

  19. ممنون از مطالب مفیدتون، امیدوارم همین طور ادامه بدین، خیلی خوبه که هستین 🙂

  20. سلام خسته نباشید.
    من خودم قصد دارم برای سه سال دیگه اقدام به ویزای تحصیلی کنم و الان دارم زبان میخونم ودر کنارشم میخوام زبان فرانسه بخونم
    اینکه فرانسه رو مسلط باشم تا چه حد روی پذیرش من تاثیر میذاره؟ (اصلا تاثیر داره؟جدای از مدارک لازم)
    و من شهر اتاوا رو مد نظرم هست و دیدم ک اونجا حدود سی درصد فرانسوی زبان
    هستن

    • امير حسين روشناس

      تا جایی که من اطلاع دارم، زبان فرانسه در پذیرش کبک بسیار موثره. برای فدرال هم امتیاز اضافه تر براتون به همراه داره ولی تاثیرش در کبک بسیار چشمگیرتره.

  21. سلام. من بطور اتفاقی از توییتر لینک وبلاگتون رو پیدا کردم.
    سوالی که دارم اینه که برای کسی که ٧،٨ ماهه کاناداست، چه پیشنهادی دارین برای تقویت زبان. من کارم برنامه نویسیه و محل کار شاید در حد ١٠تا ٢٠ جمله حرف یزنم، بقیه اش سرم توی کاره. بخاطر همین دنبال راهی هستم که زبانمو تقویت کنم چه دامنه لغات چه گوش دادن و چه صحبت کردن. ممنون میشم اگه تجربه ای یاپیشنهادی در این مورد دارین، بهم بگین.
    ممنون

    • امير حسين روشناس

      توی event های مختلف شرکت کنید. meetup یا کلاسهای کتابخونه. خیلی جاها رو می بینم که مثلا یک شرکت برای معرفی محصولات خودش یک event برگزار می کنه و بعد از معرفی، افراد حاضر با هم networking می کنن. می تونید از این امکان هم استفاده کنید.

  22. امیر حسین خان گرامی سوالی داشتم لطف مdکنید در صورت امکان راهنماییم کنید
    اطلاعاتی رو راجع به ویزای هنرمندان میخواستم بدونم و اگر وبسایت آفیشیال در این رابطه هست لطف میکنید بهم معرفی کنید
    متشکرم

    • امير حسين روشناس

      متاسفانه اطلاعی در این زمینه ندارم. پیشنهاد می کنم با یک مشاور امور مهاجرتی صحبت کنید، معمولا جلسه اولشون رایگانه.

  23. سلام. آقا شما مجموعه ویدیوهای Simon رو دیدی؟ طی یه سری ویدیو هر ۴ تا مهارت آیلتس رو خیلی خوب و با مثال توضیح میده و تکنیک‌های هر کدومشون رو هم میگه. سایتش اینه و با یه سرچ توی نت میتونید ویدیوهاشو واسه دانلود پیدا کنید:
    http://ielts-simon.com

  24. سلام و عرض ادب
    جناب آقای روشناس ممنون از این همه اطلاعات مفید که در اختیار همه قرار میدید
    من یه دختر ۱۶ ساله دارم که در حال حاضر در پایه دهم مشغول به تحصیل هست و دوست دارم برای ادامه تحصیل به کانادا بیاد الیته یه دوست صمصیمی هم در مونترال داریم که پرس و جو کردم گفتن اگه الان اقدام کنیم برای سال بعد باید بره مدرسه بزرگسالان تحصیل کنه
    می خواستم بیینم آیا واقعا باید بره مدرسه بزرگسالان چون شرایط مدارس در استانهای مختلف کانادا فرق داره ؟
    یا بذارم دیپلمش رو بگیره بعد اقدام کنم به نظر شما کدوم راه بهتر هست
    با سپاس فراوان

  25. سلام میخواستم ممنون از وبلاگت میخواستم بدونم اگه من یه در امد ثابت حدود ۱۰ملیون در ایران داشته باشم که در نبود منم پابرجاست میتونم با تکیه به اون به کانادا مهاجرت کنم واونجا راحت زندگی کنم ضمنا دو فرزند ۱۰ و ۱ساله هم دارم که میخوام اونهارو هم حتما بیارم و همسرم

    • امير حسين روشناس

      سلام. قطعا خیر. ۱۰ میلیون تومن در ماه زیر ۱۵۰۰ دلار در ماه میشه، این مبلغ حتی کفاف اجاره یک آپارتمان یک خوابه در تورنتو رو هم نمی تونه بده.

    • اشتباه شما را من هم کردم، شما نکنید. تکیه بر (صرفاً) درآمد ایران، چند تا پیش‌فرض غلط دارد:
      ۱. این درآمد، همیشگی است.
      ۲. نرخ دلار همینی است که الان هست.
      ۳. با این روش، من می‌توانم (با خیالِ) «راحت» در کانادا زندگی کنم.

      بماند که چند سال پیش، ۱۰ میلیون تومان می‌شد ۳ هزار دلار و الان، ۱۰۰۰ دلار هم نمی‌شود! (متاسفانه 🙁 )

      اگر می‌خواهید در کانادا «زندگی» کنید، برای درآمد دلاری در کانادا ــ هم ــ (افزون بر درآمد ریالیِ احتمالی) «پلن» داشته باشید. مگر اینکه مثلا الان حداقل معادل یک میلیون دلار پول نقد داشته باشید و ماهانه هم آنقدر ریال درآورید که مثلا دلار ۱۰۰ هزار تومان هم شد، ماهی حداقل ۵-۶ هزار تا دستتان را بگیرد. ولی کلا نوسانات دلار از اواخر ۹۶ تا کنون، نشان داد که با طناب پوسیدهٔ «درآمد ریالی و تبدیل آن به دلار» (اگر این «تنها» استراتژی برای تأمین مالیِ زندگی در کاناداست) بهتر است آدم وارد جریان زندگی در کانادا نشود!

      (پی نوشت: اگر فقط به یک منبع درآمد متکی هستید، در ایران هم خیلی نباید خیالتان بابت امنیت مالی راحت باشد. ثروتمندان، یعنی کسانی که به ‌آزادی مالی رسیده‌اند به این معنا که درآمدشان بیشتر از مخارجشان است و بخش عمده آن درآمد هم «غیرفعال» passive است، بیش از یک منبع درآمد دارند یا به عبارتی، MSI دارند: Multiple Source of Income).

  26. سلام آقای روشناس من میخوام برای دوسال آینده جهت ویزای تحصیلی اقدام کنم. میخواستم ازتون درخواست کنم منابعی که برای دریافت نمره قبولی آیلتس کمک کننده است رو معرفی کنید. ممنون از محبتتون.

  27. ممنون از اطلاعات خوبتون. لطف بزرگی میکنید اگر منو در مورد منابع راهنمایی کنید.مرسی

  28. سلام
    واقعا ممنونم از اطلاعاتتون
    با اجازتون من یک سوال دارم
    من خیلی دوست دارم به کانادا مهاجرت کنم
    وضعم تو ایران بد نیست
    یک ماشین دارم در حد ۱۳۰ میلیون و یک خونه در حد ۲۲۰ میلیون و اگر وسایل خونمم بفروشم فکر کنم سر جمع ۴۰۰ تا ۴۵۰ پول دستم بیاد
    سوال من این بود با توجه به سرمایه من به نظرتون من زبان فرانسوی یاد بگیرم بهتره یا انگلیسی؟
    در ضمن من مهندس برق هستم

    • امير حسين روشناس

      به سرمایه ربطی نداره، شما باید انگلیسیتون خیلی خوب باشه. اگر هم مقصدتون کبک است، فرانسه.

    • ببخشید که من پابرهنه این وسط آمدم 🙂 شما باید ببینید «چرا» می‌خواهید به کانادا مهاجرت کنید. «من خیلی دوست دارم به کانادا مهاجرت کنم» دلیل خوبی نیست و با این «دلیل»، بعید است بتوانید در کانادا خیلی موفق شوید. بعد «وضعم تو ایران بد نیست» یعنی چه دقیقا؟ راضی هستید؟ نیستید؟ به رویاهایتان رسیده‌اید؟ قرار است با مهاجرت چه تغییری در وضع شما ایجاد شود؟

      در خصوص سرمایه هم، این رقم متاسفانه الان حدود ۴۵ هزار دلار (کانادا) می‌ارزد که در کانادا خیلی رقم چشمگیری نیست. اما در قبال آن، شما باید سرپناه و وسیله نقلیه و سایر داشته‌های خود را تبدیل به پول کنید که آنجا بخورید. و این ایدهٔ خیلی خوبی نیست. مگر اینکه واقعا برای مهاجرت خود «دلیل خوب» داشته و برای موفقیت در مهاجرت، «پلن» داشته باشید.

      سن شما، نیز تاهل یا تجرد شما، و فرزند داشتن یا نداشتن هم پارامترهای دیگری است که در تصمیم‌گیری خود باید لحاظ کنید.

      اما (جسارت نباشد) با این کامنتی که شما گذاشته‌ اید، به نظرم فرایند مهاجرت و جا افتادن در سرزمین جدید را خیلی سرسری و ساده تصور کرده‌اید.

      امیدوارم موفق باشید

  29. سلام. ببخشید از بیخ عرب بودم یعنی چی؟

  30. سلام خسته نباشید اکثر کامنتا رو خوندم ی سوال دارم خیلی خیلی ممنون میشم جواب بدی . کسی ک زبانهای برنامه نویسی مانند جاوا- c/++c- lisp پایتون و پرل رو بلد باشه با لینوکس هم کار میکند و زبان انگلیسی رو فول بلد باشه . در کانادا از لحاظ مالی چجوریه حقوق ها ؟ با این مشخصات فردی . ؟؟؟؟؟

  31. سلام
    من بخش های مختلف سایت شما رو مطالعه کردم، بنظرم دانش پاسخ به این موضوع را دارید.
    من سابقه کار و دانش آکادمیک تو رشته مدیریت بازاریابی رو دارم و از دانشگاه تهران مقطع ارشد فارغ شدم.
    بنظرتون تو این رشته و تخصصم بهتره بدنبال مهاجرت کاری باشم یا اینکه چون پول زیادی ندارم از طریق فاند درسی اقدام کنم؟
    به صورت کلی دیدگاه شما در این دو مورد کدام است؟

    • امير حسين روشناس

      متاسفانه برخلاف اون چیزی که شما گفتید، من نه صلاحیت این رو دارم که به شما توصیه ای در زمینه مهاجرت بکنم، نه دانش و تجربه اش رو. چیزی که من می تونم بگم اینه که مدرک دانشگاهی ایران برای کارفرما شناخته شده نیست، کار بلد بودن و اثبات اون موارد خیلی بیشتر از مدرک دانشگاهی اهمیت داره. بنابراین صرفا روی اخذ مدرک کارشناسی ارشدتون نمی تونید برای مهاجرت کاری حساب کنید.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*