خانه » محیط کار کانادا » شرکت های IT در آمریکای شمالی

شرکت های IT در آمریکای شمالی

به حکم زمینه کاری و تحصیلی که دارم، شغلم همیشه مرتبط با IT بوده و در زمینه های کامپیوتری کار کرده ام. بعضی مهندسین کامپیوتر هستن که ترجیح میدن شغلشون با IT ارتباطی نداشته باشه، مثلا برادر یکی از دوستان من در شرکتی کار می کرد (و شاید هنوز هم همونجا مشغول باشه) که زمینه اصلی کارشون نساجی بود، و این بنده خدا کارش نگهداری و پشتیبانی از سیستم های کامپیوتری اون مجموعه بود. اما من همیشه در شرکت هایی با موضوع فعالیت IT کار کرده ام و از این بابت هم ناراضی نیستم.
بگذریم، در آمریکای شمالی بدلیل شناختی که از مهندسین چموش(!) کامپیوتر دارند، معمولا سعی میشه که محیط کار رو برای این افراد یاغی طوری آماده کنند که حوصله شون سر نره و دنبال تنوع در جایی خارج از شرکت نباشند. در ایران خیلی متخصصین کامپیوتری رو سراغ داشتم که طرف صرفا بدلیل اینکه از کار کردن در شرکتی حوصله اش سر می رفت، یک موقعیت شغلی خوب رو رها می کرد و جای دیگه ای دنبال کار می گشت. خیلی اوقات جای جدید از محل کار قبلی درآمد یا مزایاش هم پایینتر بود، ولی فرد بدلیل اینکه با محیط جدید، آدمهای جدید و نوع کار جدیدی سر و کار پیدا می کرد، حاضر به جابجایی می شد. این واقعیت رو بذارید در کنار تنوع طلبی و میل به fun در جوامع آمریکای شمالی، می بینید که متخصصین کامپیوتر خیلی مخلوقات عجیب و غریبی میشن! صد البته من هم از این افراد متمایز نیستم و حتی جوونتر که بودم، از چموش ترین افراد در این وادی به شمار میومدم!
برای افسار زدن و مهار کردن استعدادهای خوبی که در حیطه کامپیوتر پیدا میشه، شرکتها معمولا محیطهای خیلی جالب و فانتزی برای کارکنانشون فراهم می کنن. مزایای شغلی و تنوع آپشن هایی که در کنار کار اصلی ارائه میشه هم در همین راستاست. شما می بینید در کنار یک حقوق بقول خودشون رقابتی، مزایای بیمه تکمیلی درمان رو خیلی از شرکتهای درست و حسابی ارائه میدن (مثلا هزینه دارو در کانادا بسیار بالاست – یک آنتی بیوتیک ساده برای عفونت گوش برای من نزدیک ۸۰ دلار آب خورد – بیمه تکمیلی میاد و مثلا ۸۰ یا ۹۰ درصد این هزینه رو پوشش میده. یا اوهیپ – برنامه بیمه همگانی افراد در اونتاریو – هیچ خدماتی در زمینه دندونپزشکی به افراد ارائه نمیده و فقط اگر بیمه تکمیلی درمانی داشته باشید می تونید از مزایاش استفاده کنید). اینها موارد ملموس و البته خیلی پایه ای هستند. حالا توجهتون رو به چند مورد جالبتر جمع می کنم، نمی دونم مواردی از این قبیل در شرکتهایی که پایه کارشون IT نیست، ارائه میشه یا نه:
محیط کار سرزنده و شاداب
خیلی از محیط های کاری شرکتهای کامپیوتری، جذاب و شاد هستند، مثلا شرکت Salesforce (تصاویر از سایت Toronto life):

میان وعده و نوشیدنی مجانی
خیلی از شرکت ها، اسنک و انواع نوشیدنی ها رو مجانی در اختیار کارکنانشون میذارن. معمولا شرکتها روزهای جمعه عصر، برنامه لهو و لعب هم دارند که حداقل توش آبجو مصرف میشه، مواردی هم از سرو شراب و شامپاین گزارش شده!

(نوشیدنی های شرکت Freshbooks)

رخدادهای دور همی
به بهانه های مختلف، event هایی در شرکت ها برگزار میشه که مثلا شرکت گدا گشنه ای مثل شرکت ما، میگه هرکسی نهار درست کنه و بعد بیارید به اشتراک بذارید (همون putluk). بعضی شرکتها برنامه یک مهمونی مفصل رو تدارک می بینن، مثل فرش بوکز (تصاویر از Glassdoor):

جشن هایی مثل هالووین هم بهونه مناسب دیگه ایه برای الخورتک بازی (شرکت نکستوپیا – از صفحه شرکت در فیس بوک):

(اون فرد محترم وسط تصویر که شنل سیاه داره، مدیرعامل شرکته)

در کنار مزایایی که اسم بردم، مواردی از قبیل ساعت کاری شناور (هر زمان دلت میخواد بیا، هر زمان دلت می خواد برو)، کار کردن از خونه، سهامدار شرکت شدن (استارتاپ ها معمولا این آپشن رو میدن، در کاری که دارید انجام میدید سهم خواهید داشت) هم از سایر مواردی هستند که برای راضی نگه داشتن کارکنان شرکت های کامپیوتری بهشون پیشنهاد میشه.

۳۱ نظر

  1. آقا، این چیزی که ما توی شرکت های آی تی تهران دیدیدم که هیچ شباهتی با این شرکت هایی که شما توصیف کردین ندارند. بقیه شهرهای ایران هم که فکر نمی کنم شرایط بهتری داشته باشند.
    من توی خیلی از شرکت های کوچیک بودم. توی بعضی از شرکت های بزرگ (پر جمعیت) هم بودم یا رفت و آمد داشتم. گاها شرایط پایه رفاهی هم برقرار نیست. امکانات تشویقی که بماند.
    چند وقت پیش با یک شرکتی صحبت می کردم. ساعت کار از ۸ صبح تا ۶ بعد از ظهر. سفته بیست میلیون تومانی و کلی منت که دو سه ماه اول هر برنامه نویسی، شرکت از جیب ضرر می کند چون برنامه نویس (حتی کسی که ده سال سابقه کار دارد) هنوز چیزی بلد نیست!
    شرکت دیگری سراغ دارم که همه مانیتورها رو به سالن هستند طوری که مدیر می تواند پشت سر افراد قدم بزند و تمام صفحات را ببیند. هر چند متر یک دوربین مدار بسته هست. روابط افراد طوری کنترل می شود که صمیمت زیادی در شرکت و بیرون شرکت ایجاد نشود.
    یک مدتی توی یکی از شرکت های بانکی بودم. جایی برای نهار خوردن نداشتند. همه سر میز پیش کامپیوتر غذا می خوردند.

  2. واقعا عالیه هر لحظه عطش من برای اومدن داره میره بالا :))

  3. درود بر شما آقا امیر
    یه جایی در جواب سوالی نوشته بودی” اینجا اصلا با انتظاراتم همخوانی نداشت. جایگاهی که از نظر شغل و کار دنبالش بوده ام و در زمان مهاجرت با توجه به وعده و وعیدهای دولت کانادا و همینطور چیزی که سایر دوستان و آشنایان می گفتند، تصور کرده بودم اشتباه بود.” با توجه به این شرایط برای برگشت به ایران برنامه ای داری(احتمالا بعد از سیتیزن شدن؟
    ممنونم ازت

    • ببینید، موضوع به این سادگی نیست که چمدونهام رو ببندم و برگردم.
      برای یک مهاجر نسل اول، دیگه وطن به اون معنایی که قبل از مهاجرتش بوده، دیگه وجود نداره. میخوام بمونم، همه مشکلاتی که ذکر کردم رو دارم. میخوام برگردم، همه چیز در جایی که ازش اومدم تغییر کرده و دیگه اونجا هم برای من جای قبلی و آشنا نیست.
      اگر از اول حرکتی نمی کردم و عمرم رو روی این مقوله صرف نمی کردم و البته اگر تجربه امروزم رو داشتم، دست به این کار نمی زدم. اما الان به نظرم برگشتن از راهی که شروع کرده ام کار آسونی نیست.

      • واقعا؟! من فکر میکردم برای ایرانی هاییی که مهاجرت میکنند علی رغم سختی زندگی و اجبار به کار کردن زیاد در مجموع شرایط و کیفیت زندگیشون بهتر از ارانه بخاطر همین هم با همه ی مشکلات بازم حاضر نیستند که برگردند…. راستش نگران شدم چون ما هم قصد مهاجرت داریم و بخصوص اینکه به اصرار من میخوایم بریم شوهرم قلبا موافق نیست… چه کینم به نظرتون…:/

        • امير حسين روشناس

          ممکنه برای شما دردسر ایجاد کنه، چون همسرتون در برخورد با این ناملایمات – که اجتناب ناپذیر هم هستند – ممکنه کاسه کوزه رو سر شما بشکنن. قصد جسارت ندارم منتها یک احتماله به هرحال.

        • من هم با آقا امیرحسین موافقم. پیش از اقدام به مهاجرت، زن و شوهر هر دو با هم به یک «تصمیم مشترک» برسید و پای آن بایستید.

      • آخ گفتی…! کسی که مهاجرت نکرده، خیلی راحت‌تر می‌تواند در ایران زندگی کند تا کسی که یک بار طعم زندگی در کانادا را چشیده است! نمی‌دانم شاخه‌ای به عنوان «روان‌شناسی مهاجرت» وجود دارد یا نه، اما می‌تواند رشته جذابی باشد؛ اینکه در مغز و ذهن یک مهاجر، دقیقا چه اتفاقاتی رخ می‌دهد… من اگر با تجربهٔ مهاجران دیگر از جمله شما آشنا نمی شدم، فکر می‌کردم احساس کردنِ این احساسات ناشی از ایرادی در من است! «برای یک مهاجر نسل اول، دیگه وطن به اون معنایی که قبل از مهاجرتش بوده، دیگه وجود نداره.» چقدر تلخه و چقدر واقعیت داره این موضوع 🙁 نمی‌خوام موضوع رو تلخ کنم، اما احساس می‌کنم (حداقل الان) «زندگی» در کانادا رو دوست دارم، اما دوست دارم در ایران «بمیرم (خاک بشم)». مهاجرت گاهی با آدم چنین کاری می‌کنه!

  4. امیر حسین عزیز
    در خبری که چند ماه پیش در مورد بازار کار کامپیوتر و آی تی کانادا خوندم، نویسنده با توجه به آمار و ارقام استانی، ادعا کرده بود که نیاز به نیروی برنامه نویس در کانادا تا حدی زیاده و این خلأ رو نمیشه با نیروی کار داخل پر کرد. جالب بود که پایین همین خبر، کامنت های بیشماری از متخصصین همین حوزه بود که برعکس ادعا میکردند برای پیدا کردن یا نگه داشتن شغل با مشکل مواجه هستند و این آمارهای غلط ناشی از اطلاعات اشتباهی هست که اکثر شرکت های آی تی جهت دسترسی پیدا کردن به نیروی کار ارزان قیمت کشورهای دیگه ، بخصوص هند، به دولت میدن تا بتونن اینجور افراد مدنظرشون رو به کانادا بیارن.

    دوست داشتم نظر شما رو هم بدونم.
    سپاس

    • من هم با نظر افرادی که کامنت گذاشته اند موافقم. واقعیت عملی و ملموس بازارکار با آمارهایی که منابع رسمی اعلام می کنن خیلی فاصله داره. مشکل نبود تخصص نیست، ادا و اطوارهاییه که کارفرماها در زمان استخدام به سر کاندیدا میارن. اتفاقا یکی دو ماه پیش بود که مجددا شانس خودم رو برای ورود به شرکت فرش بوکز امتحان کردم. شاید باور نکنید اما سوالاتی که از من پرسیدن با سوالاتی که سه سال پیش از من پرسیده بودند حتی یک کلمه تفاوت نداشت! این بار هم من رو رد کردند، و باز مشکل دانش و تجربه فنی نبود. این مرتبه قشنگ پیگیر شدم و چندین و چند ایمیل رد و بدل شد (و کار رو به شبکه های اجتماعی هم کشوندم!). دست آخر معلوم شد که مشکل فقط عدم تطابق فرهنگ کاریه، به بیان ساده تر، کارفرما (یا بهتر بگم، نماینده های کارفرما که همون کارمندان شرکت باشند) از اینکه فردی مثل من رو در تیمشون داشته باشند خوشحال نیستند. مشکل هم اصلا دانش و تجربه فنی نیست، فقط همینه که طرف باهت حال نمی کنه! حالا آمارهای استانی هرچی دلشون میخواد بگن!

      • من تا حد زیادی حرف شما رو قبول دارم.اینجا اولین فیدبکی که ازت میگیرن همیشه در سابقه ات میمونه و همیشه هم بهش ارجاع میکنن و کاری ندارن که تا چه حد پیشرفت کردی یا خیلی براشون گزینه مناسبی هستی نسبت به دیگر افراد.طرز تفکر خاصی دارن که همونطوری که میگید ناشی از تفاوت فرهنگیشون با ما هستش.ولی به نظر من بازهم پیگیر بشید. یکی از تفاوتهای فرهنگیشون همینه که با تمام حال نکردنشون وقتی میبینن خیلی پیگیر هستین در عین ناباوری بهتون خوش آمد میگن.

    • برای هر فرصت شغلی هزاران رزومه میرسه از داخل کانادا و از خارج کشور. جاهایی مثل هند و چین که متخصصین خوبی هم دارند. اینقدر رقابت شدید هست و اینقدر کاندیداها به هم نزدیک هستند که دیگه واقعا مصاحبه فنی ارزش نداره و بیشتر موضوع فرهنگی پیش میاد. حالا خودت حساب کن به هندی یا چینی که خیلی انعطاف پذیر هست از نظر فرهنگی بیشتر مورد قبول هست یا یه ایرانی؟ چینیها خیلی راحت اسمشون رو عوض میکنند هندیها همیشه به به و چه چه میکنن و سعی میکنن خودشونو همرنگ کنند…

  5. سلام آقای روشناس
    من ۱۹ سالمه و دیپلم گرافیک کامپیوتری دارم تصمیم گرفتم که اول برم سربازی و بعدش برای ادامه تحصیل مهاجرت کنم یکی از گزینه های اصلی من برای مهاجرت کانادا هست یک سال دیگه سربازیم تموم میشه الان دارم زبان میخونم خواستم بدونم شما میتونید اطلاعاتی در مورد شرایط تحصیل در دانشگاه های کانادا به من بدید
    ممنون

    • امير حسين روشناس

      نه متاسفانه. من هیچ وقت قصد تحصیل در کانادا رو نداشته ام.

    • چونکه دیپلم ایران رو قبول ندارن اول باید بری دبیرستان یک سال بخونی دیپلم بگیری بعد با دیپلمت شرکت کنی برای دانشگاه ، یک سالی که مدرسه میری نمیتونی کار کنی و همون اول کار که میری باید معادل ۱۳۰ میلیون پول تو حسابت باشه بعدش که دیپلم گرفتی و پذیرش دانشگاه رو گرفتی میتونی سر کار بری شهریه ی دانشگاه بین ۹-۱۲ هزار دلاره – یه کار دیگه که میتونی بکنی اینکه بعد از دیپلم بری کبک اونجا کالج رشته فرانشه بخونی بعد از یکی دو ترم درخواست اقامت بدی و وقتی مقیم شدی شرکت کنی دانشگاه اون طوری چون مقیم هستی دانشگاه رایگانه یا شهریه اش خیلی کمه حتی میتونی وام دانشجویی استفاده کنی. بهترین کار اینه که محض احتیاط تا نرفتی همینجا کنار اینگلیسی فرانسه هم بخونی . راستی ریزنمرات و معدل اینجات که میبری و معدلی که اونجا کسب میکنی هم خیلییی تاثیر مثبت داره برات
      من چون خواهرم میخواست اینطوری بره میدونم اینا رو، دقیقترش رو از یه وکل مهاجرتی میتونی بپرسی

  6. سلام آقای مهندس وقتتون بخیر. این خبر درسته که توی ادمونتون درگیری بوجود اومده؟

  7. جناب روشناس . بنده دانشجوی مستر دانشگاه سسکچوان در رشته علوم کامپیوتر و گرایش تعال انسان و کامپیوتر هستم. برای سال آینده تصمیم دارم دنبال اینترنشیپ بگردم. خواستم بدونم شما توصیه ای برای من ندارید که از کجا دنبال موقعیت های اینترنشیپ بگردم.

    • امير حسين روشناس

      صادقانه بگم، نمی دونم اینترنشیپ اصلا چی هست که بتونم توصیه کنم! در مورد اقدام برای مهاجرت و این مسائل، با وکیل صحبت کنید.

      • ده پونزده تا پست رو باز کردم که همه رو بخونم.
        از وقتی که برای نوشتن پست ها صرف کرده اید و همینطور برای پاسخ دادن به کامنت ها متشکرم، خیلی کمک کننده هست برای تصمیم گیری.
        😉 😉 😉 😉

    • احسان جان/میشه لطفا یک راه تماس برای من بفرمایید/مثلا ایمیلتون
      میخواستم راجب دانشگاه ازتون سوال کنم
      ممنون

  8. سلام خیلی ممنون بابت راهنمایی های ارزنده شما
    من رشته ام کامپیوتره نرم افزار و طراحی سایت کار میکنم . خواستم بدونم در حال حاضر برای برنامه نویسی یا طراحی سایت در کانادا کدوم برنامه ها بیشتر مورد استفاده قرار می گیره ؟

    • امير حسين روشناس

      وردپرس خیلی خواهان داره. بجز اون، جاوا، روبی، پایتون و فریم ورک های PHP مثل سیمفونی، لاراول و codeigniter

  9. سلام امیر حسین جان
    اول از همه تبریک می گم:)))))
    امیدوارم همیشه کنار همسرت شادو خرم باشی
    مطلبت خیلی جالب بود
    متاسفانه چندوقتی بود نتونسته بودم نوشته هات رو دنبال کنم،ولی موضوعی که درموردش نوشته بودی کلی روحیه ام رو شاد کرد:)))

  10. سلام ببخشید من سالهاست که دنبال کار توی کشور کانادا هستم اما نمیدونم از چه طریقی با شرکت هایی مثل شرکت های شما ارتباط بر قرار کنم بنده در زمینه کار پسیو ( اجرای شبکه های محلی و فیبر نوری) تخصص دارم لطفا اگه امکان داره با بنده از طریق تلگرام تماس بگیرید ممنون میشم. ۰۹۳۷۰۵۲۳۵۱۳

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*